تلويزيون
دوبله سري جديد كارتون «فوتباليستها»
اگر سنوسالتان نه خيلي كم باشد و نه خيلي زياد، حتما كارتون فوتباليستها را بهخاطر خواهيد داشت، همان كارتوني كه جمعهها عصر از شبكه اول سيما راس ساعت چهار بعدازظهر پخش ميشد. همان كه بهخوبي ميتوانست همه پسربچهها و همينطور دخترها را همراه داستانهاي خودش كند و باعث شود تا همه دست از هر بازي ديگري بكشند و مشغول تماشاي مسابقات اين فوتبال مجازي شوند. كافي است كمي وقتتان را خالي كنيد تا بعدازظهرها باز هم شاهد پخش همان مجموعه از شبكه اول سيما باشيد. سريالي كه توسط چشم باداميها ساخته شد و چون هميشه در ايران تب فوتبال وجود دارد، مورد رضايت بيننده قرار گرفت. مخصوصا كه هميشه از ايدهآلترين شرايط موجود صحبت به ميان ميآمد و بازيكنان فوتبال را اسطورههايي بيمانند نشان ميداد. سوباسا شخصيت اول آن بود كه از سالهاي اول دوره ابتدايياش درگير فوتبال ميشد سريال تا بزرگسالياش را نشان ميداد اما با وجود توجه ويژه سازندگان سريال به اين كاراكتر كارتوني، بعضيها هم طرفدار واكاشي زوما يا كاكرو يوگا ميشدند، با اينكه دو رقيب جدي سوباسا بهحساب ميآمدند. حتما شما هم ميتوانيد موسيقي متن اين سريال را با دهان بزنيد. اگر جزو طرفداران اين كارتون بوديد، شايد برايتان جالب باشد بدانيد، سري جديد كارتون «فوتباليستها» كه پيش از اين بارها از شبكه يك سيما به روي آنتن رفته، در انجمن گويندگان جوان دوبله شد.
اين مجموعه انيميشن به مديريت «امين قاضي» دوبله شده و گويندگاني نظير آرزو آفري، امين قاضي، مينا مومني، ساناز غلامي، مهدي صنيعخاني، فرشاد بهبودي، محمدرسول مجدآبادي، مهرداد رئيسي و... حضور داشتهاند. مجموعه جديد «فوتباليستها» 500 دقيقه زمان و حدود 54 قسمت دارد. ماجراي سري جديد «فوتباليستها» در ادامه سري قبلي آن است و ماجراهايي را براي همان فوتباليستهايي رقم ميزند كه حالا بزرگ شدهاند و در تيمهاي مهم و مشهور دنيا فوتبال بازي ميكنند.
عصر يخبندان 3 در تلويزيون
بيشك و بدون ترديد ميتوان مدعي شد كه انجمن گويندگان جوان با دوبلههاي خلاقانه انيميشنهاي روز جهان به نوعي خاطره دوران طلاي دوبله ايران را زنده كردند و موجب شدند انيميشنهاي محبوب خارجي با دوبله آنها محبوبتر هم بشنوند. عصر يخبندان يكي از همين انيميشنهاست كه با نسخه دوبله طرفداران بسيار زيادي دارد. حالا انجمن گويندگان جوان بخش سوم اين انيميشن را دوبله كرده كه قرار است همين نسخه نيز به زودي از يكي از شبكههاي سيما پخش شود. براي جذاب تر شدن دوبله بخش سوم عصر يخبندان بچههاي انجمن گويندگان جوان از تعدادي ضرب المثل ايراني و ديالوگ طنز استفاده كردهاند به نوعي كه برخي ديالوگهاي «باك» و «مل فرد» به صورت مشاعره تنظيم شده و«سيد» نيز اشعاري مانند «اتل متل توتوله» در اين فيلم ميخواند. اما با وجود همه اين ويژگيها كه دوبله اين انيميشن دارد بچههاي انجمن تلاش كردهاند كه از خط قرمزها عبور نكنند تا نسخه دوبله شده عصر يخبندان براي پخش از سيما مشكلي نداشته باشد.
