چهار گوشه جهان
آخرين رهبران جنگ سرد در برلين ديدار كردند
گروه بينالملل: رهبران سابق ايالات متحده، شوروي و آلمان كه در پايان جنگ سرد در اتحاد دو آلمان نقش داشتند، در بيستمين سالگرد اين رخداد در برلين گردهم آمدهاند. به گزارش ايلنا به نقل از خبرگزاري فرانسه، «جورج بوش پدر»، «ميخائيل گورباچف» و «هلموت كهل» در گردهمايي خود به مردماني كه انقلاب صلحآميز سال ۱۹۸۹ را راهاندازي كردند، اداي احترام كردند.
اين سه نفر همچنين در ديدار سه ساعته خود، از تلاشهاي يكديگر تقدير كردند.
در اين حال، دو نفر از از رهبران جنگ سرد، يعني «مارگارت تاچر» از نخستوزيران سابق انگليس و «فرانسوا ميتران»، از روسايجمهوري سابق فرانسه در اين ديدار حضور نداشتند. تاچر دچار بيماري فراموشي است و ميتران درگذشته است. از سوي ديگر، قرار است در آلمان در نهم ماه نوامبر، به مناسبت بيستمين سالروز فروپاشي ديوار برلين، جشني برگزار شود. اين رخداد سرآغاز اتحاد دو آلمان و فروپاشي شوروي بود.
كهل كه ۷۹ سال سن دارد و آن زمان صدراعظم آلمان بود، در اين گردهمايي گفت كه مردم آلمان از اتحاد اين كشور به خود ميبالند. بوش كه ۸۵ سال سن دارد و از ۱۹۸۹ تا ۱۹۹۳ رئيسجمهوري ايالات متحده بود، گفت: «رخدادهاي همراه با فروپاشي ديوار برلين در قلب و ذهن افرادي كه سالها براي بهدست آوردن حقوق خدادادي خود مبارزه كرده بودند، حك شده است.»
گورباچف، آخرين رهبر شوروي نيز در اين ديدار مردم را قهرمانان واقعي دانست و گفت: «نبايد هيچ كدام از اين سه تن خود را عامل دستاوردهاي نسلهاي قبلي بداند.»
محبوبیت هاتویاما 10 درصد کاهش یافت
گروه بينالملل: نتايج جديدترين نظرسنجيها نشان ميدهد ميزان حمايت مردمي از نخستوزير جديد ژاپن كه ماه سپتامبر گذشته روي كار آمد، 10درصد كاهش يافته است. به گزارش ايلنا به نقل از رويترز، بهرغم اينكه ميزان حمايت از «يوكيو هاتوياما» همچنان بالاي60 درصد است، كاهش چشمگير 10درصدي محبوبيت وي نشان ميدهد دوران طلايي زندگي سياسي نخستوزير جديد ژاپن به پايان خود نزديك ميشود.
بنابر اين گزارش، رويكردهاي اقتصادي دولت و روابط امنيتي تيره و تار با آمريكا از عوامل كاهش حمايت مردمي از هاتوياما بوده است. بر مبناي اين نظرسنجي ميزان حمايت از نخستوزير ژاپن 8 /61 درصد بوده است.
دولت جديد ژاپن وعده داده است تمركز خود را روي مسائل اقتصادي قرار دهد و رويكرد ديپلماتيك مستقلتري از شريك اصلي امنيتي خود يعني آمريكا در پيش بگيرد.
یوکیو هاتویاما نخست وزیر ژاپن توانست در انتخابات اخیر پارلمانی این کشور رقیب خود از حزب لیبرال دموکراسی را شکست سنگینی دهد. او با انتقاد از سیاست های نادرست این حزب شعار« تغییر» را برای اصلاح کشور مطرح کرد.
ميليبند نماينده عالي امور خارجه اتحاديه اروپا ميشود
تايمز آنلاين: گوردون براون، نخستوزير بريتانيا بهطور محرمانه در تلاش است ديويد ميليبند، وزير خارجه اين كشور به عنوان نماينده عالي امور خارجه اتحاديه اروپا انتخاب شود.
