سفير پر ماجرا به سياست باز آمد
هادي سليمانپور ديپلماتي كه در سال 82 براي مدتي در لندن پايتخت انگليس بازداشت شد بار ديگر به عرصه سياست خارجي باز آمده است و اين بار رداي معاونت وزارت خارجه پوشيده و در كسوت معاون آفريقاي وزير خارجه به خدمت مشغول شده است. هادي سليمانپور كه زماني سفير ايران در آرژانتين بود اما به واسطه انفجار مقر يهوديان در بوئنوس آيرس پايتخت آرژانتين كه در زمان سفارت وي رخ داد، خبرساز شد و مقامات آرژانتيني خواستار بازداشت او به اتهام واهي دست داشتن در اين انفجار شدند. البته در سال 82 كه ديگر سفير نبود به لندن سفر كرد و درست در اين زمان بود كه دولت انگليس به درخواست آرژانتين سليمانپور را بازداشت كرد و تنش ديپلماتيك شديد بين ايران با آرژانتين و انگليس رخ داد و سرانجام او آزاد شد تا يك ماجراي جنجالي به پايان برسد.
پاسخ به ابهامهاموكول به سفرهاي استاني
نگاهي به واكنش حاميان دولت به اعتراضهاي دانشجويي
رسول رضايي
تهران امروز
شايد هفتهاي كه گذشت هفتهاي سخت براي آن دسته از مقامات يا حاميان دولت بود كه پاي در دانشگاه گذاشتند. از محمدحسين صفار هرندي گرفته تا ناصر قره باغي و از كارشناسان سياسي حامي دولت به دانشگاه رفتند تا سخنراني كنند و به شبهات دانشجويان درباره انتخابات پاسخ بدهند اما ظاهرا آنگونه كه انتظار ميرفت اين روزها حضور در دانشگاه دشوار است و قانع كردن دانشجويان دشوارتر، كما اينكه صفارهرندي پيوسته دانشجويان معترض را به خويشتنداري دعوت ميكرد و از دانشجويي كه كفشش را به سوي وي پرتاب كرده بود خواست كه در پايان برنامه براي دريافت كفشش مراجعه كند اما شايد اتفاقي كه حين سخنراني قره باغي رخ داد جالبتر بود.
ايرنا خبرگزاري رسمي دولت خبر داد: يك كارشناس مسائل سياسي در مناظره با اكبر اعلمي گفت كه وقتي دور سوم سفرهاي استاني شروع شود، 63 درصد آراي مردم به احمدينژاد را به عينه مشاهده ميكنيد.
به گزارش ايرنا، ناصر قرهباغي عصر روز دوشنبه در مناظره با اكبر اعلمي، نماينده سابق مجلس كه در سالن آمفيتئاتر مركزي دانشگاه اميركبير برگزار شد گفت: با آغاز دور سوم سفرهاي استاني رئيسجمهور مشخص ميشود.
پاسخي كه قرهباغي به دانشجويان معترض داد، همان مقولهاي است كه هميشه مقامات و حاميان دولت به آن استناد ميكنند و ميگويند نقطه قوت احمدينژاد در شهرستانها و نقاط دور افتاده كشور است حتي در فرداي انتخابات 22 خرداد هم كه جمع قابلتوجهي از حاميان موسوي به خيابانها آمدند و تعداد خود را به نمايش گذاشتند، چند مقام دولتي از جمله كامران دانشجو، رئيس وقت ستاد انتخابات و صادق محصولي، وزير وقت كشور به تلويزيون آمدند و گفتند كه ايران فقط تهران نيست و بايد تمام ايران را ديد.
درست است كه موسوي در تهران اكثريت را بهدست آورده و از احمدينژاد پيشي گرفته است اما در شهرستانها راي احمدينژاد بالاتر است و ركورد آن هم در سفرهاي استاني ديده شده است.
اشاره مقامات دولت به دو دور سفر استاني محمود احمدينژاد و دولتش به تمام استانهاي كشور و استقبالي است كه در جريان اين سفرها از او بهعمل آمده است. اكنون كه انتخابات رياستجمهوري دهم به پايان رسيده اما حرف و حديثها درباره آن باقي مانده و مقامات و حاميان دولت را به اين فكر انداخته كه در برابر اعتراض تهرانيها به رئيسجمهور و دولت ساكت ننشينند و در برابر اين سوال كه آراي احمدينژاد كجاست پاسخ بدهند كه با آغاز دور سوم سفرهاي استاني اين 63درصد را خواهيد ديد. حال بايد منتظر ماند تا سفرها آغاز شود و ميزان قدرتنمايي دولتيها را در استانها به عينه ديد.
