« محاكمه در خيابان» روي فرش قرمز
كيميايي: اين فيلم يكي از بهترين كارهاي من است
تهران امروز: براي اولين بار در ايران، مراسم فرش قرمز و نمايش خصوصي براي فيلم «محاكمه در خيابان» جمعه شب با حضور كارگردان، بازيگران و عوامل بيست و هفتمين فيلم كيميايي كه در 40 سالگي فيلم مشهور «قيصر» به شكل سياه و سفيد ساخته شده در سينما ناهيد تهران برگزار شد و اين مراسم با استقبال گسترده علاقهمندان فيلم و سينما و برخي بازيگران سينما و هنرمندان ديگر رشتهها همراه بود.اين در حالي بود كه برگزاري مراسم فرش قرمز براي فيلم سينمايي «محاكمه در خيابان» به كارگرداني مسعود كيميايي در نشريه «فايننشال تايمز» بازتاب داشت.
نشريه «فايننشال تايمز» در گزارشي درباره اين مراسم نوشت: «برخي از شناختهشدهترين چهرههاي سينماي ايران جمعه در كنار يكي از خيابانهاي مناطق پايينشهر تهران قدم روي فرش قرمز گذاشتند. بازيگران زن و مرد «محاكمه در خيابان» - كه داستاني عاشقانهاي از طبقه متوسط جامعه ايران است - براي طرفداران خود دست تكان دادند. علاقهمندان سينما براي حضور در مراسم فرش قرمز و ديدن ستارگان مورد علاقه خود ساعتها منتظر مانده بودند و تجمع آنها در بيرون از سالن سينما ناهيد ترافيكي شديد به وجود آورده بود. اين مراسم ميتوانست يكي از آن برنامههاي معمولي سينماي ايران باشد، اما با مشاركت بخش خصوصي برگزار شد.
در مراسم فرش قرمز فيلم سينمايي «محاكمه در خيابان» در سينما ناهيد تهران، علاوه بر كيميايي، چهرههايي چون پولاد كيميايي، نيكي كريمي، شقايق فراهاني، رضا يزداني، جواد طوسي، سعيد پيردوست، تورج منصوري، احمدرضا احمدي، جلال پيشوائيان، نگار فروزنده، اسحاق خانزادي، محمدصادق آذين و... حضور داشتند.» هرچند كه برگزاري اين مراسم با واكنشهاي متفاوت وطني و خارجي مواجه بود با اين حال برخي از شناختهشدهترين چهرههاي سينماي ايران جمعه شب در كنار يكي از خيابانهاي مناطق پايينشهر تهران قدم روي فرش قرمز گذاشتند و براي طرفداران خود دست تكان دادند.
اين مراسم با اجراي زنده ترانه تيتراژ فيلم سينمايي «حكم» به كارگرداني مسعود كيميايي توسط رضا يزداني و پخش عكسهايي از صحنههاي فيلم آغاز شد.
در ادامه اين مراسم «نيكي كريمي»، «پولاد كيميايي»، «شقايق فراهاني»، «شبنم درويش»، «نگار فروزنده» و عوامل اين فيلم به روي صحنه آمده و پس از گفتن سخناني كوتاه درباره مسعود كيميايي و همكاري در اين پروژه و دريافت لوح تقدير با تشويق تماشاگران سن را ترك كردند. در ادامه مراسم، دومين بخش از سهگانه آهنگهايي كه رضا يزداني براي آثار مسعود كيميايي خوانده بود توسط وي اجرا شده و بخش ديگري از مستند كيميايي به نمايش درآمد. سپس احمدرضا احمدي شاعر و دوست مسعود كيميايي به صحنه دعوت شد.
«احمدرضا احمدي» به بيان خاطرات خود با كيميايي پرداخت و گفت: «حضور اين جمعيت نشان داد كه كيميايي هنوز محبوب است. مسعود بدترين روزهاي زندگي من را همراهي كرد و امروز با افتخار در كنار او از روي فرش قرمز رد شدم. تمام مجموعه شعرهاي خود را به كيميايي تقديم كردهام و مجموعه آخر با نام «دفترهاي سالخوردگي» را با نام مسعود آغاز كردهام.»