با كاهش احتمال انتخاب توني بلر براي رياست اتحاديه اروپا، دفتر نخستوزيري بريتانيا بهطور محتاطانهاي از انتخاب ميليبند به عنوان نماينده عالي امور خارجه اين اتحاديه پشتيباني ميكند؛ هرچند ديويد ميليبند خود را براي به دست گرفتن سمتي كه دومين سمت مهم بر اساس پيمان ليسبون است، آماده نميداند. برخي منابع خبر دادند كه براون، ميليبند را كاملا فردي مطلوب براي اين سمت ميداند. هدف اصلی براون از این اقدام علاوه بر تصمیم سازی انگلیس در عرصه سیاست خارجی اتحادیه اروپا ،همواره کردن راه به دست گیری قدرت در حزب حاکم این کشور توسط نزدیکان خود وی است.
يوگسلاوي آزموني براي عدالت
دادگاه کارادزيچ امتحاني ديگر را فراروي جامعه بينالمللي قرار داده است
اميد ملکي
تحليلگر مسائل بينالملل
سارايوو تنها يک شهر نبود، پارلمان اديان بود. ايوو آندريچ،برنده جايزه نوبل ادبيات سارايوو را شهري ناميد که در آن چون چهار جهت زمين، زمان به چهار صدا واقعيت مييابد: ساعت كاتدرال كاتوليك، كليساي ارتدوكس، برج ساعتي مسجد و سيناگوگ يهودي اما چه ميتوان کرد که تاريخ سرنوشتي را براي يوگسلاوي رقم ميزند که براي آندريچ رقم زد تا ديگر نه او به يک اندازه متعلق به بلگراد و سارايوو و بوسني و كرواسي باشد و نه همه اين شهرها را با هم بتوان يوگسلاوي ناميد.
در روز ششم آوريل سال 1992 جامعه اروپا استقلال بوسني هرزگوين را به رسميت ميشناسد. هزاران نفر از مردم بوسني با دردست داشتن عكس رهبر کاريزماتيک يوگسلاوي، دست به يك راهپيمايي آرام در سارايوو ميزنند اما طولي نميکشد که عکسهاي «تيتو» به خون اهالي شهر سرخ ميشود. تكتيراندازان «رادوان كارادزيچ» از تپههاي مشرف به شهر با به گلوله بستن راهپيمايان، سارايوو را به محاصره درميآورند؛ محاصرهاي كه سهسال به طول ميانجامد و با اينکه منجر به مرگ 12 هزار نفر از مردم شهر ميشود اما سارايوو همچنان مقاومت ميکند. در ساير نقاط بوسني جنگ خونيني درميگيرد و سربازان صرب ميلوشوويچ از هيچ ددمنشياي در کشتار انسانهاي بيدفاع فروگذار نميکنند. براي سارايوو ژوئيه بدل به ماهي تاريخي شده است. در روز 28 ژوئن سال 1914 وليعهد امپراتوري اتريش و همسرش در سارايوو توسط يك تروريست صرب به قتل ميرسند. قتل وليعهد اتريش مانند جرقهاي است كه بشكه باروت اروپاي بحراني را منفجر ميکند و حدود يكماه بعد از اين حادثه جنگ جهاني اول آغاز ميشود. 94 سال بعد در روز 28 ژوئن 2008 خبري کوتاه، شادي وصفناپذيري را به خيابانهاي غمزده سارايوو ميآورد: «رادوان کارادزيچ دستگير شد.» دادستان صربستان براي جنايات جنگي يوگسلاوي سابق اعلام ميکند که کارادزيچ با هويت تقلبي بهعنوان پزشک در يک درمانگاه خصوصي بلگراد زندگي ميکرده. در آن زمان اتحاديه اروپا و آمريکا از اين دستگيري استقبال کرد و دولت روسيه خواستار انجام محاکمهاي بيطرفانه براي وي شد. خاوير سولانا، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا نيز در بروکسل اعلام داشت که اين دستگيري قدم مهمي است که صربها در نزديکي به جامعه اروپا بر داشتهاند. وي همچنين خواستار تلاش صربها براي دستگيري ديگر جنايتکاران ميشود.
