دلسوزي
تقريبا چند ماهي است كه از نمايش فيلم جديد راسل كرو به نام «دلسوزي» در لندن و سيدني ميگذرد ولي به دلايل نامشخص سازندگان اين فيلم نمايش آن را در آمريكا به تاخير انداختهاند. فيلم دلسوزي كاري است به كارگرداني «جان پولسون».
سابقه همكاري كرو و پولسون برميگردد به سال 1994 كه آنها در يك فيلم كمدي به نام «بعضي از ما» در كنار هم به ايفاي نقش پرداختند. بعد از آن پولسون كار ساخت فيلم را شروع كرد.
اين فيلم به نويسندگي فيلمنامهنويس استراليايي، اميل استرن اقتباسي از كتاب دلسوزي نوشته «رابرت كورمير» است. او به نوشتن داستانهاي هراسانگيز در آمريكا مشهور است.
در اين كتاب به طرز هيجانانگيز مسائل عاطفي بهوجود آمده براي يك پسر نوجوان به نام اريك را بازگو ميكند كه بعد از فهميدن ارتباط مادرش با يك مرد غريبه، هر دوي آنها را به قتل ميرساند. كرو در اين ميان در نقش يك كارآگاه پليس به نام «كريستوفرو» وارد عمل ميشود.
اريك كه قبلا نامزد قبلي خود را به قتل رسانده است هماكنون خطر جدي براي نامزد جديد خود محسوب ميشود. تلاشهاي كرو براي دستگيري اريك و نجات جان اين دختر موضوع اصلي فيلم را تشكيل ميدهد.
كرو در فيلم حين انجام وظايف خود در نقش يك پليس، خود نيز بهطور عاطفي درگير اين ماجرا ميشود. كرو از اين موضوع مطلع بوده كه اريك يك جوان متعصب است و بهدليل فشار عصبي واردشده به او، وي ممكن است در آينده نزديك مرتكب به قتلهاي ديگري نيز شود.
«جان فاستر» در نقش اريك (قاتل نوجوان) و «سوفي تروب» در نقش نامزد جديد او ايفاي نقش خواهند كرد.
موقعيت بازي
جديدترين فيلم كرو «موقعيت بازي» نام دارد كه حدود چند ماهي از اكران عمومي آن ميگذرد. موقعيت بازي يك تريلر سياسي است كه به افشاي راز قتل همسر يكي از نمايندگان كنگره آمريكا ميپردازد.
كرو در اين فيلم در نقش يك خبرنگار به نام «كال مك كافري» ظاهر شد. گرچه اين نقش با نقشهاي ديگر كرو فاصله زيادي داشت ولي كرو آن را به زيبايي هر چه تمامتر به تصوير كشيد. از جمله بازيگران ديگر فيلم ميتوان به «هلن ميرن» (در نقش رئيس دفتر روزنامه) و «راشل مك آدامز» (در نقش همكار كرو به نام اما) و بن افلك (يكي از نمايندگان كنگره) اشاره كرد.
افلك در فيلم بر اثر تصادفي همسر خود را از دست ميدهد و تلاشهاي كرو و راشل براي افشاي راز قتل او شما را درگير فيلم خواهد كرد. كرو و افلك (در فيلم) دوستان دوران دانشگاه بودهاند و اكنون كرو مسئوليتي را در قبال دوستش بر دوش خود احساس ميكند. از يك طرف كال (كرو) براي تحقيق در مورد اين قتل با مخالفت رئيس مجله (هلن ميرن) روبهرو است و از طرف ديگر دخالت در اين قتل خطرات جاني را متوجه او ميسازد.
با اين حال او همچنان براي پي بردن به راز اين قتل سماجت ميكند تا آنجا كه پا از حيطه خبرنگاري بيرون مينهد و در شمايل يك پليس وارد كار ميشود. كارگرداني اين فيلم را «كوين مك دونالد» عهدهدار بود. اين فيلم بازساختي از مينيسريال ساخته شده در سال 2003 است كه قبلا از شبكه بريتانيايي بيبيسي پخش ميشده است.
كرو در گفتوگويي اعلام كرده بود كه قبلا به تماشاي نسخه قبلي اين فيلم نپرداخته بود. وي اضافه ميكند كه تفاوتهاي زيادي بين اين دو نسخه وجود دارد.