در ادامه، مسعود كيميايي كارگردان فيلم «محاكمه در خيابان» به روي صحنه آمد و گفت: «در ابتدا از تمامي حاضران خواهش ميكنم به دليل درگذشت عباس شباويز، تهيهكننده فيلم قيصر چند لحظه سكوت كنند. بدون احمدرضا براي من لحظهاي به سر نميشود و من هرچه دارم از احمدرضا احمدي است. «محاكمه درخيابان» فيلم خوبي شده و اميدوارم مورد توجه مخاطبان قرارگيرد.» كيميايي درباره دليل انتخاب سينما ناهيد براي برگزاري اين مراسم گفت: «جز اينجا جايي را ندارم و اين مكان محله من و سينما ناهيد سينماي محله من است. اين محل و مردم آن همه گذشته من هستند.» «محاكمه در خيابان» ماجراي پسر جواني است كه روز عروسياش از دوستي ميشنود عروس قبل از او با مردي متاهل آشنا بوده است. جوان سه ساعت وقت دارد در شهر پر از خودرو بگردد و در تهران بزرگ، مرد را پيدا كند تا مطمئن شود.
غيرت دهههشتادي
احمد شاهوند
سردبير سايت سينمايي سينت
بيستوهفتمين فيلم مسعود كيميايي همان است كه فكرش را ميكرديم. بهترين فيلم كيميايي در دهه 80 است؛ بهتر از «سربازهاي جمعه»، «حكم» و «رئيس». جاهطلبيهاي دو فيلم قبلي كارگردانش را ندارد اما بيادعاست. حداقل ميتوان يكي، دو فصل ماندگار در آن پيدا كرد و اين براي كيميايي اين سالها يعني بازگشت به دوران خوبي كه شايد آخرين بار 10 سال پيش با «اعتراض» شاهدش بوديم.
1 - براي اولينبار دو داستان مجزا به شكلي اپيزوديك در سينماي كيميايي روايت ميشود. به احتمال بسيار زياد خالق اين شكل روايت كسي نيست جز اصغر فرهادي كه نمونه بسيار كاملش را در «دايره زنگي» ديده بوديم اما باز هم به احتمال بسيار زياد تنها يك طرح دو، سه خطي از اين شكل روايت از اصغر فرهادي در فيلمنامه كامل مانده است. پيوند اوليه اين دو داستان با فيلمبرداران مراسم عروسي امير به شكلي كاملا منطقي شكل ميگيرد اما در ادامه منطق از ميان ميرود و در ميان تدوين موازي ماجراي فروتن و پولاد كيميايي، ناگهان ما تصوير عبد را براي اولينبار ميبينيم كه به شكلي تصادفي نسيم (نيكي كريمي) و پسرش را سوار ميكند تا به فرودگاه امام ببرد. وجود اين فصل با قراري كه در ابتدا با تماشاگر گذاشته شده، كاملا بيمعني است كه قطعا نميتواند كار اصغر فرهادي باشد.
2 - در رابطه با شخصيتها، مثل هميشه و بيهيچ كموكاست با شخصيتهايي تخت و يك بعدي طرفيم. هيچيك انگيزهها و زندگيشان بارز نميشود. شايد اينبار شكل اپيزوديك و حضور همزمان شخصيتها بتواند اين ضعف هميشگي كيميايي در فيلمنامهنويسي را تا حدودي بپوشاند اما ظاهرا قرار است پيچيدگي و مبهم ماندن شخصيتها در سينماي كيميايي يك ويژگي باشد تا يك ضعف. امير يك بچه جنوب شهري است كه هنوز غيرت دارد. دو خبر مهمي كه حبيب به او ميدهد، عكسالعملش اين است: يا حسين (در يك سكانس كيمياييوار و ماندگار). ماجراي فروتن و زندگي و زن و بچه و شريكش بينهايت مبهم است. نه تنهايياش با آن نماي معرفي معركه همدلي برميانگيزد نه كشته شدنش. از همه بدتر نيكي كريمي است كه در فيلم بلاتكليف است. درست مثل همان چهرهاي كه از اول تا آخر از او ميبينيم. راننده تاكسي و عروس هم همينطور. كيميايي ابهام را دوست دارد و آن را يك ويژگي ميداند.