کارادزيچ بهعنوان فرمانده صربهاي بوسني متهم به رهبري عمليات کشتار هفت هزار و 500 مرد و پسر نوجوان مسلمان پس از سقوط شهر سربرنيتسا در سال ۱۹۹۵ است که پس از توافقنامه صلح ديتون در سال ۱۹۹۶ ناپديد شد و سازمانهاي اطلاعاتي غربي در تمام اين سالها در پي او بودند. او علاوه بر کشتار هفت هزار و 500 مسلمان پس از سقوط سربرنيتسا، به گلولهباران سارايوو در جريان جنگ داخلي و استفاده از 284 نيروي صلحبان ملل متحد به عنوان سپر انساني در مقابل گلولهباران جنگ متهم است. سربرنيتسا در آن موقع منطقه تحت حفاظت سازمان ملل متحد بود و نيروهاي هلندي که فقط به سلاحهاي سبک مجهز بودند مسئوليت حفظ امنيت آن را برعهده داشتند. بالاخره جهان در هفتهاي که گذشت شاهد محاکمه رادوان کارادزيچ بهعنوان يکي از کليديترين رهبران صربها در قتلعام بوسني در ديوان کيفري بينالمللي در لاهه هلند بود و اين در حالي است که او مدعي است ريچارد هالبروک، مذاکرهکننده آمريکا در سال 1996 به وي پيشنهاد کرده در صورت کنارهگيري از قدرت، از مصونيت برخوردار خواهد شد اما هالبروک که در حال حاضر نماينده ويژه آمريکا در افغانستان و پاکستان است، بارها اين سخنان رادوان کارادزيچ را رد کرده است. قضات دادگاه لاهه ميگويند حتي اگر چنين توافقي بين کارادزيچ و آمريکا وجود داشته باشد، اين مصونيت نميتواند مانع از رسيدگي به پرونده او در اين دادگاه بينالمللي رسيدگي به جنايتهاي جنگي شود.
دادگاه کارادزيچ آزموني ديگر در برابر جامعه بينالمللي قرار داده است. از سويي نهادهاي مستقل فراملي به نمايندگي افکار عمومي جهان از نهادهاي بينالمللي انتظار دارند محاکمه کارادزيچ به محاکمهاي طولاني چون سلفش ميلوشوويچ بدل نشود و از سوي ديگر وي حاضر به شرکت در جلسات دادگاه نيست.
با اينکه در دانشگاههاي جهان بهطور سنتي اغلب سياست و حقوق در کنار يکديگر يار غار خوانده ميشوند اما گويي سامان نظام بينالملل به واقع از جدايي اين دو از يکديگر شکل گرفته است تا بار ديگر اين فرضيه اثبات شود که بيشتر، اين کارآمدي نهادهاي قدرت است که جامعه بينالملل را به پيش ميبرد نه جايگاه نهادهاي عدالت! و مهم اين است که پتانسيلهاي تغيير در جايي به کار بسته شوند که قدرت «ساختارهاي سياسي» به خطر ميافتد نه «حقوق شهروندان». تاجايي که حياط «زيباي» دادگاه لاهه شاهد چند صدمين حضور شهرونداني ميشود که فرياد دادخواهي بر ميکشند: «ما خواستار مشخص شدن حقيقت و مجازات جنايتکاران پيش از آنکه بميريم، هستيم» و براي چند صدمينبار فريادشان در حال هوار شدن بر سر خودشان است. شهرونداني که از سارايوو آمدهاند؛ سارايوويي که ديگر زيبا نيست، ديگر زمان در آن با نواي اديان ترجمه نميشود و حتي تيتويي ندارد تا آرمان سوسيال دموکراسي را براي مردمش زنده کند. شايد در روزگاري که يوسيپ بروز معروف به «تيتو» سکان رهبري حکومت جمهوري سوسياليستي- فدرال يوگسلاوي سابق را در دست داشت و نامش به عنوان يکي از سردمداران «جنبش عدم تعهد» بر سر زبانها افتاده بود، حتي فکرش را هم نميکرد که روزي محل زادگاه و وفاتش به دوکشور در نتيجه تجزيه، تبديل شده باشد و هموطنان ستمکشيدهاش حتي آرزوي اجراي عدالت در موطنشان را نيز همراه فرزندان قربانيشان به گور سپرده باشند تا تاريخ پر شده باشد از صداهاي به ناحق خفته در گورستانها. در يوگسلاوي ياد تيتو ياد جنگي است که افسانه بود به همان اندازه که واقعيت داشت و سربازان پارتيزان تيتو به همان اندازه که متعصب و جنگآور بودند براي مردم شهر دوستداشتني مينمودند.