نكتهاي كه مهرداد رئيسي، رئيس انجمن نيز روي آن تاكيد دارد: «دوبلههاي ما نيز از فيلتر بازبيني سيما رد ميشود و محدوديتها براي ما و واحد دوبلاژ سيما يكسان است و متنهاي دوبله انجمن گويندگان جوان تهران نيز براساس ضوابط سيما ويراستاري و پس از تاييد شدن به ما داده ميشود.متن خامي كه خلاقيتي روي آن اعمال نشده است به ويراستار داده ميشود و او بر اساس خطوط قرمز، آن را اصلاح ميكند، اما گنجاندن عبارتهايي مانند ضربالمثل از نظر ويراستاري سازمان سيما ايرادي ندارد. در واقع اضافهكردن چنين مواردي به ذوق و سليقه مدير دوبلاژ باز ميگردد و سازمان به اين مقولات منطقي مينگرد.» در اين انيميشن محمدرضا صولتي به جاي سيد، هومن خياط (دياگو)، آرزو آفري (الي)، عليرضا طاهري (ملفرد) و مهرداد رئيسي (باك) صحبت ميكنند.
پريوش نظريه مقابل دوربين موتمن
سال 1369 وقتي «عروس حلبچه» ساخته شد و به نمايش درآمد، سينماي ايران بازيگر زن جواني را روي پرده نقرهاياش ديد كه در 20 سالگي در نقش «كالي» نقش اول يكي از ماندگارترين فيلمهاي سينماي جنگ را به دوش كشيد. بازيگري كه انتخابهايش در طول بيست سال حضور در سينما نشان ميدهد او يك بازيگر با استعداد گزيدهكار است. بازيگري كه ترجيح ميدهد كمكار باشد و كم ديده شود اما نقشهايش را ماندگار و خاص جلوي دوربين ببرد: «پريوش نظريه».
او كه شهرت و اعتبارش را با فيلم «پدر» به دست آورد و به خاطر آن از جشنواره فيلم فجر جايزه بهترين بازيگر نقش مكمل را گرفت، با «دوئل» بيش از پيش شناخته شد و نشان داد كمكاريش را با كارهاي خوب جبران ميكند و سينما برايش جديتر از فيلم پرفروش بازي كردن و شهرت پيدا كردن است. آنقدر كه او در كنار بازيگري فيلمسازي هم ميكند. اهالي سينماي مستند اسم پريوش نظريه را به عنوان كارگرداني ميشناسند كه اولين فيلم كوتاهش با نام «من و عروسكم» به عنوان فيلم برتر بخش بينالملل جشنواره سينماي جوان انتخاب شد و عباس كيارستمي فيلم او را براي نمايش در سينماهاي ژاپن انتخاب كرد. «نزديكتر از نفس» هم فيلم دوم نظريه بود. فيلمي درباره دو زن غسال در بهشت زهرا. فيلمي كه هم با تحسين منتقدان روبهرو شد و هم تحسين تماشاگران. او كه به عنوان زني با چهره سرد و آرام و بازي نرم در ذهن تماشاگرهاي سينما ماندگار شده، اين روزها جلوي دوربين فرزاد موتمن است. «ساعت گيج زمان» تله فيلمي است كه از اوايل شهريور كليدخورده و نظريه به عنوان نقش اول آن جلوي دوربين رفته است.
اين بازيگر چندي پيش بازي در فيلم سينمايي« زندگي با چشماني بسته» به كارگرداني رسول صدرعاملي به پايان رسانده. كساني كه از نزديك در جريان توليد اين فيلم بودند اذعان دارند كه او بيشك يكي از شانسها ي اصلي كسب سيمرغ از جشنواره فيلم فجر خواهد بود.
سيروس مقدم و سريالي اينبار براي نوروز
اگر چند كارگردان وجود داشته باشند كه بخواهند در فهرست كارگردانهاي مناسبتي تلويزيون براي همه دوران قرار بگيرند ميتوان اسم «سيروس مقدم» را در صدر اين فهرست گذاشت. سيروس مقدم با «رستگاران» نشان داد اگر فيلمنامه خوبي در اختيار داشته باشد، توانايي اين را دارد كه در حد امكان كيفيت سريال هايش را بالا ببرد و از «كنسرو سازي» و « مناسبت سازي» فاصله بگيرد.
