گفتوگو با اميد سهرابي، سرپرست نويسندگان سريال شمسالعماره
ايدل غافل،گاوت زاييده!
اميد سهرابي، نويسنده جواني است كه پلههاي موفقيت را روزبهروز طي كرده و امروز توانسته سرپرستي نويسندگان سريال شمسالعماره را قبول كند. شمسالعماره روزهاي آخر پخش خود را طي ميكند و با همين قسمتهاي آخر هم بيشتر گل كرده است.
به همين بهانه با وي درباره فعاليتهاي گذشته و آيندهاش به گفتوگو نشستيم...
دعوت به مراسم کتابخواری
عليرضا شهميرزاديان
تهران امروز
كتابفروشیهای زنجیرهای این روزها درست مثل ماشینهای صنعتی بزرگی كه كارگاههای كوچك و خانگی را میبلعند یك به یك كتابفروشیهای كوچك را به تعطیلی میكشانند. ساختمانهای عظیم شیكی با ویترینهای بلند و باشكوه كه كافههای كوچك و دلنشینی را در خود جا دادهاند و همه چیز مهیاست كه دوستداران كتاب از كنار كتابفروشیهای كوچك به راحتی عبور كنند و ساعاتشان را در آنجا بگذرانند. مراجعان به این كتابفروشیها در كنار منو خوردنيها با منو پیشنهادی كتابهای ماه و هفته روبهرو میشوند و میتوانند كتاب را بهطور رایگان در این كافه كتابها مطالعه كنند. خیلی از مواقع هم نویسندگان كتابهای پرفروش و به اصطلاح بست سلرز در این كافهها مینشینند و با لبخند امضایی پای كتابهایشان میزنند. كتابفروشیهای زنجیرهای «اسكولاستیك پراسپرو بردرمن» در این میان بیشترین درآمد را از این بخش دارند.
اما كتابفروشیهای كوچك هم دست از كار نكشیدهاند، هنوز هستند كتابفروشیهایی با درهای یكلنگه كوچك و صندلیهای قهوهای و چرب از قهوه كه غروبها پر است از نویسندگان و كتابدوستانی كه این كافه كتابهای كوچك را به كتابفروشیهای همگونی كه مثل مك دونالد رشد میكنند، ترجیح میدهند. صاحب كتابفروشی تام وین در ایالت كانزاسسیتی آمریكا یكی از كسانی است كه از
سریدوزی كتابفروشیها بسیار عصبانی است، او سال گذشته بخش زیادی از كتابهایش را آتش زد. استیو لنی میگوید، هیچ وقت حاضر نمیشود در كتابفروشیاش كتابهای یكبار مصرف پرفروش را مثل یك گارسون همراه با لیوانی قهوه به مشتری بدهد: «مجبور نیستید كتاب بخوانید، تبدیل کتابفروشی به كافه بزرگترین توهین است، درست مثل بچهای كه میخواهید داروی تلخی در گلویش بریزید و شكلاتی در كنارش به او بدهید. اگر كسی بخواهد كتاب بخواند نیازی به این اطوارها ندارد. من ترجیح میدهم همه كتابهایم را آتش بزنم به جای اینكه آنها را لای كاغذ اسنك بپیچم.» كافه كتاب كاپیتولا یكی از كتابفروشیهای كوچكی است كه با برنامههای خاص خودش همچنان به رقابت تنگاتنگ با فروشگاههای غولآسای كتاب میپردازد و هر روز غروب پاتوق دوستداران كتاب است. كافهای با منو رنگارنگی از قهوهها و كتابها، مسئولان كتابفروشی كاپیتولا مهارت عجیبی در معرفی كتابهای مهم و گمنام دارند. سالها پیش از آنكه اورهان پاموك جایزه نوبل دریافت كند مشتریهای این كافه نام من را قرمز خوانده بودند. این كافه از سال 1980 در ایالت كالیفرنیا برپاست؛ تقریبا در حد فاصل سنخوزه و سنفرانسیسكو با بیش از 6500 جلد كتاب هر روز بیش از 10 نویسنده را میزبان است.
