گلایه های کیارستمی درباره ماجراي پناهي
« مدافع شيوههاي جنجالي پناهي نيستم اما...»
تهران امروز: « عـــباس كيارستمي» نامهاي با عنوان «آرزوی محال»، درباره دستگیری «جعفر پناهي» نوشته که متن کامل آن در نشریه نيويورك تايمز منتشر شده است و همچنين خبرگزاري فارس اين نامه را روي خروجي خود قرار داد.
عباس کيارستمی در نامه خود سينمای مستقل ايران را مهمترين عامل فرهنگی برای پرآوازه کردن نام ايران در سالهای اخير مینامد و مینويسد که جعفر پناهی و محمد رسولاف متعلق به اين سينمای مستقل هستند. کیارستمی در این نامه با گلایه از اوضاع و احوال حاکم بر سینمای ایران می نویسد: « به عنوان یک فیلمساز، از همین جریان سینمای مستقل، سالهاست که با ساختن فیلمهای شخصی و کم هزینه، به کمک و همراهی وزارت ارشاد به سینمای ایران چشم امید ندارم... اين گناه ما نيست كه فيلمسازيم و تنها از طريق فيلمسازي است كه ميتوانيم زندگي كنيم. من براي حل اين مشكل راهحلهاي خود را يافتهام. بيحمايتهاي مرسوم و رايج كه غالب اهل سينما در ايران از آن بهرهمند هستند، فيلمهاي مستقل و كوچك خود را ميسازم و به اين دلخوشم كه نام و اعتباري براي كشورم و مردمي كه دوستشان دارم كسب ميكنم و تنها ضرورت كار كردن است كه فيلمي در خارج از كشورم ميسازم كه در نهايت سليقه يا انتخاب من نيست. اما جعفر پناهي سالهاست به اميد نمايش عمومي فيلمهايش و به اميد همراهي و مساعدت قانوني نهادهاي مسئول سينما در ايران به دنبال يافتن راهحلهايي است.
اگر خبط و خطایی از او سر زده مسئولیت آن متوجه مدیریت و سیاست مسئولان سینمایی است که آنچنان راهها را بستهاند که راهی دیگر جز این باقی نمانده است که برای ساخت فیلم اینچنین خود را به مخاطره بیندازد. او هم از طریق سینما زندگی میکند. شاید مدافع شیوههای تند و جنجالی جعفر پناهی نباشم، اما میدانم آنچه او را به این بند انداخته نه یک انتخاب که یک اجبار ناگزیر بوده است. او چوب مسئولانی را میخورد که طی همه این سالها راه را بر او بستهاند و تنها کوره راهها و راهحلهای انحرافی و گاه حتی بیراههها را بازگذاشتهاند. مشکل جعفر پناهی سرانجام حل خواهد شد، اما کم نیستند جوانانی که اکنون هنر سینما را به عنوان شیوه بیان و راه زندگی خود برگزیدهاند. اینجاست که وظیفه دولت و وزارت ارشاد به عنوان بازوی اجرایی و فرهنگی دولت خطیرتر میشود.»
عباس كيارستمي فيلمساز برجسته ايراني از اوايل امسال ناخواسته دچار حواشي بسياري بود از جمله نامههاي بهمن قبادي كه او را متهم به محافظه كاري و بيتفاوتي به مسايل اجتماعي و حتي هنري كرده بود. كيارستمي با نگارش چنين نامهاي و اعلام موا مواضع فرهنگي خود خواسته يا ناخواسته در پي رد اتهامي است كه از جانب قبادي و ديگران در مورد او مطرح شده بود. در حال حاضر جعفر پناهي كه روزگاري دستيار عباس كيارستمي بود به اتهام ساخت فيلم غير قانوني در بند به سر ميبرد و شايد خيلي از علاقمندان سينما در انتظار واكنش كيارستمي بودند. عباس كيارستمي فيلمساز صلح طلب ايراني هيچ گاه از ادبيات خاص خود عدول نكرد و در همين نامه هم با ادبيات ساده و زيبايي خود از آنچه كه در درونش جريان دارد سخن ميگويد.