وقتي رستگاران روي آنتن رفت، خيليها كه به سردستي بودن سريالهاي سيروس مقدم ايراد ميگرفتند از او خلاقيتهايي ديدند كه عجيب بود. حركت دوربينهاي و كادرهاي تصوير متفاوت نشان داد او هم ميتواند سر فرصت به جذابيتهاي ساختاري و ريزه كاريها كارگرداني فكر كند. با اين همه او حتي در سريالي رستگاران هم تماشاگر عام را انتخاب كرد و تا تماشاگر شيرفهم نشد از كشدار كردن قصهاش دست برنداشت. با اين همه «رستگاران» موقعيتي بود كه جاي سيروس مقدم را در تلويزيون بيشتر از قبل تثبيت كند.
آنقدر كه كارگرداني سريال نوروزي شبكه سه به نامش ثبت شود. سريالي كه محسن طنابنده نوشته و قرار بود پارسال براي نوروز ساخته شود اما مقدم كه از سريع سازي دست برداشته بود، به خاطر وقت كم از ساختنش انصراف داد. بازيگران سريال نوروزي مقدم هنوز نامشخصاند اما مهرماه به عنوان زمان كليد خوردن سريال اعلام شده. انگار مقدم كاملا به اين نتيجه رسيده كه بايد سر صبر كارش را جلوي دوربين ببرد. سيروس مقدم كه اكثر سريالهايش با استقبال مخاطبان روبه رو ميشود امسال نيز احتمالا مخاطبان زيادي را در شبهاي نوروز پاي شبكه يك خواهد نشاند. با توجه به ساخت سريال نوروزي شبكه سه توسط مهران مديري رقابت اين دو كارگردان د رنوروز 89 ديدني خواهد بود. رقابتي كه يكبار در سال 87 اتفاق افتاد كه در نهايت منجر به پيروزي مديري شد.
يادداشت
امان از «آس»هاي آقاي ضرغامي
آرامه اعتمادي
تهران امروز
همه جا ترافيك است! همه جا! ديگر انگار عادت شده كه با احتساب ماندن در ترافيك خيابانها از خانه بيرون بزني و در كمال آرامش، ساعتها پشت چراغهاي قرمز عمرت را تلف كني.
همه جا ترافيك است! با خودت فكر ميكني چرا هميشه با توجه به روزهاي خاص هجوم اتومبيلهاي موجود در خيابان بيشتر ميشود؟ چرا همه عجله دارند؟ چرا آخر سال همه ميدوند تا ديگري را پشت سر بگذارند؟ ماه رمضان هم يكي از آن ايام است. انگار بايد دويد و دويد و دويد. تا در اين آشوب ديوانه كننده خيابانها نماند! خوش به حال كسي كه بيخيال همه مسيرها ميشود و درخانه مينشيند.
همه جا ترافيك است. انگار براي ايجاد اين وضعيت همه با هم رقابت دارند. هركسي بيشتر اعصاب خرد كند بيشتر ميبرد. در اوج اين بوقها و صداهاي بيحد و حصر ميخواهي به خانه برسي تا سريال مورد علاقه ات را ببيني. مثلا سريال مسافران! يا شايد شمس العماره! حواست نيست كه از ديشب ديگر اين مجموعه پخش نميشود. بايد 30 روز در انتظار پخش بماني. واقعا ميماني؟ شايد فراموش كني كه گره داستان در كجا بوده؟ شايد اصلا حوصله انتظار كشيدن نداشته باشي. بازهم با خودت ميگويي: كي حساش را دارد؟ از ديشب سريال جديدي را برايت روي آنتن فرستاده اند. مثلا پنجمين خورشيد! نگران نباش! بالاخره با اين هم ارتباط برقرار ميكني، آقاي ضرغامي قول داده كه رضايت ما را جلب كند.