3 - اما گافهاي آشكار بيستوهفتمين فيلم كيميايي به هيچوجه قابل بخشش نيست:
- تهريش گاه و بيگاه امير كه آدم را ياد تهريش نوري «سرب» مياندازد.
- بسته سيگار و فندكي كه امير به آن رهگذر ميدهد و در فصل ماقبل آخر در خلوت دونفرهاش با عبد، سيگاري با همان فندك روشن ميكند.
- وقتي امير عبد را از ماشينش بيرون ميكشد و به همراه جديد نسيم ميگويد كه با تاكسي به فرودگاه برود و با توجه به اينكه نسيم و همراه جديدش از ابتدا در صندلي عقب نشسته بودند، در راه فرودگاه همراه جديد نسيم به او ميگويد كه دست كند زير صندلي شاگرد. نسيم دست ميكند و دستش خوني ميشود. اين خون از كجا آمده و رفته زير صندلي شاگرد؟
4 – در فصل تعميرگاه، حبيب به امير ميگويد «سفره عقد رو جمعش كن». امير ميرود تا بفهمد قضيه چيست. عبد را پيدا ميكند. او را نقش بر زمين ميكند. چاقو به رويش ميكشد. غيرتش به جوش آمده است. اما در نهايت تسليم ميشود. برميگردد تالار. لحظه آخر ميرسد.
در ديگر داستان فيلم، محمدرضا فروتن ميداند كه زنش با شريكش ارتباط دارد. تنهايي اختيار كرده. منزوي شده. فيلم تولد ميبيند و اشك ميريزد. با شريكش و دزد ناموسش درگير ميشود و كشته ميشود.
زماني در «قيصر» غيرت بيداد ميكرد. محله بههم ميريخت. قتلها اتفاق ميافتاد. اما قيصر زمان حال كيميايي نا ندارد از خودش دفاع كند. شايد ميداند براي زني كه «منو ول ميكنه براي پول» غيرت بيفايده است. قيصر جديد كيميايي وقتي چاقو ميخورد و پايش لب گور است اين شكلي از غيرت حرف ميزند: «خدا كنه درست زده باشي، اگر زنده بمونم بلايي به سر تو و اون ميارم كه براي يه دفعه ديگه هم كه شده سرو كله غيرت پيدا شه». امير هم تا جايي كه «بايد» غيرت ميكند. اما دستش به خون آلوده نميشود. برميگردد تا «سوءتفاهم»، زندگياش را بههم نريزد.
بههرحال «محاكمه در خيابان» فيلمي است از مسعود كيميايي. يكي، دو فصل ماندگار در آن پيدا ميشود. بازي معركه فروتن در نقش يك شكست خورده تنها كه بهشدت آدمهاي فيلمهاي نوآر را تداعي ميكند شايد تنها بازي درخور اعتناي فيلم باشد. حامد بهداد، پولاد كيميايي، ارژنگ اميرفضلي و بهخصوص شقايق فراهاني از حضور در فيلمي از كيميايي سربلند بيرون ميآيند. موسيقي همان سبك و سياق فيلمهاي كيميايي را دارد كه خيلي وقت بود جايش در سينماي كيميايي خالي بود.
كيميايي با «محاكمه در خيابان» بار ديگر در دل هوادارانش جاخوش ميكند هرچند كه پس از 27 فيلم مصرانه بخواهد خودش فيلمنامه بنويسد.
تقاضاي واردات شلغم!
علياصغر عباسي
تهران امروز
1 - اصل خبر: سازمان خواروبار و كشاورزي سازمان ملل متحد در تازهترين گزارش خود اعلام كرد: توليد گندم ايران در سال گذشته معادل 9 ميليون و 800 هزار تن بود كه با سه ميليون و 200 هزار تن افزايش در سال جاري به 13 ميليون خواهد رسيد. انتظار ميرود ايران در سال جاري نيز سه ميليون و 500 هزار تن گندم واردات داشته باشد. پيشبيني شده ذخاير غلات ايران طي سالجاري با كاهش 400 هزار تني مواجه شده و به سه ميليون و 400 هزار تن برسد.