از موسيقدان نوگراي ايراني تقدير شد
مشايخي: در دوران قاجار هنر موسيقي ابزار تفنن دربار بود
بزرگداشت عليرضا مشايخي استاد موسيقي كلاسيك و آهنگساز نوگرا برگزار شد. مشايخي دراين مراسم درباره رسالت خود در زندگي اينگونه سخن گفت: «مردم ايران درباره موسيقي به يك خواب طولاني رفتهاند كه هنوز از آن بيدار نشدهاند و من كوشيدهام با مقاله و گاه با استدعا آنها را از خواب بيدار كنم.» وي كه نگاه انتقادي به تاريخ موسيقي ايران دارد، گفت: «از اجداد خودم در ارتباط با كاري كه در موسيقي انجام دادهاند ممنون نيستم، چون اجداد ما موسيقي را مانند «باخ» و «موتسارت» ننوشتهاند كه هنوز هم اجرا شود، بلكه در دوران قاجاريه افراد مهم هنر موسيقي ما ابزار تفنن درباريان و ثروتمندان بودهاند.» مشايخي در بخشي از سخنانش درباره موسيقي نوگرا گفت: «موسيقياي كه من و شاگردانم پيرو آن هستيم يك زبان بينالمللي است و ما را قادر ميسازد كه با همنوعان خود در جهان صحبت كنيم.بهعلاوه ما بايد يكديگر را تحمل كنيم و اينطور نيست كه همه مردم بايد موسيقي باخ را گوش كنند و همه هم نبايد به موسيقي چهارمضراب گوش بسپارند.» در پايان مراسم كه با اجراي موسيقي همراه بود، لوحي از سوي فرهنگستان هنر و با امضاي دكتر بهمن نامورمطلق معاون و دبير فرهنگستان هنر ايران به استاد عليرضا مشايخي اهدا شد.
شمقدری دخالت مشايي در سینما را رد کرد
غني کردن سينماي ايران نيازمند ساخت فيلمهاي پرهزينه است
با توجه به مصوباتي كه تاكنون بوده، دولت راسا نميتواند براي ساخت سالنهاي سينما وارد عمل شود. در اين زمينه بخش خصوصي بايد به ميدان بيايد و دولت هم تسهيلات و كمكهاي بلاعوض ميدهد. البته تا الان استقبالي از اين طرح نشده است. به دنبال مصوبهاي در شوراي عالي سينما هستيم كه كاري كنيم دولت بتواند سالن سينما بسازد و اداره آن را به مراكز فرهنگي هنري واگذار كند.
در حوزه بازسازي سينما اگر صاحبان سينما پيشقدم شوند و استانداري هم برخي از هزينهها را به عهده بگيرد، ما بين يك سوم تا نيمي از هزينه بازسازي را برعهده ميگيريم و بازسازي را هم راسا خودمان انجام ميدهيم.
ظاهرا بودجه معاونت سينمايي درصدي افزايش داشته است ولي قابل قبول ما نيست و اميدواريم در صحن علني مجلس اتفاقهاي خوبي بيفتد.
براي اين كه سينماي ايران غنيتر شود، به همه نوع فيلم و از جمله فيلمهاي «پرهزينه» نياز داريم. در مجلس شوراي اسلامي ساخت اين فيلمها با عنوان فاخر داراي يك رديف بودجه جداگانهاي است و ما اصلا نميتوانيم اين بودجه را در بخش ديگري هزينه كنيم. تلاش ميكنيم تعداد اين فيلمها بيشتر شود.