وزير ثروتمند در وزارتخانه مستمندان؟
آيا صادق محصولي فقرا را ثروتمند ميكند؟
مهراوه خوارزمي : كسي كه نمايندگان مجلس به كنايه از ثروت آنچنانياش، او را «وزير ميلياردي» دولت نهم ميخواندند و به دلايل متعددي در دادن رأي اعتماد به او ترديد داشتند، اين بار از سوي احمدينژاد براي به دست گرفتن سكان وزارت رفاه به مجلس معرفي ميشود.
نزديك به يك سال پيش بود كه صادق محصولي يار غار رئيس دولت نهم و مشاور او در پي ماجراي مدرك نداشته علي كردان براي تصدي وزارت كشور به مجلس معرفي شد و در حالي كه از سويي شايعات رايج در مورد نحوه تحصيل ثروت وزير پيشنهادي براي نمايندگان مجلس هشتم نيز زمينهساز مخالفت شده بود و از سويي ديگر نيروهاي سياسي خارج از قدرت انتخاب كسي از حلقه نزديكان احمدينژاد را براي وزارتخانهاي كه بايد انتخابات رياستجمهوري را برگزار ميكرد نگرانكننده ميدانستند در نهايت او توانست با رايي هر چند شكننده بر كرسي وزارت كشور بنشيند.
محصولي اما در جايگاه وزير كشور وضعيت پيچيدهاي را تجربه كرد زيرا انتخاباتي در حوزه تحت مديريت او برگزار شد كه طيف گستردهاي از انتقادات را در پي داشت و چالشهاي عميقي در فضاي سياسي كشور پديد آورد.
صادق محصولي در حالي براي تصدي وزارت رفاه معرفي ميشود كه از روزهاي آغازين گمانهزني براي تشكيل كابينه جديد نام وي به دفعات براي وزارتخانههاي مختلف آورده شده، از وزارت دفاع كه حالا زير نظر سردار وحيدي است تا وزارت نيرو كه ميگويند شخص محصولي به آن تمايل بيشتري دارد. به نظر ميرسد احمدينژاد ترجيح داد بهرغم تمايلش به حضور محصولي در كابينه، او را در بيشترين فاصله زماني ممكن از انتخابات به مجلس معرفي كند و شايد به همين دليل وزير سابق كشور جايي در نخستين فهرست پيشنهادي كابينه نداشت اما در عوض چند پيشنهاد در آن فهرست وجود داشت كه شايد معرفيكننده آنها بيش از هر كس ديگري ميتوانست از راي نياوردنشان در كابينه خبر داشته باشد؛ دو زن كه يكي را كمتجربه ميدانستند و ديگري كه به تازگي حكمي تعليقي را در پي ماجراي جنجالي پاليزدار تجربه كرده بود و عليآبادي كه به عقيده بسياري از فعالان عرصه ورزش حتي نميشد به سادگي از عملكردش در سازمان عريض و طويل ورزش دفاع كرد تا چه رسد به اينكه بخواهد وزير نيرو باشد.
بنابراين فرصت لازم براي معرفي كسي كه مسائل پديد آمده در حوزه مسئوليتش بهعنوان وزير كشور ميتوانست مانعي بر سر راه راي اعتماد او در مجلس يا دستكم حاشيهاي ديگر بر فرآيند تشكيل كابينهاي پرحاشيه باشد از خلال همين راي عدماعتمادها بار ديگر سر برآورده است.
يكي از نمايندگان نزديك به دولت خبر ميدهد كه بالاخره پس از شب زندهداريهاي احيا و در آخرين روزهاي كوتاه مهر نامه معرفي سه وزير باقي مانده به مجلس رسيده است اما رئيسجمهور اعلام وصول و خوانش اين نامه را در صحن علني مجلس مشروط به پايان بررسي لايحه هدفمند كردن يارانهها كرده است. با اين حال دور نيست زماني كه در صورت قطعي شدن معرفي محصولي بهعنوان وزير رفاه و تامين اجتماعي و به شرط راي اعتماد مجلس شاهد آن باشيم كه وزيري متصدي وزارتخانهاي ميشود كه بخش عمدهاي از اهداف و برنامههايش بايد در خدمت بهبود معيشت اقشار كمدرآمد و آسيبپذير قرار بگيرد. شايد وزير براي مردمي كه اين روزها با بيكاري، گراني و درآمد زير خط مبهم فقر دستوپنجه نرم ميكنند برنامهاي داشته باشد.
