جواد محدثي ؛ فرهنگ عاشورا
محسن عظيمي
azimy_mohsen@yahoo.com
حجتالاسلام جواد محدثي، يکي از نويسندگان مذهبي است که در دهههاي اخير تلاشهاي فرهنگي و تبليغي فراواني كرده که ذائقه ادبي و قلمي اين بزرگوار، باعث شده تلاش او تاثيرگذارتر باشد.
او که در دهه چهل تحصيلات حوزوياش را به پايان رسانده؛ پيش از انقلاب به سبب مبارزات سياسي و سخنرانيهاي مختلف، چندين بار دستگير و زنداني شده و تاکنون همکاريهاي فرهنگي گستردهاي با صدا و سيما، امور تربيتي آموزش و پرورش، سازمان تبليغات اسلامي، دفتر تبليغات اسلامي، پژوهشکده باقرالعلوم، سپاه پاسداران و بخش فرهنگي بنياد شهيد و جهاد سازندگي داشته است. او در راستاي انتقال تجارب قلمي و نگارشي خويش به نسل جوان حوزه از پيش از انقلاب تا حال حاضر، پيوسته در مدارس مختلف حوزه علميه، آموزش ادبيات فارسي و روش نگارش و تحقيق داشته و در اين زمينه کتاب (روشهاي) او به عنوان يک متن آموزشي فشرده به شمار ميرود.
اخيراً در ادامه آثار مذهبياش، كتاب «فرهنگ عاشورا» به قلم او در تبيين 428 موضوع مربوط به فرهنگ عاشورا كه طي 512 صفحه به صورت الفبايي تنظيم شده و به چاپ رسيده است. اين کتاب به گفته خود او مجموعه يك جلدي فشرده دَمِ دستي و كاربردي، حاوي لازمترين دانستنيها پيرامون موضوعاتي است كه به نهضت جاويد امام حسين(ع) ميپردازد.
اين کتاب كه به ترتيب حروف الفباست، اشخاص، گروهها، مكانها، كتابها، اصطلاحات، سنّتها، شعائر، تعاليم مكتبي و محورهاي ديگر را شامل ميشود که حاوي لازمترين دانستنيها پيرامون نهضت جاويد امام حسين(ع) چه در عصر حاضر و چه زمانهاي پس از آن تا امروز است.
بهرام شفيع ؛ امكان دارد كيسه گل حريفان شويم
چهره بهرام شفيع براي هر بيننده ايراني آشناست، کسي که سالها به عنوان گزارشگر و مجري، ميهمان دوستداران ورزش بوده و هست و البته اين روزها سخت درگير است تا به عنوان رياست فدراسيون هاکي ايران، حرفي براي گفتن داشته باشد. در واقع فعاليتهاي او در برنامههاي ورزشي تلويزيوني از اوايل دهه شصت آغاز شد و از يک سو بيشتر از دو دهه است که مجري برنامه ورزش و مردم در سيماست و از سوي ديگر شايد بتوان به جرات گفت که در سالهاي اخير کسي بود که هاکي ايران را متحولكرد. تلاش او باعث شد تيم ملي هاكي ايران به عنوان قهرماني نخستين دوره مسابقات جام ملتهاي آسيا دست يابد و براي اولين بار در تاريخ، هاكي ايران توانست خود را به جهان و مدعيان اين رشته ورزشي بشناساند. بهرام شفيع که چندي پيش به مدت چهار سال ديگر رياست فدراسيون هاکي ايران را بهعهده گرفت و البته در انتخابات اين فدراسيون تنها خودش حضور داشت، در راستاي برنامههايي که براي تداوم قهرمانيها توسط اين فدراسيون در نظر گرفته شده، بيان كرد: «قصد داريم با يك برنامهريزي منسجم ضمن تداوم قهرمانيهاي هاكي، آنها را استمرار بخشيم.
در جامجهاني نيز به عنوان تنها نماينده آسيا كار سختي در پيش داريم و بايد بهگونهاي عمل كنيم تا يكي از سكوهاي سهگانه جهاني را كسب كنيم و اين از اولويتهاي فدراسيون است.»
او همچنين در خصوص مسابقات مقدماتي بازيهاي آسياي گوانگجو گفته: «اگر به اين رقابتها صعود نكنيم اتفاق خاصي نميافتد و ميتواند كسب تجربه خوبي براي ما در آينده باشد. اگر هم صعود كرديم بايد ارزيابي كنيم كه حضورمان به صلاح است يا خير؛ زيرا امكان دارد كيسه گل حريفان شويم، چون هنوز كار خاصي در اين زمينه انجام ندادهايم.»