جشنواره دفاع مقدس را سال آينده در يكي از 8 منطقه سينمايي برگزار ميكنيم و تاكنون با سه منطقه مذاكره كرديم كه يكي از آنها خوزستان است و البته آمادگي زيادي در اين زمينه ندارد و در حال مذاكره با مناطق ديگر هستيم. جشنواره دفاع مقدس دوسالانه است و طبيعي است كه دوسالانه ميماند. امسال فكر ميكنيم فيلمهاي دفاع مقدس خوبي براي حضور در جشنواره داريم ولي سعي ميكنيم فيلمهاي دفاع مقدس براي سال آينده هم از نظر كيفي و هم از نظر كمي بيشتر شود.
گاهي اوقات گفته ميشود كه تعداد جشنوارهها زياد است، در صورتي كه اين طور نيست. اگر ما دنبال اين هستيم كه سينماي ايران پيشرفت كند، يكي از راههاي آن برگزاري جشنوارههاست. در آمريكا بالغ بر 2 هزار جشنواره فيلم برگزار ميشود. اگر اين تعداد با توجه به جمعيت مقايسه شود، در ايران بايد 500 جشنواره برگزار كنيم در صورتي كه كل جشنوارههاي فيلم ما زير 60 جشنواره است و حتي بايد تعداد جشنوارهها را افزايش بدهيم البته بسياري از اين جشنوارهها بايد موضوعي و تخصصي باشد.
برخی سايتها ادعاي حمايت از دولت را دارند. كاري كه ما ميكنيم در راستاي سياستهاي فرهنگي دولت دهم است و در آن اجماع نظر وجود دارد. اگر اين سايتها با عنوان حمايت از دولت، صحبتهاي ديگري مطرح ميكنند، دچار چالش تحليلي هستند و شناخت لازم را ندارند. ضمن اينكه سايتها ميتوانند نظارتشان را اعلام كنند و ما هم سياستهايي كه فكر ميكنيم درست است را ادامه خواهيم داد.
خبري منتشر شد كه ايشان از «شوراي عالي سينما» خبري ندارند. فكر ميكنم اين خبر بهترين دليل است كه حوزه معاونت سينمايي وزارت ارشاد به صورت مستقيم كار خودش را انجام ميدهد و طرح دخالت آقاي مشايي در كارهاي ما يك فضاسازي رسانهاي است.
گفت و گوی شمقدری با فارس 19/ 12/ 88
لطفي ارديبهشت ماه روي صحنه ميرود
كنسرت گروه سه گانه شيدا در شيراز ، اصفهان و تهران
محمدرضا لطفي كه در سال 1388 نتوانست روي صحنه برود ارديبهشت ماه سال 89 در سه شهر شيراز ، اصفهان و تهران همراه با گروههاي سهگانه شيدا كنسرت ميدهد. بهراد توكلي در اين زمينه به ايلنا گفت: مطابق معمول برنامههاي گروههاي شيدا، در بخشي از برنامه استاد لطفي به تك نوازي ميپردازند و در بخش ديگر گروههاي سه گانه شيدا به ارائه برنامههايشان ميپردازند. وي ادامه داد: هم اكنون مشغول برنامهريزي براي كنسرتها هستيم و هنوز محل و تاريخ دقيق اين اجراها مشخص نيست. وي همچنين از انتشار تازهترين اثر استاد لطفي به مناسبت عيد نوروز خبر داد و افزود: اين آلبوم با نام«اي عاشقان» و با صداي محمد معتمدي هفته آينده منتشر ميشود. استاد لطفي به تك نوازي سه تار در آن پرداختهاند و گروه بانوان شيدا هم در دستگاه بيات اصفهان نوازندگي كردهاند. به گفته توكلي، اشعار آوازها و تصانيف اين آلبوم از اشعار فروغي بسطامي، حافظ و هوشنگ ابتهاج انتخاب شدهاند. محمدرضا لطفي در سال جاري دلخور بود از اينكه نتواسنته گروه جوان شيدا را روي صحنه ببرد در صورتي كه گروهش آمادگي اجرا را داشتند. اين تار نواز و رديف دان برجسته موسيقي سنتي خود هم موسسه شيدا را مديريت ميكند و هم به امور هنري آنها رسيدگي ميكند.