اما ترافيك مجال اين را نميدهد. چه كار بايد كرد؟ ميخواهي خودت را با شرايط وفق دهي! نميرسي. به اين همه تغيير و تحول نميرسي. با دهان روزه و اعصاب ضعيف در ماه رمضان حوصله جنگيدن با علايقت را نداري . بيخيالش ميشوي و در دلت ميگويي: نخواستم! اشكال كار پس در چيست؟ بايد چه كرد؟ آقاي ضرغامي كه نميخواست تو را گول بزند. به خاطر همين هم پخش سريالهاي از قبل تعيين شده را متوقف كرد و آسهاي توليدياش را رو كرد. آن هم چه آس هايي! اما چه فايده تو ديگر حوصله نداري. برايت چه فرقي ميكند پاي پنجمين خورشيد بنشيني يا نردبام آسمان يا در چشم باد؟! هيچ كدام را نميپسندي! با خودت ميگويي به تو چه كه اين همه هزينه و وقت براي ساخت اين كارها صرف شده؟ با
ذائقه ات سازگار نيست! نميخواهم ببينم! به همين راحتي!
در كنار خانواده و آشنايان هم كه مينشيني متفق القول ميگوييد: كانال را عوض كن! بگذار همان جومونگ خودمان را ببينيم. جومونگ را از خودت ميداني! سريالي كرهاي كه تاريخ يك كشور ديگر را نشان ميدهد. در چشم باد را نميبيني. كانال را عوض ميكني. همه جا ترافيك است، ترافيك سريال! همه شبكهها پر از بازيگر...
نشستي را ميبيني كه بازيگران و دست اندركاران يك سريال را دور هم جمع كرده، بالاي مجلس هم درست رئيس تلويزيوني نشسته كه تو ريموتش را در دست گرفتهاي و مدام كانالها را تغيير ميدهي. از شاهكاري كه ساختهاند تعريف ميكنند. تعريف، تعريف و تعريف! با خودت ميگويي چقدر جالب! كاش هميشه در ايران بزرگترين آدمها و آنها كه در صدرند، از پايينترها تعريف كنند! اما اين كار چه فايدهاي دارد؟ با خودت فكر ميكني، چرا خود آقاي ضرغامي؟ پس اين همه مدير، معاون و كارمند مشغول در شهر بزرگ صدا و سيما چه كاره اند؟ آقاي ضرغامي باید بيايد و يك مشت تعريف از زبان بازيگران بشنود و به همان ميزان هم تحويل آنها بدهد؟ جواب تو را كه ميدهد؟ تويي كه خسته و كوفته از سر كار به خانه ميآمدي تا سريال مسافران را ببيني؟ تازه آن جور كه دلت ميخواست هم نيست. اما مجبور بودي به زور بخندي و مشكلات روزت را ناديده بگيري. دلت ميگيرد! صداي بوق اتومبيلها در خيابان پشت سري
ديوانه ات كرده، ترافيك است و يادت ميآيد فردا باز هم تو به هيچ جا نميرسي! نميخواهند برسي! ريموت را پرت ميكني به گوشهاي و ترجيح ميدهي بخوابي! اين هم از كل روز تو و باز هم فرداي تو! بازهم يادت ميآيد كه تو به هيچ جا نميرسي!
حاجیان جلوي دوربين سالهاي مشروطه
آزیتا حاجیان در مجموعه تاریخی «سالهای مشروطه» بهکارگردانی محمدرضا ورزی مقابل دوربین رفت. بازي حاجيان دو هفته است که در سریال «سالهای مشروطه» شروع شده است. او در این مجموعه نقش مهدعلیا را بازی میکند. حاجيان اكنون فیلم سینمایی «تاکسی نارنجی» ابراهیم وحیدزاده را آماده نمایش و فیلم تلویزیونی «وزن خشک» مانلی شجاعی و «موش و گربه» حسن لفافیان را در نوبت پخش دارد. مجموعه «سالهای مشروطه» به نویسندگی و کارگردانی محمدرضا ورزی از ابتدای سلطنت ناصرالدینشاه تا انقلاب مشروطه را در قالب یک داستان دراماتیک روایت میکند. این مجموعه در 15 قسمت 50 دقیقهای به سفارش شبکه دوم سیما ساخته میشود. از جمله بازيگران سرشناسي كه در سريال «سالهاي مشروطه» بازي ميكنند، ميشود به نامهايي همچون اکبر عبدی، محمد صادقی، ایرج راد، محمد مطیع، فریبا خادمی، شهرام عبدلی، سعید شیخ زاده، ساغر عزیزی و حضور جمشید مشایخی اشاره كرد.