شايد ديگر وقت آن رسيده باشد تا آرمانگرايي و واقعگرايي از متن تنگ کتابها بيرون کشيده شوند تا مگر تلاشهايي کارگر افتد تا اينبار قدرت در خدمت عدالت قرار گيرد. در نظم نوين، «ملتهاي بيسرزمين» وضعيتي به مراتب رقت بارتر از ملتهايي پيدا کردهاند که توسط دولتهايشان به «گروگان» گرفته شدهاند. بهنظر ميرسد مقايسه سرنوشت شهروندان بوسني و عراق حاکي از صحت اين گزاره باشد.
كلينتون وارد مراكش شد
گروه بينالملل: وزير خارجه آمريكا با هدف تلاش براي آغاز گفتوگوهاي صلح خاورميانه به مراكش رفت.
به گزارش ايلنا به نقل از خبرگزاري فرانسه، «هيلاري كلينتون»، وزير خارجه آمريكا ديروز در ادامه سفر خود به خاورميانه كه به منظور كمك به از سرگيري روند صلح اسرائيل و فلسطينيها انجام ميشود، به مراكش رفته است.
هيلاري كلينتون قرار است امروز در نشستي با حضور وزيران خارجه كشورهاي عربي، اوضاع منطقه خاورميانه و همچنين گفتمان غرب و جهان اسلام را بررسي كند.
وزير خارجه آمريكا پيش از اين با «محمود عباس»، رئيس حكومت خودگردان فلسطين و «بنيامين نتانياهو»، نخستوزير اسرائيل ديدار و گفتوگو كرده بود.
زنداني اويغوري گوانتانامو به پالائو منتقل شدند
والاستريتژرورنال: شش زنداني مسلمان اويغوري گوانتانامو ديروز به كشور كوچك و جزيرهاي پالائو منتقل شدند. در بيانيهاي كه توسط دفتر رياستجمهوري پالائو منتشر شد، آمده است: اين زندانيها يكشنبه در فرودگاه اين كشور با رئيسجمهوري ديدار كرده و به اقامتگاه خود منتقل شدند. بنابراين گزارش، دولت پالائو ماه جولاي با درخواست واشنگتن مبني بر پذيرش تعدادي از زنداني اويغور چيني كه از زمان دستگيري در افغانستان و پاكستان در سال 2001 ميلادي تاكنون در اين مركز نگهداري ميشوند، موافقت كرد. دولت آمريكا چندي پيش به كنگره اين كشور خبر داد كه هشت چيني اويغور را كه بيگناه در گوانتانامو زنداني هستند به شبهجزيره پالائو منتقل ميكند. وي افزود: «وزارت خارجه اميدوار است همه اين هشت نفر انتقال به پالائو را بپذيرند كه تاكنون شش نفر از آنها پذيرفتهاند.»
ديدار كلينتون با بدل رهبر كرهشمالي
به نوشته يك روزنامه غربي، گروهي از كارشناسان مدعي شدهاند كه «بيل كلينتون» رئيسجمهوري اسبق آمريكا در سفر دو ماه پيش به كرهشمالي با بدل «كيم يونگ ايل» رهبر اين كشور و نه با خود وي ديدار كرده است. به گزارش سايت پرچم، گروهي از كارشناسان مسائل سياسي بر اين باورند كه «بيل كلينتون» رئيسجمهوري اسبق آمريكا كه در سفر ماه آگوست خود به كرهشمالي، دو خبرنگار آمريكايي زنداني در اين كشور را با خود بازگرداند، در حقيقت با بدل «كيم يونگ ايل» ديدار كرده است.