وزيري كه چشمچراني ميكند
با دوربين خانههاي همسايه را ديد ميزند و چشمچراني ميکند
يک روزنامه اسرائيلي ايهود باراک، وزير دفاع اسرائيل را متهم کرد که با دوربين از منزل خود خانههاي همسايه را «ديد» ميزند و چشمچراني ميکند.
به گزارش عصر ايران، روزنامه «اسرائيل ياهوم» با اشاره به اين مطلب نوشته است: باراک از داخل آپارتمان مسکونياش در تلآويو با دوربين پيشرفته به چشمچراني از منازل همسايههاي خود ميپردازد. اين روزنامه افزوده که ديد زدن از خانههاي همسايه يکي از کارهاي روزانه باراک است که تقريبا همه روزه وقت زيادي از او ميگيرد.
در ادامه اين روزنامه با انتقاد از اين اقدام باراک با يکي از افرادي که از زندگي خصوصي باراک مطلع است درباره خوشگذراني وزير دفاع اسرائيل گفتوگو کرده است. روزنامه ياهوم ميافزايد: گويي اسرائيل همه مشکلات خود از قبيل مذاکرات به بنبست رسيده با فلسطينيان، برنامه اتمي ايران، بحران گزارش گلدستون و احتمال محاکمه سران اسرائيل در دادگاههاي بينالمللي را حل کرده است و براي رئيس حزب کار و وزير دفاع اسرائيل کاري جز چشمچراني باقي نمانده است.
اخيرا در گزارش سازمان گزارشگران بدون مرز اسرائيل از نظر رعايت معيارهاي آزادي رسانهاي در رده 93 جهان از ميان 175 کشور رتبهبندي شده است
از كلهر تا كلهر
آقاي مشاوري كه روزگاري از بازگشت خوانندگان لوسآنجلسي سخن گفت
اميد ايرانمهر
تهران امروز
انتخابات رياستجمهوري سال 1384 با تمام ابعاد بديعش هرچند آنچنان كه فضاي انتخابات امسال در تقويم كش آمد، تبعات مستقيم و ملموس نداشت اما عرصه بروز و ظهور جريانها و آدمهاي تازه در عرصه سياست ايران بود.
چهرههايي تازه كه گرچه پيش از آن هر يك در حوزه تخصصي خود نامهايي چندان غريبه به حساب نميآمدند اما وقتي نامشان با سياست گره خورد جنجالها بود كه در پيوند با جايگاهشان راهي دالان تودرتوي اخبار و تحليل شد و باعث شد روزي نباشد كه حرفي بزنند و خبرساز نشوند.
همان روزها بود كه براي اولين بار نام مهدي كلهر بر سر زبانها افتاد. چهره كمتر خبرساز عرصه فرهنگ و به خصوص سينما در سالهاي انقلاب و جنگ با ظاهري متفاوت و جالب توجه كه وقتي راه به رسانههاي عمومي يافت همچون بسياري از مديران كمتر شناختهشدهاي كه آن روزها شايد عموم جامعه براي اولين بار نامشان را ميشنيدند، آنچنان رزومهاي ازفعاليتهايش در سالهاي بيخبري ارائه داد كه گويي او بخش محذوف فرهنگ در دو دهه پيشين كشور را روايت ميكند اما آنچه كلهر را خبرساز كرد نه اين رزومه بلندبالا از فعاليتهاي ناديده بلكه نظرات آشكارا «مسامحهآميزش» در حوزه فرهنگ بود كه چندان با نطقهاي ديگر حاميان محمود احمدينژاد همخواني نداشت. او در گفتوگويي با يك شبكه ماهوارهاي فارسيزبان در قامت مشاور كانديداي –آنروزها كمشانس- اصولگرايان از بلامانع بودن بازگشت هنرمندان خارج از كشور و حتي خوانندگان مقيم لوسآنجلس به ايران خبر ميداد.