سينماي ما - برنامه زنده «سينما صدا» به سردبيري فرزاد حسني پس از 22 ماه فعاليت در شبكه گفتوگو راديو به دليل اختلاف نظر با مسعود ترقيجاه، مدير جديد شبكه تعطيل شد. اين برنامه كه در طول مدت فعاليت خود مخاطبان بسياري را به خود جذب كرده بود و جمعه شبها از 10 تا 12 شب از راديو گفتوگو پخش ميشد، از جمله برنامههاي جدي راديو در حوزه سينما به حساب ميآمد و با اجراي فرزاد حسني و حضور منتقدان فعال و چهرههاي مطرح سينما به كيفيت قابل قبولي دست يافته بود.ظاهرا اختلاف نظرهاي پياپي ميان حسني و رئيس جديد راديو گفتوگو ـ كه حساسيتهاي مكرر و ويژهاي روي زنده بودن برنامه، مهمانان، انتخاب فيلمها، موضوعات طرحشده و روند بحثهادر اين برنامه به خرج ميداد - موجب شد ابتدا مدت برنامه از دو ساعت به يك و نيم ساعت تقليل يابد و اين روند ادامه يافت تا بالاخره حسني عطاي كار را به لقايش بخشيد.
صراحت و نقدهاي بدون تعارف از ويژگيهايي بود كه اين برنامه را از برنامههاي مشابه صدا و سيما متمايز ميكرد و ظاهرا حسني تشخيص داده اعمال محدوديتهاي بيشتر، ماهيت برنامه را دچار لطمه ميكند.
«سينما صدا» در هفته گذشته با برنامهاي تكراري كه به نقد فيلم «خروس جنگي» اختصاص داشت، روي آنتن رفت و اين هفته نيز اصلا پخش نشد.گفته ميشود مديران راديو گفتو گو، بهجاي برنامه «سينما صدا»، برنامهاي با نام «صداي تصوير» با اجراي عزيزالله حاجي مشهدي تدارك ديدهاند كه قرار است از جمعه آينده در همان ساعت پخش شود.
غلامرضا محمدي، سرمربي تيم ملي کشتي آزاد ايران، دارنده يازده مدال طلا، نقره و برنز رقابتهاي بينالمللي شامل مسابقات قارهاي و جهاني پس از سخنان چندي پيش خود در نشست اعضاي کادر فني و اظهار خوشبختي از حمايت و پشتيباني فدراسيون براي پياده کردن برنامههاي تيم ملي ايران و همچنين اشاره به اينکه هدف، موفقيت در بازيهاي آسيايي و بازيهاي المپيك آينده است؛ آيندهنگري و جوانگرايي در تركيب تيم ملي كشتي آزاد ايران به منظور شركت در بازيهاي آسيايي ۲۰۱۰ گوانگجو چين و بازيهاي المپيك ۲۰۱۲ لندن را از اهم برنامههاي خود اعلام كرده بود.دارنده ۴ مدال نقره و برنز جهان در دهه ۹۰ ميلادي در وزنهاي ۵۲ و ۵۵ كيلوگرم؛ در خصوص جامجهاني ماخاچكالا و مسابقات آسيايي هند ضمن اعلام اينکه در اين مسابقات تحت هيچ شرايطي هدف نتيجه گرفتن نخواهد بود؛ اظهار داشته: «در همين رابطه جلساتي با رئيس و نايب رئيس فدراسيون داشتيم كه در نهايت همه روي اين مساله توافق كردند كه نتيجه اين ۲ مسابقه را هدف قرار ندهيم و به فكر جوانگرايي و آيندهنگري باشيم.» دارنده مدال نقره رقابتهاي جهاني 1995 اعتقاد دارد اين مسابقات بهترين فرصت براي ميدان دادن به جوانهاست و در اين خصوص گفته: «اگر هدف نهايي ما موفقيت در رقابتهاي المپيك 2012 لندن و پيش از آن بازيهاي آسيايي 2010 گوانگجو است، بايد در هر وزن چند كشتيگير آماده داشته باشيم و به همين دليل چارهاي جز ميدان دادن به نفرات جوان و پشتوانهها نداريم و در اين راه بايد هر هزينهاي را هم بپردازيم و به جوانها ميدان بدهيم.» خوشبختانه مسئولان فدراسيون کشتي از جمله محمدرضا يزداني خرم، محمدعلي صنعتکاران و عارف ربطي از ايده و تفکر ما کاملا استقبال کرده و حمايت خود را از مساله جوانگرايي و آينده نگري در ترکيب تيم ملي ايران، دوباره اعلام کردند. وی ادامه داد: در کنار دیدارهای جذابی که شاهد بودیم چهرههای جوان و مستعدی در این رقابتها توانمندیهای بالای خود را نشان داند و این امر نشاندهنده این است که لیگ کشتی ایران به هدف خود نزدیک شده است و این جای خوشحالی دارد.