كافه كتابهای لندن هم برای خودشان دستهبندیهای مشخصی دارند؛ كافه كتاب لندن در خیابان جرج لین یكی از عمدهترین این كتابفروشیهاست. كتابفروشی و كافهای كه در كنار هم موفق شده در كنار كتابفروشیهای زنجیرهای و بزرگ این شهر سرپا بماند و به كارش ادامه بدهد. كافه كتاب مكانی است كه روزگاری ساموئل بكت ساعتهای فراغتاش را درآنجا میگذراند. كتابفروشی بردرمن نیز یكی از این پاتوقهاست كه امسال با برنامهای تحت عنوان «یك فنجان قهوه داغ یك داستان داغ» سعی دارد زمستان پرشوری را در لندن ایجاد كند. این كافه پرینتی از پرفروشترین داستانهای این كتابفروشی را در اختیار مشتریهایش میگذارد. چارلز همپتون، رئیس این كتابفروشی معتقد است، نباید گذاشت كتابفروشیها هم تبدیل به فروشگاه مك دونالد شوند. او میگوید، هر كتابفروشی طعم خودش را دارد. من نمیگذارم كه كتابفروشیهای بزرگ ما را ببلعند. اینجا پاتوقی است كه هر كس دنبال كتابی بگردد میتواند آن را بیابد، محال است كسی یكبار از اینجا كتابی بخرد و دیگر این طرفها پیدایش نشود. خیلیها هم كه علاقهای به كتاب ندارند وقتی به خاطر نوشیدن قهوهاي و نشستن سری به اینجا میزنند، علاقهمند میشوند. برای اینكه هر طرف را كه نگاه میكنند یا كتاب است یا كسی كتاب میخواند؛ ما خیلی از كتابها را برای مطالعه اینجا گذاشتهایم.
كتابفروشیهای زنجیرهای بوردر یكی دیگر از پاتوقهای فرهنگی است كه در كنار قفسههای عظیم كتابهایش میزهای چوبی كوچكی وجود دارد كه هر روز پر است از مشتریان دوستدار كتابی كه دوست دارند ساعتی اینجا بنشینند .
خبر
رمانيرويدستمالكاغذي
«کوجي سوزوکي» نويسنده کتابهاي ترسناک به کمک يک کارخانه توليد لوازم بهداشتي آخرين اثر خود را روي دستمال كاغذي منتشر کردهاست. «قطره» آخرين اثر «کوجي سوزوکي» نويسنده ژاپني، داستان روحي است که در يک دستشويي عمومي زندگي ميکند. اين داستان که به گفته ناشر بسيار ترسناک است با توجه به يک خرافه معروف ژاپني نوشته شده است. بر اساس اين خرافه، ارواح در کوچکترين اتاق خانه که دستشويي آن است، زندگي ميکنند. «کوجي سوزوکي» يکي از مهمترين نويسندگان داستانهاي ترسناک در ژاپن است و فيلم سينمايي «حلقه» که شهرتي جهاني يافت، بر اساس يکي از داستانهاي او در ژاپن ساخته و بعدها در هاليوود نيز بازسازي شد. «هاياشي» صاحب شرکت توليدکننده لوازم بهداشتي گفت که پيش از اين هشدارهايي درباره زلزله روي دستمالها چاپ کرده اما اين نخستينبار است که رماني را با اين روش منتشر ميکند.
کتابهاييدرجعبهسيگار
درست در روزهايي که سيگار کشيدن هر روز و هروز در فضاهاي باز و عمومي اروپا محدودتر ميشود، انتشارات پنگوئن دست به ابتکار جالبي زده است و کتابهايي در قطع پاکت سيگار را روانه بازار کرده است. در واقع شکل ظاهري اين کتابها درست شبيه يک پاکت سيگار است که به جاي نام سيگار عنوان کتاب و نام نويسنده با يک طرح جلد جذاب روي آن منتشر شده است. براي ورق زدن اين کتاب هم درست بايد مانند پاکت سيگار از بالا باز ميشوند و داستان هم درست مانند يک دسته کارت روي صفحههاي کوچک مقوايي منتشر شده است. بيشتر کتابهايي که در اين مجموعه گنجانده شدهاند شامل خلاصه داستانهاي برگزيده قرن هستند. اين مجموعه با هدف جايگزني هزينه خريد سيگار با کتاب منتشر شده و قيمت هيچ يک از کتابهايي که در اين مجموعه جاي گرفتهاند بيشتر از يک بسته سيگار اروپايي نيستند.