سه روز بعد
«پل هگيس» نمايشنامهنويس و فيلمساز هاليوود براي ساخت پروژه جديد خود كرو را بر ميگزيند. اين فيلم كه «سه روز بعدي» نام دارد تا چند روز ديگر(سپتامبر) در آمريكا در ايالت پنسيلوانيا جلوي دوربين خواهد رفت.
اين فيلم بازساختي از فيلمي فرانسوي به نام «براي او» (2008) است كه بازگوكننده مشكلات به وجود آمده براي يك خانواده است. نقش همسر راسل كرو را در فيلم «اليزابت بنك» ايفا خواهد كرد. راسل در اين فيلم نقش يك معلم به نام جان برنون را ايفا خواهد كرد كه همسر وي متهم به ارتكاب قتلي ميشود و راسل در ادامه داستان در پي اثبات بيگناهي همسرش ميكوشد.
تا چند روز پيش گروه سازنده فيلم به دنبال پسربچهاي پنج يا شش ساله ميگشتند كه بتواند نقش پسر راسل را در فيلم بازي كند و تا ماه سپتامبر خود را به لوكيشن فيلم برساند. گويا بهتازگي آنها موفق به پيدا كردن اين هنرمند كوچك شدهاند.
كرو هميشه در نقشهايش با قدرت تمام ظاهر شده و تمام سعي خود را در ايفاي نقشهاي خود كرده است. حضور موفق او در فيلمهاي اخيرش نظير «سه و 10 دقيقه به يوما» و «گنگستر آمريكايي» خود گوياي اين واقعيت است.به نظر ميرسد در فيلم«سه روز بعد» هم مانند ديگر فيلمهاي اخيرش حضور تحسين برانگيزي داشته باشد.هگيس فيلمنامهنويسي است كه پا به عرصه كارگرداني گذاشته و جالبتر آنكه او نوشتن فيلمنامه هر دو فيلم اخير راسل كه چندان فروش موفقي نداشتهاند را برعهده داشته است.
وي (هگيس) با فيلم «تصادف» برنده جايزه اسكار شد و اينگونه توانست خود را به عنوان يك فيلمساز حرفهاي مطرح كند.
رابينهود
فيلم رابينهود همكاري مشترك ديگري از راسل كرو و ريدلي اسكات است. اين فيلم كه تهيهكنندگي آن را برايان سينگر برعهده دارد در ماه مي سال 2010 به نمايش در خواهد آمد. كرو در اين فيلم دو نقش را ايفا ميكند؛ هم در نقش داروغه قصر ناتينگهام و هم در نقش رابينهود. زماني كه او داروغه است هنگام گرفتن ماليات از مردم فقير متوجه ظلم روا شده به مردم ميشود و از آن پس لباس داروغه را از تن برميكند و تصميم ميگيرد به مردم كمك كند. اسكات و كرو معتقد هستند كه داستان رابينهود نياز به كمي تغيير داشت به همين دليل آنها تغييرات كوچكي را در نسخه اصلي اين فيلم پديد آوردند تا چهره جديد و جالبي را از رابينهود به نمايش درآورند.
آنها همچنين تغييراتي را در نوع لباس رابينهود دادند تا اين نسخه جديد كاملا با نسخههاي قبلي متفاوت باشد. «كيت بلانچت» ديگر هنرپيشه استراليايي ايفاگر نقش «دوشيزه ماريون» خواهد بود. كرو معتقد است او تنها كسي است كه ميتواند به زيباترين نحو اين نقش را به تصوير بكشد.
كار فيلمبرداري اين فيلم اخيرا در سواحل زيباي شمال ولز به پايان رسيده است و اين فيلم ميرود تا مراحل توليد را نيز پشت سر بگذارد. اين پنجمين همكاري كرو و اسكات بعد از گلادياتور است. كرو در اين فيلم با گريمي شبيه «ماكسيموس» در فيلم گلادياتور ظاهر ميشود و عدهاي معتقدند اين فيلم باعث درخشيدن دوباره كرو خواهد شد. كرو در ايفاي نقشهاي تاريخي تبحر خاصي دارد و آنها را به زيبايي به تصوير ميكشد. تا به حال كساني همچون «كوين كاستنر» و «شون كانري» به ايفاي نقش رابينهود پرداختهاند ولي اينبار با تغييراتي كه اسكات در نسخه فيلم داده است، ميتوان گفت اين يك كار متفاوت خواهد بود.