مونوريل
یک سین بامسما
یک سین بامسما
محمود فرجامي
تهران امروز
من پیشنهاد میکنم نوروز امسال دست کم از تشتت و اختلاف بیشتر خودداری کنم. یکی از عوامل اختلاف، استفاده از نمادهای اختلافبرانگیز است به همین خاطر پیشنهاد می کنم چند تا از سینها سفره هفت سین حذف شوند و به جایش سینهایی گذاشته شوند که حسیاستبرانگیز نباشند. به عنوان یک نمونه به نظرم بهتر است سندان حتما در هفتسینی که نوروز 89 چیده میشود نقش داشته باشد. اصلا باید این وسیله مفید و این سین پرمعنا و پرکاربرد را گذاشت آن وسط سفره تا همه از آن سهمی داشته باشند. دلایلش هم زیاد است. به معنای کامل کلمه نماد و سمبل است. هم کاربرد صنعتی دارد، هم نشانه اجتماعی دارد، هم برای صاحبان بصر عبرتهای تاریخی دارد و هم به نحو شگفتآوری راستتابیهای ذهنی و زبانی دارد. تا یادم نرفته بگویم که این راستتابی ذهن و زبانی را وامدار «کژتابیهای ذهنی و زبانی» آقای خرمشاهی هستم. به صلاحدید خودم کژ ایشان را راست کردم. اما از سایر دوستان خواهشمندم درخواستهای مشابه ندهند. طنزنویسم آتلبند که نیستم! سندان ابزاریست که آهنگرها آهن گداخته یا به قول دوست عزیزی به نام آقای سعدی شیرازی آهن تفته را روی آن میگذارند و با پتک روی آن میکوبند. از همینجا ارتباط آن با قشر کارگر و پرولتاریا مشخص میشود و قطعا در پای چنین سفرهای رفقای چپگرا را میتوان دید. اما آهنگر زحمتکش چرا با پتک بر آهن روی سندان می کوبد؟ برای اینکه راستش کند (آهن تفته را) و از این رو دوستان راستگرا هم میتوانند سندان را بر سر هفت سین پذیرا باشند و هیچ بعید نیست در آن سوی سفره هفت سین سنداندارمان راستیها، اعم از بازاری و تکنوکرات را ببینیم. نوک تیز این سمبل هم می تواند از رفقای تندرو دلبری کند و آنها را هم شاید بتوانیم پای این سفره هفت سین ببینیم. البته اگر با سازشکاریهایی نظیر چیدن هفتسین مشکل نداشته باشند. سندان باید حتما سنگین باشد تا به کار بیاید، پس دوستان سنگین و رنگینی که امسال خیلی سعی کردند مودب و متین و سنگین باشند تا از جایشان تکان نخورند هم در این نماد سهمی دارند. از آن سو به خاطر همین سنگینی سندان، کاربردهایی جانبی برای این ابزار در طول تاریخ پیدا شده است که آنها هم بدردخور هستند. مثلا رسم بوده و هست که یکی میخواهد کنار رودخانهای خودکشی کند (یا توسط دیگران خودکشانده شود) طنابی را از این سر به پایش میبندد و از آن سو به سندان و با یک پرش یا هل کوچولو ظرف چند دقیقه کار تمام میشود. بنابراین عزیزانی که اهل خشونت هستند هم نشانهای در سندان دارند و می توانند پای این سفره بنشینند. البته اگر اصولا اهل نشستن باشند. سیاستمداران خیلی مهم هم که خیلی به مستندات علاقه دارند می توانند به حرمت «سند»ی که اول «سندان» موجود است به سفره ما افتخار نزول اجلال دهند. تازه سندان از دور شبیه زین اسب هم هست که برای سواری لازم است و از این رو طبعا باعث جذب و فرصتطلبهای همه جناحها میشود....