به اعتقاد اين كارشناسان، تمام تصاوير مربوط به رهبر كرهشمالي واقعي نبوده و شماري از آنها متعلق به بازيگر نقش بدل وي است. آنها دليل اين امر را تمايل نداشتن مقامهاي پيونگيانگ براي مشخص شدن ضعف جسماني «كيم يونگ ايل» بهدليل بيمارياش ميدانند.
بر اين اساس، بدل مذكور در 122 سفر داخلي رهبر كرهشمالي به شهرها، كارخانهها و مراكز نظامي بهجاي وي بوده و در تمام رويدادهاي فرهنگي، نظامي و ديگر مناسبتهاي اين كشور حضور داشته است.از اين رو برخي از كارشناسان نتيجهگيري ميكنند كه حتي ديدار «بيل كلينتون» در ماه آگوست با رهبر كرهشمالي نيز واقعي نبوده و وي با بدل «كيم يونگ ايل» گفتوگو كرده و به توافق براي بازگرداندن شهروندان آمريكايي به كشورشان دست يافته است.
استحاله به جاي تغيير نظام
روزنامه جمهوري اسلامي در سرمقاله ديروز خود از سياست جديد آمريكا در قبال ايران كه آن را ادامه همان سياست شكست خورده «چماق و هويج» خوانده، پرده برداشته است. اين روزنامه اصولگرا با اشاره به برخي خوشبينيها نسبت به تغيير رفتار و سياست اوباما نوشته است: عملكرد او در چند ماه گذشته نشان داد كه هيات حاكمه جديد آمريكا عمل به نسخه بازسازي شده سياست چماق و هويج بوش را در قبال ايران در پيشگرفته و حتي در بعضي موارد با فربه كردن چماق و گسترش تهديدهاي نظامي و تحريمهاي اقتصادي خواستار براندازي نظام جمهوري اسلامي ايران است. با اين تفاوت كه اوباما برخلاف بوش كه سياست تغيير حكومت ايران را دنبال ميكرد اما موفق به اجراي آن نشد ظاهرا ادامه اين سياست را كنار گذاشته و به جاي آن سياست هضم كردن ايران در سياستهاي بينالمللي را پيگيري ميكند؛ آنگونه كه استحاله ايران را بهصورت چندوجهي و پرشتاب در راس سياستهاي خود قرار داده است. در راستاي چنين سياستي آمريكاييها سعي دارند با ايجاد فشارهاي مضاعف، دولت و گروههاي سياسي ايران را به تغيير رفتار در مسائل حساس و كليدي وادار كرده و به اين ترتيب بدون آنكه نيازي به تغيير نظام سياسي ايران داشته باشند اقدام به بيهويت كردن نظام و استحاله آن كنند.
جمهوري اسلامي آورده است: بنابراين چرخش 180 درجهاي برخي جناحهاي منتسب به دولت براي مذاكره با هياتهاي آمريكايي و باز كردن باب گفتوگوهاي هستهاي به اصطلاح موثر و مقتدرانه با آمريكا جاي شگفتي بسيار دارد. اين تعجب وقتي بيشتر و دامنهدارتر ميشود كه در گذشته مذاكره بر سر حق هستهاي مردم ايران با كشورهاي غربي توسط اين جناح، غلط ارزيابي شده و به شدت با آن مخالفت ميشد اما امروز نهتنها در حاشيه مذاكرات هستهاي باب مذاكرات دوجانبه با مقامات آمريكايي باز ميشود بلكه تحويل اورانيومهاي غنيشده كشورمان به غرب يك پيروزي قلمداد شده و از منتقدان اين كار بهشدت انتقاد ميشود.
برخي تحليلگران معتقدند اين جريان سياسي كه خود را متولي رسمي خط انقلاب معرفي و در بيانيههاي سياسي و اطلاعيههاي تبليغاتي خود را نوك پيكان مبارزه با آمريكا قلمداد ميكند در خفا تلاش دارد زمينههايي را در «مفاهمه» با آمريكا بازگشايي كند كه سرانجامي جز «معامله» براي آن متصور نيست.