نگاهي به زندگينامه و شخصيت راسل كرو به بهانه اكران«دلسوزي»
مرد هزار چهره
مريم شمس
تهران امروز
راسل كرو هنرپيشه فيلم به ياد ماندني «گلادياتور» اين بار در نقش يك پليس دلسوز در يك تريلر روانشناختي ايفاي نقش ميكند. اكثر مردم ايران كرو را با نقش ژنرال ماكسيموس در فيلم گلادياتور به ياد ميآورند. خود راسل محبوبيت و شهرتش را به خاطر بازي در اين نقش ميداند و معتقد است كه اگر وي بازي در اين نقش سخت را نميپذيرفت شايد هرگز به چنين موفقيتي دست پيدا نميكرد. اما واقعيت چيزي غير از اين است. او نه تنها ميتواند يك گلادياتور باشد بلكه ميتواند شخصيت يك خبرنگار، يك رياضيدان، يك فرمانده كشتي يا يك پليس را نيز خارق العاده به تصوير بكشد.
او در ايفاي هر نوع نقشي توانايي دارد. نكتهاي كه در اين ميان بسيار حائز اهميت است اين است كه با وجود فاصله زياد بين نقشهايي كه ميپذيرد هرگز نميتوان راسل را با گريم يا طرز بازي يكسان ديد. او هميشه متفاوت است و اين نكتهاي است كه باعث جذابيت كارهايش ميشود. او براي ايفاي نقشهاي مختلف وقت زيادي را صرف ميكند. حتي به ميزان قابل توجهي از وزن خود را اضافه يا كم ميكند تا بتواند بهطور كامل با نقشي كه قرار است بازي كند، هماهنگي داشته باشد. آخرين بار كرو براي بازي در فيلم «مجموعه دروغها» در نقش رئيس CIA حدود 30 كيلوگرم به وزن خود افزود. اين در حالي است كه وي براي نقش رابين هود پروژه تازه ريدلي اسكات كه به تازگي بازي در آن را شروع كرده، درست به همين ميزان وزن كم كرده است. او براي اين كار از ورزشهايي نظير دوچرخهسواري و پيادهروي در مسافتهاي طولاني استفاده ميكند. راسل استاد تغيير وزن خود است و براي اين كار وقت زيادي را صرف ميكند.
كرو نه تنها يك هنرپيشه خوب است بلكه يك خواننده توانا به سبك پاپ-راك نيز هست. از دوران جواني راسل در سيدني براي خود يك گروه موزيك به نام «TOFOG» تشكيل داد. راسل در اين گروه موسيقي هم مينوازد، هم ترانهسرايي ميكند و هم رسما سمت خوانندگي گروه را عهدهدار است. راسل در ترانههايش بيشتر از خانه و خانواده ميسرايد و از علاقهاش به سرزمين استراليا. در ابتداي بازيگرياش، عدهاي او را «مارلون براندو» خطاب ميكردند. به اين خاطر كه در سالهاي دور راسل ترانهاي را اجرا ميكند به نام «ميخواهم شبيه مارلون براندو باشم.» وقتي از وي در مورد دلايل سرودن اين ترانه سوال ميشود، در پاسخ ميگويد:«اين فقط يك ترانه بود. و منظورم از اجراي آن دوست داشتن يا شبيه بودن به براندو نبود. من فقط ميخواستم بخوانم.» اما اين تنها فعاليتهاي كرو نيست.
او هم اكنون مالك يك باشگاه راگبي به نام «خرگوشهاي سيدني جنوبي» در استرالياست. راسل برنامهريزي عميقي براي اين تيم راگبي دارد و معتقد است اين تيم در آينده خوش خواهد درخشيد.
علاوه بر تمام اين سمتها و مسئوليتها راسل يك پدر خوب نيز است. كرو در سال 2003 با هنرپيشه استراليايي «دانيله اسپنسر» ازدواج كرد. اكنون شش سال از اين ازدواج ميگذرد. آنها صاحب دو فرزند به نامهاي «چارلي كرو» (5 ساله) و «تنيسون كرو» (2 ساله) هستند. آشنايي راسل با همسرش
برميگردد به سال 1992. آنها در اين سال در فيلمي به نام «Crossing» يا «تقاطع» در كنار هم به ايفاي نقش پرداختند.
وي معتقد است كه پدر شدن تجربه خوبي است. او ميافزايد: «زماني كه پدر شدم لذتي را در خود احساس كردم كه هرگز نميتوانم آن را توصيف كنم.»