همانطور که می بینید همه از این سین ما سهمی دارند فقط میماند آدمهای معمولیای مثل من و شما که یافتن سهم ما از این سین هم بسیار ساده است. لابد در فیلمها و کاتونها دیدهاید که نشانه بدشانسی یک نفر این است که همین طور بیهوا دارد توی خیابان قدم میزند که یهو سندان روی سرش میافتد و مثل اعلامیه به زمین میچسبد. پس ما هم در سندان نمادی داریم و می توانیم سر این سفره بنشینیم. البته اگر جایی برایمان باقی مانده باشد!
رسوايي اخلاقي تازه در كليساي كاتوليك
اعتراف برادر پاپ بنديكت شانزدهم به كتك زدن دانشآموزان
رسواييهاي اخلاقي كليساهاي كاتوليك روز به روز ابعاد تازهتري پيدا ميكند.در تازه ترين اتفاق در اين رابطه برادر بزرگتر پاپ بنديكت شانزدهم رهبر كاتوليكهاي جهان اعتراف كرده در مدرسه كاتوليكي در آن كار ميكرده كودكان را كتك ميزده است.
او همچنين از اين مسئله كه خشونتهايي در اين مدرسه عليه كودكان اعمال ميشده آگاه بوده ولي نميدانسته اين خشونتها چه ابعاد گستردهاي داشته است. او اكنون از قربانيان طلب بخشش كرده و از آنها خواسته او را به خاطر سكوتش در قبال اين فجايع ببخشند.
گئور راتزینگر برادر پاپ از سال 1964 تا 1994 مدیر گروه کُر در مدرسه كاتوليك روزنبرگ دامسپاتزن بوده است.
او ميگويد پسرهاي اين مدرسه را معمولا كتك ميزده كه در آن زمان امري كاملا متداول در تمامي مدارس بوده است. اما او ميگويد به هيچ وجه نميدانسته در مدارس كاتوليك از دانشآموزان سوءاستفاده جنسي ميشده است.او در اين باره ميگويد:« در آن زمان هيچگاه حرفي از سوءاستفادهها از دانشآموزان به ميان نيامد. ابعاد سوء استفادههاي غيراخلاقي در كليساي كاتوليك مسئلهاي است كه به تازگي در رسانهها مطرح شده است.»
ميزان خشونتها در مدارس كاتوليك به قدري بوده كه بسياري از بچهها بر اثر كتك سياه و كبود ميشدهاند اما راتزينگر گفته هيچوقت در اين حد بچه را نميزده و تنها تنبيه او به زدن يك سيلي به صورت كودكان ختم ميشده است. او در عين حال اعلام كرده حاضر است در هر دادگاهي در خصوص اين مسئله صحبت كند. گفته ميشود حتي قرار است از پاپ بنديكت شانزدهم هم درباره خشونتهايي كه در مدارس كاتوليك اعمال ميشده سوالاتي پرسيده شود.
رسوايي سوءاستفاده جنسي گرچه ابتدا از دانشآموزان کالج كاتوليك «کاني زيوس» در برلين شروع شد، اما اينک به پديدهاي عمومي بدل شده است. نشريه«اشپيگل» پس از انجام يک نظرخواهي در اين باره نوشت: به اين نتيجه رسيده ايم که پديده سوء استفاده ازشاگردان در « تمام مدارس وابسته به کليساي کاتوليک» رواج دارد.
به نوشته اشپيگل از سال1996 تاکنون بيش از 90کشيش حرفهاي يا داوطلب، مظنون به سوءاستفاده از کودکان بودند، اما فقط 30 نفر آنان محاکمه شده اند.بسياري از شکايتها نيز سالها بعد مشمول مرور زمان شدند.هانس لانگدورفر،دبير «کنفرانس اسقفهاي آلمان» به اشپيگل گفت:« اين افشاگريها چهره سياه کليسا را نشان ميدهد و ما را سخت متأثر ميکند. ما تصميم داريم با تمامي ماجرا باز و شفاف برخورد کنيم.»
اين در حالي است كه کلیساهای کاتولیک اروپا با رسوایی بی سابقه ای در چند کشور مختلف مواجه شده است.