2 - نياز به توضيح: هيچكس نيست توضيح بدهد كه شعار خودكفايي گندم چه شد؟
3 - سابقه موضوع: سالهاست كه هم شعار خودكفايي گندم سر ميدهيم و هم گندم و ديگر غلات را از خارج وارد ميكنيم.
4 - بررسي موضوع: پس از واردات انواع غله و ميوه شايع شده كه شلغم نيز گفته، مرا هم از خارج وارد كنيد مگه من چي از ميوههاي ديگه كمتر دارم!
5 - نتيجهگيري: اي شلغم تو هم؟!
مترو را مونوريل كنيد!
محمود فرجامی
M_farjami@yahoo.com
من نميدانم اين چه حكايتي است كه هر كس از هركجا دلش پر است دق دلياش را سر ما خالي ميكند. مثلا پسپريروزها رئيس دولت با تلويزيون مصاحبه ميكند و ميگويد مترو را از شهرداري ميگيريم، آنوقت رفقاي تهرانامروز در اولين اقدام روز شنبه مونوريل ما را قلع و قمع ميكنند! اولا بايد بگويم كه اين ستون فقط نامش مونوريل است و دليل انتخاب اين نام هم صرفا به اين خاطر بود كه رسم است روي ستونهاي طنز مطبوعاتي، اسمهاي بامزه و خندهدار ميگذارند كه پيشاپيش به خوانندهها بگويند «جدي نگيريد!» من هم هرچه فكر كردم در تهرانامروز چيزي خندهدار و غيرجديتر از مونوريل پيدا نكردم، همين و همين. وگرنه چه شباهتي بين مونوريل ما و مونوريل شهردار قبلي تهران وجود دارد؟ آن مونوريل نه فقط در فرصت 20 ماههاي كه مقرر شده بود راه نيفتاد بلكه 200 ماه ديگر هم راه نميافتد اما مونوريل ما راس تاريخ مقرر راه افتاد. آن مونوريل بدون برنامهريزي و هماهنگي با شوراي شهر و به شيوه «چپاندمان» كلنگش زده شد اما براي راهاندازي اين مونوريل يك ماه تمام من و مدير مسئول روزنامه توي سروكله هم ميزديم. آن مونوريل هنوز راه نيفتاده بود كه ميلياردها تومان بودجه مصرف كرد. اين مونوريل اولين پولي كه دشت كرد يك ماه و نيم بعد از راه افتادنش بود. براي راهاندازي آن مونوريل دهها پروژه خوابيده و مترو فلج شده، اما اين مونوريل خطري براي هيچكس محسوب نميشود و نان هيچ رقيبي را آجر نميكند مگر روزي روزگاري... نان خودش را!
خلاصه اينكه هيچ ارتباطي بين اين مونوريل و آن مونوريل نيست و البته من هم كور بشوم اگر از آن پولهاي هنگفتي كه براي تبليغ و «فرهنگسازي استفاده از مونوريل» خرج شد يك ريالش را ديده يا خورده باشم.
اما همه شما خوانندههاي عزيز شاهد بوديد كه ديروز در حالي كه تيتر يك روزنامه و چند صفحه به مترو اختصاص داشت مونوريل حذف شده بود. ضعيفكشي همين است ديگر. احمدينژاد در تلويزيون اعلام ميكند دولت مترو را ميخواهد از شهرداري بگيرد، اينها از غيظشان مونوريل من را چپه ميكنند البته غمي نيست. به قول قديميها خدا جاي حق نشسته است. دنيا دار مكافات است. اميدوارم در همين آينده نزديك احمدينژاد نه فقط مترو را ازشان بگيرد بلكه تمام خطوط آن را تبديل به مونوريل كند. كار نشد ندارد. اعتماد بهنفس ندارد كه دارد. پول ندارد كه دارد و با تصويب لايحه هدفمند كردن يارانهها – كه بنابرآن از اين به بعد «طبق قانون» تمام مداخل ناشي از حذف يارانهها به صندوقي خواهد رفت كه تنها مالك و ناظر آن دولت است و بس- بيشتر هم خواهد داشت. تخصص ندارد كه دارد و به قول خودش كارشناس ارشد است. متخصص و طرح كارشناسي ندارد كه با وجود محرابيان و بهبهاني و رحيمي و دانشجو، هم متخصص دارد و هم در سه شماره بهترين طرحهاي كارشناسي تهيه و تكثير خواهند شد.