هرچند اين مواضع از سوي مشاور محمود احمدينژاد به واسطه تصويري كه از وي در مقايسه با ديگر كانديداهاي رياستجمهوري آن سال وجود داشت، چندان جدي گرفته نشد اما تنها چند روز بعد حضور وي بهعنوان نماينده احمدينژاد در مناظرهاي تلويزيوني كه ميان حاميان كانديداها انجام ميگرفت و در پي آن بازتاب ملموس اما ظريف سخنان روادارانه وي در برخي نطقهاي تلويزيوني احمدينژاد مثل گفتوگوي ويژه خبري در دور دوم انتخابات كه وي براي اولينبار در آن بر «عدم ضرورت برخورد با ظاهر جوانان» تاكيد كرد، محافل خبري را به مواضع مشاور تساهلمحور و به قول منتقدانش «ليبرال مسلك» احمدينژاد حساستر كرد كه بسياري معتقد بودند كلهر، نماينده طيفي متفاوت از حاميان احمدينژاد است كه به واسطه دلايلي «سلبي» همراه شهردار آن روزهاي تهران وارد رقابتهاي انتخاباتي شدهاند و تحليل رفتارهاي آنان ميتواند تحليلگران را بيشتر با عمق پديدهاي كه در حال بروز بود آشنا كند.
بعدها كلهر، در مصاحبهاي گفت كه طراحي كل تبليغات ستاد انتخابات محمود احمدينژاد برعهده وي بوده و او در صدر تيمي 20 نفره مسئوليت معرفي وي را برعهده گرفته است اما مهدي كلهر چگونه مسئول كل تبليغات ستاد شهردار تهران در سال 84 شد؟ خود وي سابقه اين آشنايي را به «سالها قبل» زماني كه احمدينژاد سالهاي پاياني تحصيل در دانشگاه علم و صنعت را ميگذراند، مربوط و عامل اين رابطه را وجود «دوستان مشتركي» ميداند كه اين ارتباطات را با فراز و نشيب به سال 83 زماني كه احمدينژاد تصميم گرفت نامزد رياستجمهوري شود، رساندند.
احمدينژاد به مدد تبليغات تيم كلهر، رئيسجمهور شد و كلهر مسئوليت «مشاور امور رسانههاي احمدينژاد» را برعهده گرفت. در تمام چهارسال استقرار دولت نهم هرگاه كلهر به اعتبار اين عنوان لب به سخن گشود سخنانش به نظر بسيار جالب آمد و خبرساز شد.
پس از انتخابات امسال و مباحثي كه پيرامون آن شكل گرفت بسياري به ياد گفتوگوي سال گذشته مهدي كلهر درباره آراي احمدينژاد در سال 84 افتادند.
وي آبانماه 87 در ميان مباحث داغ انتخابات رياستجمهوري مدعي شد، آراي احمدينژاد در انتخابات 84 نه 17ميليون بلكه 21 ميليون بوده و حدود سه، چهار ميليون از آراي وي را نخواندند.
وقتي خبرنگار با تعجب از وي پرسيد:«چه كسي نخواند؟ دولت آقاي خاتمي؟» كلهر پاسخ داد: «اينها را بعدا ميگوييم » هرچند تا امروز وي سخني در تكميل اين ادعا بر زبان نياورده است اما همچنان مشابه چنين نكتههايي در مصاحبههاي كلهر وجود دارد كه هر ازگاه جنجالي بهپا كند.
در همين هفتههاي اخير، چندي پيش از آنكه نرگس فرزند كوچك مهدي كلهر تيتر رسانههاي ديداري و شنيداري جهان غرب شود، آقاي مشاور بازهم خبرساز شده بود. مشاور امور رسانههاي احمدينژاد اينبار همزمان با هفته دفاع مقدس اشتياق جوانان براي حضور در جبهه در دهه 60 را به تاثيرات فيلمهاي وسترن نسبت داد. سخناني كه انتقادات بسياري را برانگيخت.
هيچكس نميدانست تنها يك هفته بعد از اين جنجال فرزند آقاي مشاور تبديل به بمبي خبري خواهد شد كه مسائل خانوادگي وي را به سطح اول اخبار رسانهها بكشاند تا همسرش مجبور شود در گفتوگو با رسانهها ضمن تكذيب طلاق -كه كلهر مدعي شده بود چهار سال پيش جاري شده است- از متاركه يكطرفه كلهر با خانواده از يكسال قبل و عدم پرداخت نفقه گلايه و شكوه سر دهد.