در شهر سالزبورگ اتریش اسقف کلیسای سن پیير به علت ضرب و شتم نوجوانی در 40 سال پیش از سمت خود استعفا کرد. پدر برونو بکر سال گذشته به این مرد که امروزه 53 ساله است، پیشنهاد رشوه پنج هزار یورویی داد و تلاش کرد سکوت او را بخرد اما این مرد رشوه را نپذیرفت. این مرد می گوید علاوه بر این اسقف، دو کشیش دیگر کلیسای او نیز در نوجوانی از وی سوء استفاده جنسی کرده اند. اتریش تنها کشور اروپایی نیست که با چنین رسوایی هایی مواجه می شود.
در هلند تحقیقی درباره 200 مورد سوء استفاده جنسی از کودکان در دهه 1950 آغاز شده است. دست کم سه کشیش در این رسواییها دخالت داشته اند.
کلیسای هلند ابراز تمایل کرده است برای شفافیت بیشتر تحقیقی مستقل کند. گرارد دی کورت کشیش اعظم هلندی می گوید ما به دنبال فردی خارج از کلیسای کاتولیک می گردیم تا بتوانیم تحقیقی مستقل و بی طرفانه انجام دهیم.
10 مارس 2010
سیاره موسیقی قابل حمل و ضدآب
یک شرکت ژاپنی به نام ایدهآل لیبل برای طرفداران سرسخت موسیقی یک mp3 player توپی شکل قابل حمل طراحی کرده است. این دستگاه که مجهز به استریو FM و زنگ هشدار است «سیاره موسیقی» نام دارد و کاربران به راحتی و بدون دغدغه می توانند در آب هم از آن استفاده کنند. این player سبک گرد به خصوص برای گوش دادن به موزیک در استخر مناسب است چرا که همانند یک اسباب بازی کوچک روی آب شناور می ماند. اندازه «سیاره موسیقی» 165*160*165 میلیمتر است و به سادگی حتی زیر دوش آب هم قابلیت گوش دادن به موسیقی را فراهم می کند. اين player طرحی مانند يك توپ سفيد كوچك دارد. اين توپ كوچك مبتني بر حافظه فلش است و قابليت ارتقاي حافظه تا 32 گيگابايت را از طريق كارتهاي حافظه SD و SDHC به كاربرانش ميدهد. كاربران اين محصول ميتوانند از آن در عمق يك متري آب استفاده و تا زمان بيش از 30 دقيقه آن را روشن نگه دارند و به موسيقي دلخواهشان گوش كنند. اين mp3 player مجهز به يك پورت USB2 پر سرعت براي اتصال به كامپيوترهاي شخصي است و امكان ساعت زنگدار را هم به كاربرانش ميدهد. «سیاره موسیقی» با شش باتري سايز AA شارژ ميشود و در هر بار شارژ امكان گوش دادن موسيقي تا 13 ساعت يا راديو تا 28 ساعت را فراهم می کند. اين محصول جالب و متفاوت به تازگي به بازار عرضه شده و با قيمت 120 دلار به فروش ميرسد.
10 مارس 2010
برج تصفیه آب
برج تصفیه آب شیرین از طرحهایی است که به منظور تولید آب قابل مصرف از آب دریا در سواحل جنوبی اسپانیا طراحی شده است. این برج آب شور دریا را با استفاده از پمپهایی که با کمک فرایند جزر و مد فعالیت میکنند به داخل ساختارهای کروی ویژه ای هدایت می کند و با ورود آب به داخل کرههای ویژه این برج از دانههای گیاه شاه پسند برای تصفیه آب استفاده میشود، این دانهها آب پاک را به صورت بخار خارج میکنند و بخار به آب قابل شرب و قابل مصرف تبدیل میشود.