تازه همه اينها به كنار يك رويانيان دارد كه حاضر است جانش را براي اين طور كارها فدا كند و همين الان هم به كار مشغول است، منتها در فاز اول با جان ديگران شروع كردهاست.
هرچقدر هزينه و تلفات داشت، داشته باشد. در عوض روي اينها كم ميشود و ميفهمند حذف كردن و خراب كردن حاصل دسترنج ديگران چه مزهاي دارد. البته اين كار علاوه بر لجبازي و خنك كردن دل فوايد ديگري هم دارد. مهمترينش اينكه با اين كار تهران تبديل به يك موزه روباز بزرگ ميشود كه وقتي آيندگان خواستند از خرابههاي آن ديدن كنند، ميتوانند همانطوري كه سوار بر مونوريل هستند و دارند به توضيحات راهنماي تورشان گوش ميكنند، از بالا به گورستان ماشينها و آدمهايي كه سالها پيش در لابهلاي ترافيك از گاز منواكسيد كربن خفه شدهاند نگاه كنند و لذت ببرند. بگذار يك بار هم كه شده براي بهبود وضعيت موزهها و ارتقاي صنعت گردشگري كاري كرده باشيم. خدا بخواهد سبب خير زياد داريم.
ريختو پاش بيبيسي
37 نفر از كاركنان بيبيسي بيشتر از نخستوزير درآمد دارند
هرچند بيبيسي مهمترين بنگاه خبري بريتانياست اما اينكه كاركنان آن جزو ثروتمندترين افراد اين كشور باشند، چندان معقول به نظر نميرسد. با اين حال گفته ميشود 107 تصميم گيرنده ارشد اين شبكه بيش از 22 ميليون پوند در سال درآمد دارند. مسئولان با افشاي رقم اين دستمزدهاي نجومي سعي داشتند شفاف سازي بدنه اجتماعي را نشان بدهند در حالي كه اين مدعا زماني زير سوال رفت كه مشخص شد در نمودارهاي منتشر شده اثري از هزاران نفر از كساني كه دستمزدهاي بالا دريافت ميكنند به چشم نميخورد. گزارشگران تايمز در تحقيقات خود متوجه شدند حدود 300 مدير ارشد بيبيسي بالاي 100 هزار پوند درآمد دارند اما نامشان در فهرست وجود ندارد. دريافتي 37 نفر از اين افراد از گوردون براون هم بيشتر است. بسياري از اينها بيش از دو برابر 81هزار و 100پوندي كه به عنوان پايينترين حقوق مديران در فهرست ثبت شده، عايدي دارند. حقوق گوردون براون 197هزار و 689 پوند است اما 192 هزار و 414پوند دريافت ميكند. دريافتي تقريبا شش ميليون دلاري ستارهاي مثل جاناتان هم از فهرست بيرون مانده است. در عوض نام افراد نهچندان مطرحي فهرست شده كه در صدر آنها مارك تامپسون، كارگردان است كه 834 هزار پوند ميگيرد و آخرين نفر هم تام اسلي، دستيار صحنه است كه 81 هزار و 100پوند درآمد دارد. چند ماه قبل نيز روزنامه ديلي اكسپرس گزارشي از ريختو پاش بيبيسي در خرج بودجه عمومي براي شخصيتهاي مشهور ارائه كرده بود كه جنجالآفرين شد. پيش از اين برخي از نمايندگان پارلمان انگليس درپي فاششدن جزئيات فساد مالي برخي مقامات استعفا كردند.