زماني كه راسل بسيار جوان بود پدرش اصرار داشت كه او درس خود را ادامه دهد ولي راسل بر سر اين موضوع با پدر خود اختلاف نظر داشت. او در اين باره ميگويد: «در آن زمان فقط دوست داشتم يك گاوچران باشم.»
راسل كرو متولد هفت آوريل 1974 در ولينگتون نيوزلند است. پدر و مادر وي هر دو در كار سينما بودند و به همين دليل از همان زمان طفوليت، راسل با فيلم و سينما آشنايي پيدا كرد چرا كه اكثر وقتها آنها راسل كوچك را با خود به صحنه فيلمبرداري ميبردند.
راسل در شش سالگي اولين كار خود را در جهان سينما شروع كرد. او در يك سريال تلويزيوني به نام «نيروي جاسوس»(1980 )به ايفاي نقش پرداخت. راسل در سن 16 سالگي در يك برنامه تلويزيوني به نام «راكي هاريور شو» ايفاي نقش كرد و از آن به بعد همه وي را در استراليا به نام «راسلي راك» ميشناختند. راسل بازيگري را از سرزمين مادرياش شروع كرد. از جمله اين فيلمها ميتوان به فيلم «Romper Stomper» محصول سال 1992 ساخت كشور استراليا اشاره كرد. فيلم بعدي او به نام «بعضي از ما» (1994) شروعي بود تا اسم كرو در آمريكا مطرح شود.. از ديگر فيلمهاي وي
«Hammers Over The Anvil » است. او در اين فيلم قهرمان يك پسر نوجوان ميشود. از فيلمهاي ديگر او ميتوان«مدرك» (1991 ) اشاره داشت. كرو در سال 1995 فيلم «Virtuosity» را در كنار«دنزل واشينگتن» به روي پرده برد. اين فيلم يك فيلم علمي تخيلي است كه راسل در آن در نقش يك نابودگر به نام Side7 ايفاي نقش ميكند. اما فيلم اصلياي كه راسل را مطرح كرد و نام وي را به عنوان يك هنرپيشه لايق بر سر زبانها انداخت فيلم «محرمانه لسآنجلس» بود. او خيلي جدي نقش يك افسر پليس به نام كميسر «باد وايت» را ايفا ميكند. اين افسر مصمم كه از پدر خود خاطرات خوشي در ذهن ندارد، تصميم به پليس شدن ميگيرد و بعد در سمت جديدش به شدت از زنها حمايت ميكند.
كرو در مصاحبهاي يكي از نصايح پدر خود را به ياد ميآورد:«او هميشه به من ميگفت نقشي را قبول كن كه وقتي آن را ايفا ميكني حتي براي يك لحظه به شخصيت اصلي خود برنگردي و بتواني كاملا در آن غرق شوي.»
گويا راسل در ايفاي تمامي نقشهايش هميشه اين نكته را در ذهنش تداعي ميكند. كرو انسان متواضع و ملايمي است و با طرفداران خود رابطه عميقي دارد.پيش از اين هنرپيشگي شغلها و سمتهاي گوناگون داشته است. شغلهاي نظير يك گاوچران و غيره...
كرو در رابطه با تربيت فرزندانش بار سنگيني را روي دوشش احساس ميكند او در اينباره ميگويد:«ميخواهم فرزندانم را با تعادل بزرگ كنم. روز نخستي كه چارلي به مدرسه رفت از او در مورد مدرسه سوال كردم او در جواب به من گفت: اسباب بازي زيادي در آنجا نبود. او ميافزايد اكثر وقتي را كه در خانه هستم به همراه مادرشان سعي بر اين داريم تا به آنها بياموزيم كه بايد با مردماني كه شرايط زندگي آنها را ندارند، همدلي كنند.» كمكهاي اخير راسل نشان داد كه او واقعا در زندگي شخصياش نيز يك انسان سخاوتمند است مانند كمكهايش بعد از آتشسوزيهاي مهيب در سيدني. چه در نقش مرد خانواده و چه در حرفهاش، راسل همچنان با اخلاق خاص خود به كار ادامه ميدهد.