آدامس های با اصل و نسب به کجا می چسبند؟
آنالي اكبري
تهران امروز
داشتم جلوی آیینه ادا در میاوردم که آدامس خوشمزه لعنتی از دهانم بیرون افتاد. شاید فکر کنید اهمیتی ندارد که یک آدامس لعنتی _چه خوشمزه چه بدمزه_ از دهان آدم بیرون بیفتد، اما نمی دانم چرا برای من اهمیت داشت. دهان من از آن دسته دهان هاییاست که عادت ندارد بی آدامس بماند، دوریاش برایش سخت است، استخوان درد می گیرد. مسخره نمی کنم. جداً اینجور دهانی است! تازه راجع به یک آدامس معمولی و بی اصل و نسب حرف نمی زنم، چیزی که در حین ادا در آوردن جلوی آیینه حمام از دهانم بیرون پرید یک آدامس Trident فوق العاده بود. همه ی اینها مقدمه ای بود برای اینکه چهار دست و پا راه رفتنم را توجیه کنم. باید پیدایش می کردم. البته قبل از آنکه بخواهم نواحی زمینی را مورد جستوجو قرار دهم، یقه و کمر و شلوارم را چک کردم. بهتر بود به آنجا چسبیده باشد. که نچسبیده بود. بعد بدون اینکه پاهایم را تکان دهم، از ارتفاعات زمین را نگاه کردم. دوست داشتم همین نزدیکیها باشد، زود پیدایش کنم و کلک قضیه را بکنم. همین نزدیکیها نبود و کلک قضیه کنده نشد. آدامس، بازی کثیفی را شروع کرده بود. دو بار وسوسه شدم بی خیال شوم و به همان نسبت دو بار بر وسوسه ام غلبه کردم. ظاهراً درس های خودسازی جواب داده بود. دلم نمی خواست در حین راه رفتن یک آدامس با اصل و نسب کف پایم بچسبد و کش بیاید. هیچکس دوست نداشت. به ناچار نشستم روي زمين و با دقت بیشتری کاشیها را نگاه کردم. نبود. دوباره بلند شدم و ایستادم جلوی آیینه. می خواستم حادثه را بازسازی کنم. شروع کردم به ادا در آوردن و سعی کردم خودم را جای آدمس بگذارم. اگر از دهان کسی بیرون می افتادم کجا می رفتم. راستش هر جور حساب می کردم، به عنوان یک آدامس خوشمزه به جایی جز زانو نمی چسبیدم. ولی آنجا نبود. لعنتی اصلاً مثل من فکر نمی کرد. دوباره نشستم و بعد شروع کردم به چهاردست و پا طی کردن مسیر. نبود. هیچ جا نبود.کم کم داشتم شک می کردم، شاید هنوز در دهانم بود. چک کردم.نبود. شاید هم اصلاً از اول آدامسی در کار نبوده. ولی بود. قسم می خورم که بود. فکر کردم شاید دست هایی در کار است. آدم وقتی کم می آورد دوست دارد فکر کند پشت پرده دست هایی در کار است. مافیای آدامس! احمقانه ست، می دانم.
دیگر داشتم الکی الکی نا امید می شدم . فکر کردم کاش از اول جلوی وسوسه بی خیال شدن پرچم سفيد بالا برده بودم. دیگر اهمیتی نداشت که کف پایم بچسبد یا نچسبد. داشتم بیرون می رفتم که یک دفعه جسم جویده شده صورتی رنگی را روی دیوار، زیر آیینه دیدم.
خودش بود.کمی نگاهش کردم، به این نتیجه رسیدم که بهتر است بگذارم همان جا بماند. در واقع می خواستم آزمایش کنم تا بفهمم آیا دفعه ی دیگر هم وقتی دارم جلوی آیینه ادا در می آورم، و آدامس دیگری از دهانم بیرون می افتد، به همان جای قبلی می چسبد یا نه. اینجوری می شود آدامسها را شناخت.