حمام در ماه
پروژه79 ميليون دلاري ناسا به كشف آب در ماه ختم شد
ناسا روز جمعه اعلام كرد در بخشهاي زيرين سطح كره ماه مقادير قابل ملاحظهاي آب پيدا كردهاست. اين كشف مهم در واقع نتيجه ماموريت بمباران كره ماه است. كاوشگر ماه اكتبر به درهاي در جنوب كره ماه پرتاب شد تا از برخورد آن وجود لايههاي يخ و بخار آب در لحظه اصابت مورد بررسي قرار بگيرد. به هر ترتيب آناليز گردوغبار ناشي از اين بمباران وجود 80 ليتر آب را نشان ميدهد كه در اصل براي يك حمام سبك در وان كافي است. نتيجه اينكه ميتوان به وجود مقادير بيشتري آب در ماه اميدوار بود. توني كولاپرت، رئيس تحقيقاتي اين عمليات ناسا در كاليفرنيا در رابطه با اين موضوع ميگويد: «حالا ديگر ميتوانيم وجود آب در ماه را بهطور رسمي اعلام كنيم؛ نه يك ميزان ناچيز بلكه مقدار قابلتوجهي آب در تنها قمر زمين وجود دارد.» البته فرم دقيق آب يافت شده هنوز مشخص نيست اما به احتمال زياد اين آب به شكل كريستالهاي يخي كوچك در سطوح زيرين ماه وجود دارد. راكتها به محلي از ماه اصابت كردهاند كه درجه حرارت آن منفي 230 درجه سانتيگراد است و اين ناحيه از دو ميليارد سال قبل تا امروز در معرض تابش نور مستقيم خورشيد نبوده است. محققان ميگويند اين ذخاير آب ممکن است به وسيله شهاب سنگها به ماه منتقل شده باشند. به هر حال اين كشف براي دانشمندان ناسا كاملا به موقع بود چرا كه كاخ سفيد قرار است در ماه ژانويه درباره بودجه تحقيقاتي اين سازمان تصميمگيري كند. از طرف ديگر با حاصل شدن اين نتيجه مهم، پروژه پرتاب دو كپسول جداگانه به سطح ماه كه 79 ميليون دلار هزينه داشت كاملا توجيه شده و دانشمندان فيزيك نجومي ناسا به نوعي با خيال آسودهتر به تحقيقاتشان ميپردازند.
كودكان ناقص؛ تلفات با تاخير جنگعراق
افزايش تولد نوزادان با نقصهاي مادرزادي در فلوجه
پزشكان منطقه فلوجه در عراق از بروز يك فاجعه انساني در اين منطقه ابراز نگراني كردند. آنها ميگويند كه ميزان نقص عضو و اندام غيرطبيعي در نوزادان متولد شده در اين منطقه 15 برابر بيشتر از معمول است و ميزان سرطانهاي رخ داده در سنين پايين در اين منطقه هم بسيار زياد است. به نظر ميرسد اين مساله ناشي از تاثيرات مواد سمي به كار رفته طي جنگ عراق در اين ناحيه باشد.
متخصصان اعصاب و زنان و زايمان در اين شهر ميگويند كه در ماههاي اخير ميزان تولد نوزادان با نقصهاي مادرزادي و مشكلات حاد – مثل كودكي با دو سر، نوزاداني مبتلا به تومورهاي متعدد، نوزاداني با اندامهاي اضافي و نيز با مشكلات شديد عصبي – در اين ناحيه بسيار بالا بوده است. حالا گروهي از پزشكان عراقي و خارجي حاضر در اين ناحيه كه دكتر نوال ماجد، وزير سابق زنان دولت عراق هم در ميان آنهاست، از سازمان ملل متحد خواستهاند كه گروه ويژهاي را مسئول بررسي اين وضعيت و پاك كردن منطقه از مواد سمي رها شده در آن بكنند. دكتر عثمان حقي، مدير بيمارستان