سیاست
دستاوردهاي بزرگ در وين
سايت رجانيوز نوشت: مناقصه سوخت 20درصد ايران براي تامين سوخت مورد نياز رآكتور پزشكي تهران در حالي با استقبال و پالسهاي مثبت طرف آمريكايي مواجه شده است كه برخي ناظران معتقدند دولت اوباما قصد دارد با اين اقدام براي ارتباطگيري خود با ايران بر مبناي تاكتيك face saving (حفظ آبرو) توجيه عملي نشان دهد. شايد از همينرو نيز بود كه مقامات آمريكايي بهرغم برجسته كردن خروج 1200 كيلوگرم اورانيوم از ايران بر مبناي پيشنويس نهايي نشده وين، اشارهاي به سه دستاورد بزرگ ايران اعم از پذيرش عملي غنيسازي در ايران، بياعتبار شدن قطعنامههاي قبلي شوراي امنيت با نقض آن از سوي طراحان و امضاكنندگانش و حق ايران براي ادامه فعاليت غنيسازي حتي در سطح بالاتر از پنجدرصد نميكنند. رفتار ديپلماتيك ايران در قبال آمريكا در اين ماجرا نيز به رخ كشيدن تاكتيك «حفظ آبروي» ايالات متحده نيست، چرا كه ديپلماتهاي ايراني معتقدند بايد در عين اينكه «بازي در كنج» را با طرف مقابل تدارك ميبينيد، راه فرار كوچكي نيز براي خروج آبرومندانه حريف از بنبست باقي بگذاريد.
محاکمه ميرحسين موسوي
بر همه چيز اولويت دارد؟
سايت عصر ايران در گزارشي انتقادي با اشاره به شكايت برخي نمايندگان مجلس از ميرحسين موسوي، از نمايندگان پرسيده كه آيا همه مشكلات كشور با شكايت و محاكمه موسوي حل ميشود؟ در بخشي از اين گزارش انتقادي آمده است: چه نيازي هست نمايندگان مجلس کار به آن مهمي را رها کنند و درباره گران شدن نان يا افزايش 30 تا 60 درصدي لباس در آغاز فصل سرما يا صفهاي طولاني گاز و بنزين و مسائلي از اين دست به خودشان زحمت بدهند؟! اگر شاليکاران شمالي، گندمکاران خراساني، باغداران آذري، نخلداران جنوبي و... به واسطه واردات بيرويه، بهدليل نبودن صنايع تبديلي و بستهبندي و به علت سوءمديريتها به خاک سياه نشستهاند و اگر سيب دماوند در 80 کيلومتري تهران روي دست کشاورزان باد کرده و سيبهاي خارجي از آن سوي دنيا خود را به بازارهاي ميوه پايتخت رساندهاند، آقايان خم به ابرو نياورند و شکايت جديدي عليه عاملان اين وضعيت تنظيم نکنند. نمايندگان مجلس بهتر است به کارهاي مهمتري مانند پيگيري شکايت از موسوي بپردازند!