سنگ در دل لوبیا
دكتر شهابالدين صابونچي
Shahab.saboonchi@gmail.com
آیا اصلا احتمالش را هم میدادید که یک روز از سال به نام یک عضو بدن نامگذاری شده باشد؟ اما بد نیست بدانید که در تقویم سلامت، بیستم اسفندماه را به عنوان روز جهانی کلیه نامگذاری کردهاند. کلیه یا همانی که به نام قلوه هم میشناسیمش، به رغم اندازه کوچکش، نقش مهمی را در بدن انسان ایفا میکند و نارسایی کلیه، حتی میتواند منجر به مرگ یک فرد شود. اما از بین بیماریهای گوناگونی که میتواند کارکرد کلیه را با مشکل روبهرو سازد، آنکه از همه شایعتر و درعین حال اثرش برای خود فرد ملموستر باشد، مطمئنا سنگ کلیه است. درد ناشی از سنگ کلیه از آن بلاهایی است که تا به سر کسی نیامده باشد و به قول معروف تا نکشیده باشد، تصورش را هم نمیتواند بکند. سنگهای کلیه، از نظر جنس و اندازه، دارای تنوع زیادی است و بر همین اساس، علاوه بر یک سری توصیهها و اقدامات کلی برای پیشگیری و مقابله با آنها، برخی نکات هم حالت اختصاصی پیدا میکند. تشکیل سنگ در کلیهها، تحت تاثیر عوامل گوناگونی نظیر عوامل ارثی و ژنتیکی، تغذیه، آب و هوا و شرایط محیطی، برخی الگوهای رفتاری و همینطور مصرف برخی داروهاست و اصولا هرگاه به هرکدام از علل فوق، غلظت مواد تشکیلدهنده سنگها در ادرار افزایش یابد، شانس تشکیل سنگ هم بالا میرود. اصلیترین مواد تشکیل دهنده سنگها، معمولا ترکیباتی نظیر اگزالات کلسیم، فسفات کلسیم و اسید اوریک هستند و بنابر این یکی از علل مستعد کننده افراد به تشکیل سنگ، بالا بودن میزان مصرف مواد غذایی دارای این ترکیبات است. آجیل، شکلات و چای سه ماده مهمی هستند که میزان دفع اگزالات در ادرار را افزایش میدهند و بنابر این مصرف آنها باید به قاعده باشد. همچنین مصرف زیاد نمک و رژیمهای غذایی پرپروتئین هم غلظت کلسیم و نیز اسید اوریک ادرار را بالا میبرند و میتوانند برای افراد مستعد به سنگسازی مشکل آفرین باشند. همچنین وقتی هم که بدن آب از دست میدهد و غلظت ادرار بالا میرود، به همین صورت امکان تشکیل سنگ در کلیهها افزایش مییابد. اما نشانههای بیماری؟ خیلی وقتها، سنگهای ریز و به اصطلاح شنها، ممکن است بدون درد آنچنانی و نهایتا با اندکی تغییر رنگ ادرار به علت وجود خون مختصر در آن، دفع شوند. اما موارد بزرگتر معمولا در نقاطی مثل لگنچه یا حالب ممکن است گیر کنند و با انسداد مسیر و فشار به دیوارهها، دردهای بسیار شدیدی را که معمولا ظرف چند دقیقه به اوج شدت میرسد و تحملش تقریبا غیر ممکن میشود باعث شوند. اما علایم دیگر نظیر تهوع و استفراغ، سوزش و یا دیده شدن خون در ادرار و نیز تب و لرز هم از دیگر علائمی است که ممکن است دیده شود.
خط داغ
مراسم پاياني هفتمين تصوير سال و جشنواره فيلم تصوير روز جمعه 21 اسفند در خانه هنرمندان با اجراي محمود كلاري برگزار ميشود.
فيلم سينمايي «دعوت» به كارگرداني «ابراهيم حاتميكيا» در ايام نوروز از شبكه سه سيما پخش خواهد شد.
در جلسه فوقالعاده شوراي صنفي نمايش، فيلم سينمايي «شب واقعه» به كارگرداني شهرام اسدي و بازيگري حميد فرخ نژاد به اكران نوروزي سينماي ايران افزوده شد.