عمومي فلوجه در اين مورد ميگويد: «رشد تعداد نوزادان متولد شده با مشكلات حاد سيستم عصبي مركزي در اين منطقه باورنكردني است. قبل از سال 2003 چنين مواردي بسيار بسيار نادر بود اما حالا ما تعداد بسيار زيادي از نوزادان با اين وضعيت را شاهد هستيم. برخي از بچههاي اين منطقه در دو سالگي به تومور مغزي مبتلا شدهاند كه اين بسيار عجيب است. تعداد كودكان با تومورهاي متعدد هم بسيار بيشتر از حد نرمال است.» پيشتر هم اخبارجسته و گريختهاي در مورد افزايش ميزان سقط زنان باردار در اين ناحيه منتشر شده بود. اما آمار جديد نشان ميدهد كه اين مساله واقعيت دارد. تنها طي سه هفته، در بيمارستان عمومي فلوجه 37 كودك با نقص اندامها يا سيستم عصبي مركزي متولد شدهاند كه اين آمار تقريبا شش برابر آمار اين بيمارستان در 10 سال قبل و 15 بيمار آمار بيمارستانهاي كشورهاي پيشرفته است. دكتر بسامالله، مدير بخش كودكان اين بيمارستان در بيانيهاي كه در روزنامههاي عراق چاپ شده است خواستار توجه جوامع بينالمللي به اين موضوع شد. وي معتقد است كه گروهي از دانشمندان بينالمللي بايد به اين منطقه بيايند و سطح مواد سمي و خطرناك را كه ممكن است به جنينها آسيب برسانند اندازهگيري كنند. گزارشهايي در مورد تعداد بيشتر نوزادان با نقص عضو در بصره و نجف هم در دست است كه اين احتمال را تقويت ميكند كه اين ناهنجاريها ناشي از مواد شيميايي يا تشعشعات نامناسب مواد به كار رفته در طي جنگ باشد. برخي پزشكان فعال در فلوجه اما ميگويند كه عوامل متعددي در روند صعودي تعداد اينگونه نوزادان موثر هستند. دكتر قصي ميگويد: «عواملي مثل تشعشعات، مواد شيميايي، آلودگي هوا، داروهايي كه بيرويه تجويز و مصرف ميشوند، سوءتغذيه و مشكلات روحي و رواني مادران ميتواند در اين زمينه موثر باشد.» فلوجه طي جنگ سال 2004 مركز شديدترين جنگها بود و پس از پايان اين جنگ كه ارتشهاي آمريكا و انگلستان در آن از تمام سلاحهاي خود استفاده كردند هم درگيريهاي پراكنده زيادي در آنجا رخ داده است. طي جنگ فلوجه ارتش آمريكا چندين بار به شدت اين منطقه را بمباران هوايي كرد كه شواهد، استفاده از مواد ممنوعه مثل بمبهاي فسفر سفيد از سوي ارتش آمريكا در اين ناحيه را تاييد ميكند. عدم پاسخگويي مقامات دولتي عراق به درخواستهاي مسئولان منطقه فلوجه موجب شده كه اين مقامات دست به دامان سازمانها و نهادهاي بينالمللي شوند. دكتر عبدالواحد صلاح، متخصص اعصاب در اين مورد ميگويد: «معمولا در جريان يك بحران، شرايط بايد بسيار خاص باشد تا از كشورهاي خارجي درخواست كمك كرد. در اين مورد خاص شايد ما بحران حاد نداريم، اما مساله اين است كه وضعيت بسيار خطرناك است. من تنها يك دستيار دارم و هر روز مجبورم چند عمل جراحي روي كودكاني كه با نقصهاي مادرزادي سيستم عصبي مركزي به دنيا ميآيند، انجام دهم. ما بايد از جوامع بينالمللي براي اين مساله خاص و خطرناك كمك بگيريم.»