فاطمه معتمدآريا: از آشپزباشي و خواب ليلا تا شاهنامه آلماني
برنده جايزه ۳۰ سال فعاليت در سينما از جشن منتقدين و نويسندگان ايران، به عنوان يکي از با سابقه ترين بازيگران زن سينماي ايران پس از انقلاب، از آغاز فعاليتهاي هنرياش پيوسته در هر سه حوزه تئاتر، تلويزيون و سينما حضوري پررنگ داشته است.
او پيش از اين در نمايش «ترمينال» به كارگرداني سيامك احصايي در بخش مسابقهبينالملل بيستوششمين جشنوارهتئاتر فجر حضور داشت و يکي از مهمترين فعاليتهاي هنرياش علاوه بر بازيگري، همکاري با گروه تئاتر دانشجويان دانشکده هنرهاي زيبا و با صدا و سيما در زمينه کارهاي کودکان و تئاتر زنده و عروسکي است.
اين روزها فاطمه معتمدآريا با سريال «آشپزباشي» در تلويزيون و فيلم سينمايي «خواب ليلا» به کارگرداني مهرداد ميرفلاح در سينما نقشآفريني ميکند. اما مهمترين خبر در خصوص اين بازيگر نامآشنا حضورش در نمايش «شاهنامه» به کارگرداني «اشتفان ويلند» آلماني است که قرار است از ۲۳ دي ماه در تالار اصلي مجموعه تئاترشهر روي صحنه برود.
اين نمايش که به دو زبان فارسي و آلماني و به صورت کارگاهي در حال تمرين است و قرار است روز
۲۳ دي ماه قبل از برگزاري جشنواره تئاتر فجر اجراي خود را آغاز کند و دو اجرا هم در جشنواره بينالمللي تئاتر فجر داشته باشد؛ نوشته «محمد چرمشير» است که هنوز نام دقيقي براي آن انتخاب نشده است اما با عنوان « شاهنامه» و توسط گروه تئاتر «مارين باد» در ايران و آلمان اجرا ميشود.
دراماتورژي نمايش توسط «فرهاد مهندسپور» انجام شده و «پرويز پورحسيني» و «نگار عابدي» در کنار «فاطمه معتمدآريا» و «اشکان خطيبي» در اين نمايش بازي ميکنند.
اصغر بيچاره ؛ قديميترين عکاس سينماي ايران
شايد اينگونه بايد گفت که اصغر بيچاره، عكاس، كارگردان و بازيگر، با بيش از 60 سال حضور در عرصه هنر بهخصوص عکاسي، قديميترين عکاس سينماي ايران است. او گردآورنده بزرگترين آرشيو عکس و عکاسي در ايران است.
او که تاکنون در نمايشگاههاى مختلف عکس و عکاسى در ايران و ديگر کشورهاي جهان حضور داشته است؛ افزون بر عکاسي ۳۸ فيلم، سابقه بازي در ۲۳ فيلم را نيز دارد و کسي است که نخستين بار با گرفتن کپي از تمام عکسهاي فيلم «دختر لر» براي عبدالحسين سپنتا (فيلمنامهنويس اين فيلم) رسما وارد دنياي هنر شد، سپس با آشنايي با تئاتر، افزون بر عکاسي از نمايشها، گاه در بعضي از آنها هم به بازي پرداخت. چند سال بعد با گروه دوبله مرتضي حنانه و حسين سرشار در ايتاليا همکاري کرد.
آخرين فعاليت او روي صحنه تئاتر، حضورش در نمايش «آگرانديسمان»است؛ قصه عکاس جواني که از دل تاريکخانه به حقيقتي ناب دست مييابد. حضور کوتاه اما هنرمندانه او در برخي از آثار بزرگ سينماي ايران همچون «ناخدا خورشيد»، «اي ايران»، «بوي کافور» و «عطر ياس» از بزرگمردي حکايت ميکند که در وادي هنر پي شهرت و ثروت نيامده، بلکه عاشقي را ميطلبد. در حرکتي شايسته چندي پيش در خانه نمايش اداره تئاتر در مراسمي از او تقدير شد. در اين مراسم لوح تقدير و نشان نوشين (بهنام عبدالحسين نوشين از پايهگذاران تئاتر ايران) توسط بهزاد فراهاني به او اهدا شد و او در سخناني کوتاه گفت: «افتخار حضور در نمايشهاي عبدالحسين نوشين را داشته و چند عكس هم از او گرفتهام. او آن زمان آنقدر بزرگ بود كه هرگز نميتوانستم حتي جلوي روي او بنشينم.»