گفتوگو با راسل كرو
ترسي برا ي ايفاي نقشهاي مختلف ندارم
آقاي كرو، شما كار بازيگري را چطور شروع كرديد؟
من كار خود را از يك سريال تلويزيوني شروع كردم، وقتي فقط شش سال داشتم پدربزرگ من در كار فيلم بود. او مسئول دوربينها و نورپردازان بود و يكي از دوستان او نيز تهيهكننده سينما بود. من بيشتر اوقات بين سنين 5 تا 9 سالگي سر صحنه فيلمبرداري بودم. از همان جا بود كه شديدا توجه من به اين كار جلب شد.
چهجور بچهاي بودي؟
خجالتي بودم.
آيا هميشه آرزو داشتي كه يك هنرپيشه بزرگ شود؟
فقط طي زمان در مسير اهدافم حركت كردم.
شما يك موزيسين خوب هم هستيد. در برنامه تلويزيوني «راكي هاريور شو» هم قطعهاي را اجرا كرديد.
بله، اجراي موزيك زياد داشتم اين برنامه براي من خيلي جالب بود. در واقع واكنش تماشاگران برايم خيلي جالب بود.
چطور با نقشهاي مختلف ارتباط برقرار ميكنيد؟
خب، هر نقشي چيزهاي مختلفي براي گفتن دارد. من ابتدا فيلمنامه را ميخوانم اگر اين فيلمنامه بتواند احساس من را برانگيزد و اشك در چشمانم جاري سازد آن زمان است كه بازي در فيلم را قبول ميكنم. ترسي براي ايفاي نقشهاي مختلف ندارم. بعضي وقتها نقشي را قبول ميكنم كه احساس كنم از نظر فيزيكي قادر به اجراي آن باشم.
آيا فكر ميكنيد تا حالا در فيلمي اجراي بدي داشتيد؟
از هيچ كدام از اجراهاي خود راضي نيستم من فكر ميكنم اين شغلي است كه شما بايد هميشه در آن ياد بگيريد و به جلو برويد.
چه چيزي تو را خيلي خشنود ميكند؟
بهطور حتم نميتوانم به اين سوال پاسخ بگويم ولي من خيلي دوست دارم در يك چراگاه باز قدم بزنم چراگاهي كه نرده يا حصاري در آن وجود نداشته باشد. دوست دارم در اين مكان باز اسبسواري كنم بدون هيج كنترل خاصي. در اين لحظه احساس خواهيد كرد كه شما و آن اسب با هم دوست هستيد او بهطرف تان نميآيد تا شما به او غذا بدهيد يا او را با حصار مجبور به ماندن كنيد بلكه فقط ميخواهي دوستانه زماني را با او بگذراني.
آيا جزو آن دسته از آدمهايي هستيد كه معتقد هستند نبايد در مورد يك كاراكتر قضاوت كرد؟
فكر ميكنم هر نقشي را كه ايفا ميكنيد كم كم عاشق اين كار و حرفه ميشويد و وقتي كه عاشق يك كاراكتر ميشويد خيلي چيزها را از ياد ميبريد. مثلا وقتي كه قرار است نقش «هيتلر» را ايفا كنيد و با اين كاراكتر اخت ميشويد آيا تلاش ميكني كه كاراكتر او را زشت جلوه دهي؟ به نظر من خيلي مهم است كه تو به يك سطح بيطرفي برسي.
شما هميشه در فيلمها از نظر فيزيكي تغيير ميكنيد آيا گمان ميبريد كه بينندگان از شما چنين انتظاري دارند كه در فيلمهاي مختلف متفاوت به نظر برسيد؟
فكر ميكنم اين مساله براي همه هنرپيشگان صادق است. اين نميشود كه فقط سر صحنه فيلمبرداري راه رفت و فقط گفت كه من بازيگر خوبي هستم من قصد دارم چند ساعتي شما را به درون داستاني خاص ببرم پس بايد تلاش همه جانبه داشته باشم در اين ميان ميتوانم به بازيگراني همچون «استيو مك كوئين» و «مارلون براندو» اشاره كنم.
در مورد «استيو مك كوئين» چه فكر ميكني يا هنرمنداني نظير «كري گرانت»؟
من فكر ميكنم كه آنها افرادي هستند كه خودشان را از فيلمي به فيلمي ديگر تطبيق ميدهند منظورم از حالت فيزيكي يك بازيگر اين نيست كه همه بايد نقش آدمهاي غولپيكر را ايفا كنند. فقط فكر ميكنم كه اين يك امتياز است كه بتوان خود را با نقش از نظر فيزيكي نيز تطبيق داد.