چهکسيشبيههمينگوياست؟
گاهي وقتها علاقه به ادبيات کار را به جايي ميرساند که خوانندگان ادبي دوست دارند شبيه نويسنده محبوبشان باشند و اين اتفاق هر سال در ميان طرفداران ارنست همينگوي رخ ميدهد. اين مسابقه آنقدر طرفدار دارد که امسال در 21 جولاي بيش از 130 مرد با ريشها و موهاي سفيد در آن حاضر شدند. امسال در جريان برگزاري برنامههاي بزرگداشت تولد ارنست همينگوي برنده مسابقه شبيهترين مرد به اين نويسنده نامدار آمريكايي انتخاب شد. مسابقه انتخاب شبيهترين مرد به ارنست همينگوي يكي از بخشهاي جالب جشنواره شش روزهاي است كه هر سال براي بزرگداشت اين نويسنده برنده نوبل ادبيات برگزار ميشود. يويد دوگلاس 55ساله از ايالت تگزاس با كنار زدن 139 شركتكننده ديگر توانست برنده سال 2009 مسابقه «شباهت به پاپا همينگوي» نام بگيرد. امسال يكصدودهمين سال روز تولد همينگوي بود.
جويسخوانيدرخيابانهايدوبلين
هزاران نفر هر سال همزمان با روز ۱۶ ژوئن به افتخار جيمز جويس و قهرمان داستانش اوليس در خيابانهاي دوبلين جشني براي اين کتاب برگزار ميکنند. 16 ژوئن حالا ديگر به روز «بلومزدي» معروف است. بيش از ۸۰ رخداد رسمي براي بزرگداشت بلومزدي، روزي خيالي که لئوپولد بلوم سفر خود را در کتاب «اوليس» آغاز ميکند، اجرا ميشود. دراين ميان مرکز جيمز جويس صبحانه بلومزدي را برگزار ميکند و جويسخواني در خيابانهاي دوبلين چند ساعت بعد از سوي مشتاقان او آغاز ميشود. برنامه اوليسخواني به همراه نمايش خيمهشببازي و گروهي که نقش شخصيتهاي اوليس را بازي ميکنند در خيابانهاي دوبلين به اوج ميرسد. ميگويند جويس با افتخار اعلام کرده است که ميتوان خيابانها و شهر دوبلين را خراب کنند و دوباره از روي صفحات کتاب اوليس بسازند.
پای نویسندگان و نوبلیستهای ادبی به دنیای مد باز شد
لطفا ادبیات بپوشید
اكرم جوانمرد
تهران امروز
بعد از تيشرتها و كلاههاي «چهگوارا» كه پرفروشترين لباس بامسماي سال 2008 لقب گرفت، حالا نوبت نوبليستهاي ادبي و روشنفكران است كه سر از ويترينهاي لباسفروشي درآورند.
هرچند تبديل تصوير كلاه كج، «چهگوارا» به مد، اعتراض بسياري از سياستمداران و روشنفكران و حتي دختر «چه گوارا» را برانگيخت و سبب شد كه «چه» در كمتر از پنج سال تبديل به يك اسطوره دستمالي شده شود، با اين حال گردش مالي 70 ميليون دلاري انگار به اين قداستشكني ميارزيد.