نرگس كلهر كه براي نمايش فيلمش در جشنواره فيلم نورنبرگ در آلمان به سر ميبرد، با ارائه درخواست پناهندگي طوفاني خبري جنجالي راه انداخت آنچنان بزرگ كه پدرش كه مشاور رسانهاي رئيسجمهور است و درپي آن مادرش را كه استاد دانشكده صداوسيماست به مصاحبههاي پيدرپي با رسانهها كشاند.
آقاي مشاور كه روزگاري از لزوم بازگشت هنرمندان به كشور سخن ميگفت حالا با تراژدي خروج فرزندش از كشور مواجه است و آن را با جملاتي همچون «اين نشانه آزادي است» توجيه ميكند.
شايد غريب نباشد اگر بگوييم عالم سياست عرصه ظهور تناقضها و تضادهاست. تناقض موقعيت و رفتار، تضاد عملكرد و گفتار و گاهي بروز تفاوتهايي آنقدر عجيب و دور از ذهن ميان وعدههايي كه داده ميشود با جهان واقع كه انسان را به تامل و گاهي نيز از طنز تلخ روزگار به خنده وادارد.
دو كلمه درباره آقاي سخنگو
مجيد اعزازي
تهران امروز
1- حسن قشقاوي، سخنگوي وزارت خارجه بدون عملي كردن قول و قرارهايي كه با برخي از خبرنگاران حوزه ديپلماسي گذاشته بود، در آغاز هفته از اين سمت خداحافظي كرد و در جايگاه معاونت امور حقوقي و امور كنسولي اين وزارتخانه قرار گرفت. با خداحافظي حسيني، سلف قشقاوي، تعدادي از روزنامهها پس از رايزنيهاي شفاهي، به صورت كتبي از آقاي سخنگوي براي بازديد و مصاحبه اختصاصي دعوت كرده بودند و او هم پذيرفته بود اما اين پذيرش به بهانههاي مختلف از جمله سفرهاي خارجي يا به بهانه نزديكي به موعد برگزاري انتخابات رياستجمهوري تحقق پيدا نكرد. پس از انتخابات نيز شرايط به گونهاي پيش نرفت كه خبرنگاري پيگير دعوتهايي از اين دست باشد. البته شبكههاي تلويزيوني، خبرگزاريها و برخي از روزنامههاي خارجي از اين قاعده مستثني بودند و آقاي سخنگو هم در جشنواره مطبوعات سال گذشته و هم در طول دوره خدمت خود در اين دست از رسانهها رفتوآمد داشت. افزون بر اين، آقاي قشقاوي از مرداد ماه سال پيش كه پشت تريبون سخنگويي قرار گرفت تا هفته گذشته دستكم چهار سفر رسانهاي داشت؛ سفرهايي كه به گمان خبرنگاراني كه هيچگاه به اين سفرها دعوت نشدند، بيعدالتي ميان رسانههاي منتقد و رسانههاي همسو با دولت بود. البته آقاي سخنگو، همواره هنگام طرح اين بحث، پاسخ ميداد كه ما بر اساس يك جدول تنظيم شده، قرار است به تدريج تمام رسانهها را به چنين سفرهايي ببريم. به هر روي خبرنگاراني كه در زمره سفركردگان به فرنگ نبودهاند، اميدوارند سخنگوي بعدي كه تاكنون مشخص هم نشده است به جدول مورد نظر همچنان پايبند باشد و جدول تازهاي را طراحي نكند!