گفتوگوي «تهرانامروز» با امير آقايي، بازيگر سريال «عبور از پاييز»
توقع معجزه ندارم
چند سال پيش ابراهيم حاتميكيا از بازيگري در سريالش استفاده كرد كه همان موقع هم با بازياش نظر بسياري از منتقدان و مخاطبان سريال «خاك سرخ» را توانست جلب كند. بازيگري كه گرچه اصالتا آذريزبان است اما بهخوبي توانست نقش يك فرد جنوبي را بازي و حتي لهجهاش را بهخوبي ادا كند. اين بازيگر كسي نبود جز امير آقايي. امير آقايي هيچوقت از آندسته بازيگراني نبود كه بخواهد يكشبه به موفقيتهاي زيادي برسد و ره 001 ساله را طي كند. صبوري كرد و بالاخره توانست با سريال خوشساخت احمد اميني در نقشي خاكستري ظاهر شود.
نازنين قنبري
تهران امروز
چطور شد كه بازي در اين سريال را پذيرفتيد؟
دليل اولم اقتباس ادبياي بود كه از روي شاه لير نوشته شكسپير وام گرفته شده بود و من اين اقتباس ادبي را دوست داشتم. دليل دوم هم تجربه كردن كار مناسبتي. چون ميدانستم مخاطب زيادي خواهم داشت. ضمن اينكه پيش از اين با مسعود شاهمحمدي كار كرده بودم و حال و فضاي كار او را بهخوبي ميشناختم و دوست داشتم.
فكر ميكنيد اين اقتباس با توجه به محدوديتهاي توليدي كه سريالهاي مناسبتي دارند، بهخوبي و جامع انجام شده است؟
بهنظرم نبايد اقتباس در ايران را با اقتباسهايي كه در جهان ميافتد مقايسه كرد. اين كار اشتباه است اما همينقدر كه يك متن كهن ادبي انتخاب شده و برايش احترام قائل شدهايم، قابل تحسين و ستايش است چون ادبيات را به يادمان ميآورد. اينطور نبوده كه فيلمنامهاي تحميلي يا بيمحتوا نوشته شود. با نگارش اين فيلمنامه يك حركت فرهنگي رخ داده است.
اما سريال «عبور از پاييز» آن مخاطب زيادي را كه شما براي كارهاي مناسبتي مثال زديد، ندارد!
بههرحال اين يك تجربه است كه همه گروه مشغول تجربه كردن اين اتفاق هستيم اما بايد كار جلوتر برود تا اين موضوع را ارزيابي كنيم. فكر نميكنيد الان كمي براي اين قضاوت زود است؟!
يعني شما واكنش يا برخوردي از سوي مردم و مخاطبان نداشتيد؟
متاسفانه چون مداوم مشغول كار هستم نتوانستم واكنشها را ببينم اما خانوادهام و اقوام به سردي و خاكستري بودن كار اشاره ميكنند و اينكه شخصيتها از آدمهاي مرسوم دور هستند و كسي با آنها همذاتپنداري نميكند. اما بههرحال زحمت فراواني براي اين كار كشيده ميشود البته ايكاش ميتوانست به مخاطب نزديكتر شود. بههرحال همه دوست دارند اين اتفاق براي كارهايشان بيفتد.
نقش چه ويژگيهايي داشت كه پذيرفتيد؟
خيلي خاص است. مثبتترين و سالمترين آدم اين مجموعه است. با خود و جهان پيرامونش تكليف مشخصي دارد، شخصيتي يكپارچه است، نه باج به كسي ميدهد و نه باج از كسي ميگيرد. پيش از اين نقشهاي درونگرا را بازي كرده بودم اما دوست داشتم شخصيت دكتر را در اين قالب تجربه كنم و بدانم در اين خانواده، دكتر در چه جايي قرار ميگيرد.