ثارالله و حوادث انتخابات
اسماعیل كوثري نماينده مجلس هشتم و جانشين اسبق فرمانده قرارگاه ثارالله توضيحاتي را درخصوص شكلگيري و فعاليت قرارگاه يادشده داده است. كوثري در گفتوگو با ضميمه اعتماد گفت: قرارگاه ثارالله بر اساس ضرورت و انجام وظيفه و ماموريتي كه شوراي عالي امنيت ملي برايش مشخص كرده بود، در سال 74 تشكيل شد. وي با بيان اينكه وظيفه نيروهاي مسلح و بهخصوص سپاه ايجاد و برقراري نظم، امنيت و حفاظت از دستاوردهاي انقلاب است، افزود: قرارگاه ثارالله هم بهعنوان بخشي از نيروهاي مسلح ماموريت دارد در صورت بروز بحران و شرايط خاص و ويژه كه تشخيص آن با شوراي عالي امنيت ملي و تصويب مقام معظم رهبري است، مسئوليت برقراري امنيت شهر تهران را عهدهدار شود. وي درباره ورود قرارگاه ثارالله به حوادث بعد از انتخابات هم گفت: تا جايي كه من اطلاع دارم حدودا دوم تير بود كه اغتشاشات به اوج خود رسيد و درگيريها به آتش زدن اتوبوسها و وسايل نقليه، مساجد و پايگاههاي بسيج كشيده شد. مثلا در روزي كه آقاي موسوي در تجمع خيابان آزادي حضور يافتند عدهاي به پايگاه بسيج آنجا حمله كردند. وقتي ما براساس مسئوليت كميسيون امنيت ملي مجلس مساله را پيگيري كرديم، متوجه شديم در آن پايگاه حدود 200 اسلحه وجود داشته است. خب اگر اين اسلحهها به دست مردم احساسي ميافتاد، ميدانيد چه كشت و كشتاري ميشد؟ كوثري درخصوص حدود اختيارات قرارگاه ثارالله در حوادث بعد از انتخابات هم تاكيد كرد: تا جايي كه بتواند امنيت را برقرار كند و بعد از اينكه امنيت برگشت، ماموريت آنها هم تمام شد. اين مقام نظامي سابق در پاسخ به اين سوال كه آيا دستگيري و بازداشتها هم جزو مسئوليت قرارگاه بود، اظهار داشت: تا زماني كه حكمي توسط قوه قضائيه و دادستان داده نشود حتي قرارگاه ثارالله هم اجازه دستگيري ندارد. اگر هم افرادي توسط اين قرارگاه دستگير شدهاند با حكم دادستان بوده است و زماني كه پرونده تكميل ميشد براي دنبال كردن دادگاه و اجراي حكم، تحويل قوه قضائيه داده ميشد. وي ادامه داد: قرارگاه در بازجوييها و گرفتن اعترافات هم نقش داشت. البته اين كار مشخصا در قرارگاه انجام نميشد. در زندان اوين جايگاهي برايشان مشخص كرده بودند كه بازجوييها و گرفتن اعترافات در آنجا صورت ميگرفت. كوثري در اين گفتوگو همچنين ادعا كرده كه ادله و سند محكم دارد كه نشان ميدهد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، جبهه مشاركت، نهضت آزادي و ملي - مذهبيها همه با هم براي بعد از انتخابات توطئه كرده بودند.
سیاست
اول مصوبات قبلي را اجرا كنيد
روزنامه كيهان در يادداشت روز خود با اشاره به دور جديد سفرهاي استاني و در بيان اولويتهاي اين سفرها نوشته است: اين سفرها و تصويب طرحهاي محلي و منطقهاي، شيب انتظارات و توقعات مردم از دولت را تندتر ميكند. بهنظر ميرسد دولت محترم بايد تعريف و تصويب پروژههاي جديد را منوط به اجراي كامل مصوبات قبلي در دور اول و دوم سفرهاي خود- كه از برخي از آنها قريب به پنج سال ميگذرد - كند. اگر طرحهاي قبلي نيمهتمام مانده يا روند اجرايي كندي داشته باشند، بهطور طبيعي مردم به مصوبات جديد اعتماد چنداني نخواهند كرد. دولت نيز اگر در تصويب يا اجراي پروژههاي قبلي كوتاهي كرده يا منابع و امكانات لازم براي آن در نظر نگرفته يا اينكه درباره تصميم اخذ شده، توجيه كافي و منطقي نداشته، بهتر است صادقانه موضوع را با مردم در ميان بگذارد و از آنان عذرخواهي كند.