وقتي شما در حال بزرگ شدن بوديد پدر شما يك رستوران داشت؟
پدر من گرداننده يك رستوران بود. او صاحب اين هتل نبود تا زماني كه من خانه را ترك كردم.
مكان زندگي شما همانجا بود؟
بله ما در بالاي اين رستوران زندگي ميكرديم. با سر و صداي زياد.
آيا به پدرتان كمك ميكرديد؟
بله. من و برادرم خيلي به پدرم كمك ميكرديم. بعد از اينكه از نيوزلند به استراليا مهاجرت كرديم ديگر رستوران نداشتيم.
چطور وقت خود را ميان پدر بودن و انجام وظايف خود تقسيم ميكنيد؟
با برنامهريزي درست و نظم زياد. من خيلي كم ميخوابم. اغلب خواندن و مرور فيلمنامههاي خود را به زماني موكول ميكنم كه دانيله (همسر راسل) و بچهها خواب هستند. تمام شب كار ميكنم و بيدار ميمانم تا صبح براي آنها صبحانه حاضر كنم و بعد همه آنها را بيدار ميكنم.
آيا خانواده شما باعث شده كه شما فرد ملايمتري باشيد؟
وقتي همسرم دانيله اسپنسر به من جواب بله گفت تسكين بزرگي براي من بود به اين دليل كه مدتي بود كه از او درخواست ازدواج كرده بودم. زماني كه اولين پسرم به دنيا آمد لذتي را احساس كردم كه قبلا هرگز آن را تجربه نكرده بودم. يك روز زندگي بدون آنها هدر دادن عمر است.
آيا كار موزيك خود را ادامه ميدهي؟
من بيش از هزار كنسرت اجرا كردهام و هميشه از خواندن لذت ميبرم ولي روزي در يكي از كنسرتهاي خود در ساندياگو بودم با خود گفتم لعنت به من. بايد الان در خانه و در كنار همسر و فرزندان خود باشم.
درست است كه از بازي در فيلمهايم لذت ميبرم ولي زياد تنها گذاشتن خانواده و دور بودن از آنها غيرمنصفانه و خودخواهانه است.
چرا يك تيم راگبي خريديد؟ آيا شما نميدانستيد كه با پول خود چه كار كنيد؟
من ميخوام همه چيز به استراليا برگردد ، به زادگاه من. اين يك تيم مشهور نيست كه آنچنان نياز به سرمايهگذاري داشته باشد ولي خب اين تمام دلايل من نيست.
بعد از گلادياتور همكاريهاي زياد با «ريدلي اسكات» داشتهايد، ميتوانيد بگوييد چرا؟
كار كردن با او برايم راحت است ضمن اينكه او به من اجازه ميدهد در انتخاب هنرپيشگاني كه قرار است در كنار آنها ايفاي نقش كنم نظر داشته باشم. اگر احساس كنم نميتوانم در كنار هنرپيشه خاصي بازي كنم از اين كار اجتناب ميكنم. قبل از اينكه اسكات مرا براي فيلم گلادياتور انتخاب كند به تماشاي فيلمهاي قديمي من پرداخته بود ولي من از اين موضوع بياطلاع بودم.
گلادياتوري محبوب
بنا داريم از اين به بعد هر دو، سه هفته يك بار در صفحه سينما، يكي از چهرههاي عالم سينما را به شما معرفي كنيم يا اطلاعات بيشتري دربارهاش بدهيم. اين چهره ميتواند ستاره هاليوود يا يك كارگردان مهجور سينماي اروپا يا آسيا يا يكي از فيلمسازان بزرگ و شناخته شده دنيا باشد. اول از همه به سراغ يكي از بازيگران خوب سينماي آمريكا رفتيم: «راسل كرو» بازيگري كه به لطف «محرمانه لسآنجلس» و «ذهن زيبا» و «گلادياتور» كه چندين و چند بار دوبلهشان از تلويزيون پخش شد، در بين مردم ايران هم بازيگر محبوب و مشهوري است. «كرو» با كمك «شارون استون» به هالیوود راه یافت و با بازی در فیلم «چابک دسته مرده» (۱۹۹۵) کار خود را در هالیوود آغاز کرد. اين صفحه به مناسبت بازي وي در جديدترين فيلم ريدلي اسكات است كه نسخه جديدي از «رابين هود» را ساخته و راسل كرو در دو نقش در اين فيلم بازي ميكند. اين روزها فيلم «دلسوزي» هم با بازي وي بر پرده سينماهاي لندن رفته است.