2- انتصاب آقاي قشقاوي به عنوان سخنگوي وزارت خارجه در سال گذشته هم براي بعضي از خبرنگاران و هم براي وزارت خارجه بركاتي به همراه آورد. با اين انتصاب، سالن بزرگي در ساختمان شهرباني قديم تهران كه دستبرقضا بسيار هم فاخر و زيباست، به نشستهاي هفتگي سخنگو اختصاص يافت و خبرنگاران روزنامههاي بيشتري به نشستهاي هفتگي دعوت شدند چون سالن قبلي كوچك بود و فضاي كافي براي حضور همه خبرنگارن وجود نداشت. بگذريم كه نقشه ناموزون پشت سر آقاي قشقاوي باعث بروز برخي انتقادها شد اما با همت همين آقاي سخنگو تبديل به احسن شد و حالا وزارت خارجه يك سالن بزرگ و آبرومند دارد. افزون بر اين موارد، جايگاه سخنگويي برازنده آقاي قشقاوي بود، چون هم ديپلمات با سابقهاي بود، هم دكتراي حقوق داشت و هم روحيه سخنگويي در او كاملا حلول يافته بود. بر كسي پوشيده نيست كه سياست خارجي دولت نهم و دهم احمدينژاد، سياست تهاجمي تعريفشدهاي است و روحيه شخصي آقاي سخنگو به خوبي ميتوانست اين تهاجمي بودن و اقتدار مورد نظر دولت نهم و دهم را به نمايش بگذارد. بهطور مثال، در پاسخ به سوالهاي حقوق بشري، بحثهاي تازهاي را مطرح ميكرد و وقتي از او درباره افراد خارجي محبوس در ايران سوال ميشد، آقاي سخنگو ضمن اينكه پاسخگويي در اين زمينه را وظيفه همتاي خودش در قوه قضائيه اعلام ميكرد، از خبرنگاران ميخواست براي ايجاد توازن جريان بينالمللي اخبار و اطلاعات، بهجاي پرداختن به اين افراد، از ايرانيان دربند در زندانهاي كشورهاي ديگر بنويسند، چون رسانههاي غربي درباره خارجيان محبوس در ايران به اندازه كافي مطلب منتشر و پخش ميكنند.
در مجموع ميتوان گفت آقاي سخنگو در مدت حدود 14 ماه خدمت خود كه با حوادث پراهميتي بهويژه در حوزه رابطه ايران و آمريكا و مسائل هستهاي ايران همراه بود، به خوبي توانست مدافع سياست خارجي دولتهاي احمدينژاد باشد؛ سياستي كه منتقدان و مخالفان بيشماري در ميان طيفهاي گوناگون سياسي و از جمله گروههاي نزديك به دولت احمدينژاد داشته و دارد. سياستي كه تابوي مذاكره با آمريكا را نهتنها شكست كه تمايل دولت ايران براي مذاكره با دولت نومحافظهكار جورج بوش پسر را يك «فرصت طلايي» براي آمريكا معرفي ميكرد. سياستي كه به موجب آن، به بوش، آنگلا مركل، صدراعظم آلمان و پاپ نامه نوشته و ارسال شد، اما هيچ پاسخي دريافت نشد. بله آقاي سخنگو بهخوبي توانست دربرابر تمام انتقادات درباره اين سياست خارجي بايستد، سرخود را بالا گيرد، صدايي در گلو بيندازد و از سياست خارجي احمدينژاد دفاع كند. اينك يك سوال باقي ميماند و آن اينكه آيا در وزارت خارجهاي كه اين روزها تغييرات، تحولات و جابهجايي نيروي انساني كمنظيري درآن اعمال ميشود، سخنگويي به كاركشتگي آقاي قشقاوي يافت ميشود؟
همه دلشوره داشتند جز احمدينژاد
ايرنا خبرگزاري رسمي دولت گفت و گويي را با معاون دفتر رئيسجمهور انجام داده و از او درباره شب مناظره با موسوي پرسيده است. به گزارش ايرنا محمدزاده چنين گفت: از صبح تا شب که قرار بود مناظره شود دلشوره وجود داشت. وي افزود: اگر چيزي به ذهنمان ميرسيد به رئيسجمهور منتقل ميکرديم اما جالب بود مجموعه دفتر رياستجمهوري دلشوره داشتند ولي رئيسجمهور بسيار آرام و آرامش بر او حکمفرما بود. معاون ارتباطات و اطلاعرساني دفتر رئيسجمهوري گفت: اگر رئيسجمهوري آمار و اطلاعاتي از ما ميخواست جمعآوري ميکرديم و البته نميتوانيم نگراني خود را از نتيجه مناظرهها کتمان کنم. وي آرامش رئيسجمهور را قابل تحسين و مايه آرامش اطرافيان دانست و گفت: احمدينژاد طبق روال معمولي که دارد پيش از رفتن به گفتوگو يا برنامه حتما به امام عصر (عج) متوسل ميشود و دعا ميکند. وي گفت: لحظهاي عصبانيت در هيچ يک از مناظرهها بر چهره رئيسجمهور عارض نشد و با آرامش کامل و طمانينه به همه مسائل پاسخ ميداد و در پايان اولين مناظره هم بقيه مناظرهها قابل پيش بيني بود.