نخستین موزه موسیقی ایران افتتاح شد
ایازی: كلنگ سالن موسيقي در تپههاي عباسآباد زده ميشود
تهرانامروز: بعد از سالها تلاش در ساخت سالن مخصوص موسيقي، اين سالن به همت شهرداري تهران در تپههاي عباسآباد ساخته ميشود.عصر جمعه 22 آبان، بیش از 500 نفر از اهالی موسیقی و برخی از دستاندرکاران شهرداری تهران در کوچه نمازی- خیابان مقصودبیگ گرد هم آمدند تا نخستین موزه موسیقی ایران را افتتاح کنند. در مراسم افتتاح موزه موسيقي «محمد هادي ايازي» معاون اجتماعي و فرهنگي شهرداري تهران گفت: « به دنبال ساخت سالني مخصوص موسيقي، كلنگ اين پروژه را براي ساخت در تپههاي عباس آباد ميزنيم.اين سالن با ظرفيت 5700 نفري ساخته ميشود كه البته مركز توسعه فضاهاي فرهنگي شهرداري تهران مسئوليت ساخت و تحويل اين مجموعه را به عهده گرفته است.» ساخت سالني مخصوص موسيقي از يكسال گذشته توسط معاونت هنري ارشاد پيگيري و با در نظر گرفتن زمين مناسب از سوي شهرداري اين سالن ساخته ميشود. حضور چهرهای همانند استاد « ابراهیم قنبریمهر» از جمله اتقاقات جذاب این مراسم بود چرا که « قنبریمهر» حتی در جشن خانه موسیقی که وی را به عنوان چهره سال انتخاب کردند حضور نیافته بود. در این موزه آرشیو صوتی و تصویری زندهیاد «گلشن ابراهیمی» وجود دارد. آرشیوی که مشتمل بر 4167 عدد نوار ریل،4442 عدد نوار کاست و 1826 ساعت توضیحات موسیقایی و 2000 قطعه عکس را شامل میشود. در ادامه این مراسم، «محمدرضا درویشی» که پژوهشهای وی در عرصه سازشناسی موسیقی ایران در دو جلد دايرهالمعارف سازهای ایران منتشر شده است درباره اهمیت این موزه و کمکی که میتواند به آرشیو کردن مواریث فرهنگی ما كند سخن گفت و بعد از آن «شجریان» پشت تریبون رفت و درباره برخی نکات سازسازی و اهمیت موزه موسیقی در ارتقای این حرفه سخن گفت. سخنان «فرهاد فخرالدینی» درباره جایگاه موزه موسیقی و ظرفیتهای این نهاد موسیقایی پایانبخش قسمت اول مراسم بود.
روايت حداد از کتابخانه رهبر معظم انقلاب
« ايشان جريان روشنفکري معاصر را بهخوبي ميشناسند»
دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيتالله خامنهاي با انتشار ويژهنامهاي به مناسبت هفته کتاب و کتابخواني، متن کامل سخنان دکتر حداد عادل درباره کتابخانه شخصي و مطالعات رهبر معظم انقلاب اسلامي را منتشر کرد. در بخشي از سخنان حداد آمده است:.. اولين نکته اين است که قلمرو علايق مطالعاتي ايشان خيلي رسمي و منطبق بر حوزه مطالعات متعارف روحانيان نيست...آقاي خامنهاي غير از فقه، اصول و معارف اسلامي که در سنت تحصيلي ايشان، رسمي و درسي بوده و جزو مطالعات تحقيقي و پژوهشي ايشان به حساب ميآيد، از ابتداي زندگي ميدان وسيعي را براي مطالعه پيش چشم داشتهاند؛ همين قلمروهاي مطالعاتي هم پيکره اصلي کتابخانه شخصي ايشان را شکل ميدهند... آقاي خامنهاي از جواني با آن محافل ادبي در ارتباط بوده و در نتيجه طبيعي است که در کتابخانه ايشان، ديوان شعر فراوان ببينيد؛ مجموعههاي شعري قديم و جديد.ايشان در عالم شعر فارسي کاملا بهروز هستند... قلمرو ديگر مطالعاتي ايشان آثار روشنفکري دوران معاصر است؛ با همه آن طيف وسيعي که روشنفکري دارد. از آنهايي که نسبت به دين و مذهب و انقلاب نظر منفي دارند تا آنهايي که نزديک و طرفدار اين مسائل هستند. درواقع يکي از خصوصيات ايشان اين است که جريان روشنفکري معاصر ايران را- خصوصا قبل از انقلابش را- بهخوبي ميشناسند و آثار نمايندگان اين دوران را خواندهاند. شايد نزديکترين آنها به طيف مذهبيها، آل احمد باشد... آقاي خامنهاي با عقبه و تبار روشنفکران معاصر که نويسندگان و روشنفکران عصر مشروطه هستند هم فيالجمله آشنا هستند. براي نمونه در اين زمينه کتاب «ماجراي روشنفکران اوليه» مورد توجه ايشان است. حوزه ديگر مطالعاتي ايشان، تاريخ است؛ مخصوصا تاريخ ايران. چون علاقه بارزي به مطالعه تاريخ و سرگذشت اشخاص و اقوام و برداشت و بهرهبرداري خاص و مناسب از آن دارند...گذشته از مطالعات کاري در مورد موضوعات اساسي کشور، ايشان نوعا شبها پيش از خواب مطالعه ميکنند؛ يک مطالعه سبک.