اين نوع بازي پيشنهاد كارگردان است يا اينكه سبك بازي خودتان ؟
اين مدل بازي و شخصيت را با كارگرداني آقاي شاهمحمدي تجربه كردم ضمن اينكه اولينبار بود نقش يك پزشك را ايفا ميكردم. همينها برايم جذابيت داشت.
براي نزديك شدن به نقش پزشك، تحقيق خاصي انجام داديد؟
نه! به تحقيقات ميداني نياز نداشت چون شغل اين آدم در روند داستان تاثيري ندارد و برجسته نيست.
كار با مسعود شاهمحمدي چطور است؟
قبلا در دو سريال «خداوند عشق را آفريد» و «خرده ستمگران» (كه پخش نشد) با او كار كرده بودم. بسيار آدم خاصي است. بايد حال و فضايش را درك كنيد تا بتوانيد در كار او حضور بيابيد وگرنه نميتوانيد.
بهنظر ميرسد نقش و شخصيتي كه ايفا ميكنيد، يك جنتلمن واقعي باشد!
بههر صورت يك پزشك است. قبلا نقشهاي من جنتلمن نبوده اما اين نقش آدم متشخصي است. در روند داستان اتفاق و واقعهاي رخ ميدهد كه متوجه ميشويم اين آدم چقدر زندگياش را دوست دارد و به آن چيزهايي كه ميگويد، معتقد است. وقتي قرار باشد يك سريال 28 قسمتي در دو، سه ماه ساخته شود، نميتوان خيلي براي نقش زمان صرف كرد چون زماني وجود ندارد و برايتان عجيب و غريب ميشود. همينقدر كه كار آبرومند روي آنتن برود، كفايت ميكند. انتظار معجزهاي نميتوان داشت چون اگر فرصت بيشتري در اختيارمان بود بهتر پيش ميرفتيم.
فضاي سردي كه بر سريال حاكم است را ميپذيريد؟
بله، بهشدت سرد است چون داستان اين را ميطلبد كه يكسري آدم در شرايط همگون قرار بگيرند و به سردي از كنار آن بگذرند. مدل كارگرداني آقاي شاهمحمدي هم بهشدت سرد و با فضاي متن هماهنگ شده است.
نقشتان تا پايان سريال مثبت باقي خواهد ماند؟
يكي از ايراداتي كه درباره نقشهايم به من گرفته ميشود اين است كه تكليف آنها معلوم نيست. گاهي به من ميگويند خودت اين كار را ميكني براي همين الان معلوم نيست اين نقش چطور آدمي است خودم هميشه دوست داشتم يكسري رمز و معما درباره نقشم براي مخاطب بگذارم و خيلي آن را عيان و آشكار نشان ندهم.
با روند پخش شدن كار مشكلي نداريد؟
خدا را شكر نه. ما 17 ، 18 قسمت آماده داشتيم و تجربه جالبي است. قبلا شنيده بودم با روند پخش شدن كار، گروه مجبور ميشوند فشار كار را بالا ببرند و حتي در لوكيشن استراحت كنند.
اما ما در اين زمان، برنامهريزيها و مقرراتمان را داريم. فقط اي كاش سريال به زبان و لحن مخاطب عام كه در ماه رمضان پاي تلويزيون مينشينند، نزديكتر بود چون مخاطب بعد از افطار بهدنبال آرامش است و دوست دارد سريال راحتتري را دنبال كند.
به نظرتان چگونه ميشد با مخاطب ارتباط راحتتري برقرار كرد ؟
فكر ميكنم اگر شرايط كار گرمتربود و كارگردان هم بيشتر به فكر مخاطب بود، ميتوانستيم راحتتر با عموم مردم ارتباط برقرار كنيم.
بهعنوان سوال آخر قصد داريد در سينما كمكار باقي بمانيد؟
منتظر اكران فيلم «نيلوفر» در ايران هستم چون اكرانهاي جهانياش در حال پشتسر گذاشتن است. بهتازگي بازي در فيلم «كيميا و خاك» را به پايان رساندم كه براي جشنواره آماده ميشود. فيلم «بهشت، دوزخ، برزخ» را هم در نوبت اكران دارم. اينها كافي نيست؟!