آنچه ضرغامي نگفت
سايت آينده نوشته است: گرچه عزتالله ضرغامي در سرمقاله هفته پيش روزنامه جامجم صحبتهاي مثبت رهبر معظم انقلاب در ديدار خود با ايشان را تشريح كرد و تلويحا از ادامه كارش تا پنج سال ديگر خبر داد، گفته ميشود در اين ديدار انتقادهاي صريحي نيز به وي شده است. پس از ديداري كه دو هفته پيش رئيس سازمان صداوسيما با رهبر انقلاب داشت، شايعههاي گوناگوني در مورد تمديد حكم ضرغامي در صداوسيما دهان به دهان شد. اما بازتابهاي آن جلسه كه در نهايت به گردهمايي مديران كل و معاونان اين سازمان منجر شد، نشان ميدهد دامنه انتقادها و نارضايتيهاي رهبر معظم انقلاب آنقدر بوده كه ضرغامي تلاش كرده ظرف مدت كوتاهي تمامي عناصر برشمرده را مورد شماتت مديريتي خود قرار دهد. در نخستين واكنش به وضعيت موسيقي در شبكههاي صداوسيما، رئيس اين دستگاه فرهنگي، مركز موسيقي اين سازمان را ملزم به ارائه ليستي خنثي كرده كه در نتيجه از اين پس تنها 147 اثر از بين هزاران اثر موسيقي توليد شده اين سازمان اجازه پخش خواهند داشت. از سوي ديگر ضرغامي به سرعت با تمامي مديران شبكههاي سراسري راديو و تلويزيون نيز جلسه گذاشته تا نقاط ضعف آنها را بررسي كرده و برنامه مديران آن را براي تغييرات بررسي كند.
تحليل تايم از پاسخ ايران
نشريه تايم درتازهترين مقاله خود در ارتباط با برنامه اتمي ايران به بررسي پاسخ اخير ايران به پيشنهاد آژانس اتمي به اين کشور پرداخته و مينويسد: اگر اوباما اميدوار بود که تمامي محموله اورانيوم کمغني شده ايران براساس توافقي جديد با اين کشور به خارج انتقال پيدا ميکند، اين اميدها به سرعت در حال رنگ باختن هستند. پيشنهاد متقابلي که ايران در روز پنجشنبه به شکل شفاهي به آژانس بينالمللي انرژي اتمي تحويل داده بهگونهاي با پيشنهاد اصلي تفاوت دارد که کشورهاي غربي اين موضوع را به منزله انصراف ايران تلقي کردهاند. موضوع نگرانکنندهتر اينجاست که آينده استراتژي اوباما در قبال ايران ميتواند با اين پاسخ منفي ايران تغيير کند هرچند که پيشنهاد ياد شده داراي امتيازاتي براي برنامه اتمي ايران بود.
تايم با اشاره به جزئيات پيشنهاد يادشده ميافزايد: همانطور که کشورهاي غربي هراس دارند ايران از اين محموله براي توليد بمب اتمي استفاده کند، ايران نيز ترديد دارد که کشورهاي غربي در واقع توافق وين را بهانهاي براي پايان دادن به غنيسازي در ايران قرار دهند. به نوشته تايم، تغيير رويکرد ايران در شرايطي است که اين کشور در ابتدا از اين توافق استقبال کرده بود چون به اين کشور اجازه ميداد به غنيسازي ادامه دهد و پيش از اين توليد اورانيوم کم غنيشده براساس قطعنامههاي شوراي امنيت محکوم شده بود ولي اينبار در متن اين توافقنامه اصلا اشارهاي به اين ممنوعيت نشده است. از سوي ديگر، در شرايطي که دولت بوش هرگونه مذاکره با ايران را منوط به توقف غنيسازي کرده بود، دولت اوباما بدون هرگونه پيششرطي دست به مذاکره با ايران زد. با چنين چشماندازي دولت اوباما اميدوار بود که اين معامله بتواند براي استراتژي مذاکرهاش زمان بخرد آن هم در شرايطي که اسرائيل دائما دست به تهديد براي انجام حمله نظامي به تاسيسات اتمي ايران در صورت شکست گفتوگوهاي ديپلماتيک با ايران ميزند. بنابراين هرگونه پاسخ منفي ايران ميتواند سبب شود تا دولت آمريکا نسبت به وضع تحريمهاي سختگيرانهتر عليه ايران و با همکاري جامعه بينالمللي تشويق شود. اگر مذاکرات وين شکست بخورد، بزرگترين برنده را بايد بدون شک اسرائيل دانست که رهبرانش از ابتدا با ترديد به روند مذاکرات با ايران و سپس ارائه اين پيشنهاد به بزرگترين رقيبشان در خاورميانه نگاه ميکردند و آن را سندي براي قانوني کردن غنيسازي در ايران تلقي کرده بودند.