اما پای ادبیات هم به این میان کشیده شد،همزمان با رکود اقتصادی چشمگیری که سایهاش بر سر همه افتاد،ادبیات هم بینصیب نماند. به یکباره بسیاری از ناشران بزرگ آمریکایی مجبور شدند تیراژ کتاب های با جلد سخت خود را پایین بیاورند،زیرا همین که هنوز مردم در میانه بحران اقتصادی کتاب خواندن را فراموش نکردهاند جای خوشحالی دارد. با این حال افت چشمگیری که نشان از کاهش 50 درصدی فروش کتاب داشت،بسیاری از کتابفروشیها و ناشران را دست به کار کرده است تا با استفاده از تبلیغات خلاقانه دوباره مشتریان خود را به کتابفروشیها بکشند. در کنار بیلبوردها و حولهها باز هم این دنیای مد و پوشاک است که بیش از همه به کمک فروش کتاب آمده است. اين روزها يك شركت توليدي لباس در پروژهاي تحت عنوان «كهنهپارههاي ادبي» فروش آنلاين تيشرتهاي ادبي را در سراسر جهان آغاز كرده است. اين مجموعه با تصوير بيش از 80 شاعر، رماننويس، نمايشنامهنويس و فيلسوف با استقبال چشمگيري روبهرو شده است و به زودي تيشرت 200 نويسنده و روشنفكر ديگر به اين مجموعه اضافه ميشود. پيش از اين، پروژه لباسهاي فرهنگي بيشتر درباره اهالي موسيقي اجرا شده بود اما استقبال از لباسهای ادبی به اندازهای است كه دستاندركاران اين طرح تيشرتهايشان را در سه سايز، كوچك، متوسط و بزرگ ارائه كردهاند و روزانه بيش از هزار عدد از اين تيشرتهاي 99.22 دلاري را به صورت تنها در نیویورک به شکل آنلاين ميفروشند و در بسياري از كتابفروشيهاي بزرگ آمريكا نيز اين روزها غرفههايي براي ارائه اين تيشرتها درنظر گرفته شده است.
كمپاني كهنهپارههاي ادبي بيشترين موفقيت را تا امروز در ايالت نيوجرسي به دست آورده است، بهطوري كه اين روزها بسياري از جوانان و نوجوانان ايالت نيوجرسي روزهاي شنبه و يكشنبه با اين تيشرتها كه عكس و جملهاي از نويسنده محبوبشان روي آن نقش بسته است راهي رستورانها و اغذيه فروشيها ميشوند.
دستاندركاران اين تيشرتها سعي كردهاند از پارچههاي باكيفيت براي اين لباسها استفاده كنند؛ تيشرتهاي سياه و سفیدی كه پرترهاي از نويسنده روي آن نقش بسته است و درست در پشت تیشرت هم جملهای از نویسنده با فونت درشت چاپ شده است. به گفته «الیزا مونرو» طراح و مسئول کمپانی «کهنهپارههای ادبی» تا امروز پرفروشترين تيشرتها مربوط به چهرههايي همچون پل استر، ریچارد براتیگان،جک کرواک، ويرجينيا وولف، كورت ونهگات، سالينجر، جورج اورول، توني موريسون، كافكا، ويكتور هوگو، همينگوي، اسكات فيتز جرالد، ويليام فاكنر، داستايوفسكي، سروانتس، ترومن كاپوتي و جينآستين است.
پشت تيشرتي كه تصوير سروانتس روي آن نقش بسته است جمله معروفي از او با مضمون «سلامت بيش از حد ميتواند همان جنون باشد و جنون چيزي نيست جز ديدن زندگي همانگونه كه هست، نه آنگونه كه بايد باشد» نقش بسته است. پشت تيشرت سالينجر كه حالا يكي از محبوبترينهاست و به احتمال زياد امروز و فردا با اعتراض سالينجر بداخلاق از اين پروژه حذف ميشود، نوشته شده: «وقتي كه مردهايد چه فرقي ميكند، گل به درد چه كسي ميخورد، به درد هيچكس.» در بخش شاعران هم پرفروشترين تيشرت مربوط به تصوير «چارلز بوكوفسكي» شاعر گستاخ آمريكايي است كه كتابهايش هميشه در ليست پرفروشترينهاست. اميلي ديكنسون، پابلو نرودا، آرتور رمبو، كارل سندبرگ، ديلن توماس، والت ويتمن و فدريكو گارسيالوركا پرفروشترين تيشرتها در بخش شاعران هستند. پشت تيشرت لوركا نوشته شده است: «در اسپانيا، مردگان زندهتر از مردگان ديگر سرزمينها هستند.» در بخش نمايشنامهنويسها هم فعلا محبوبترين تيشرتها مربوط به ساموئل بكت، آرتور ميلر، برتولت برشت، چخوف، هنريك ايبسن، ويليام شكسپير، توني ويليامز و جورج برناردشاو است. پشت تيشرت بكت نوشته شده: «از سرنوشت بشر چه ميدانم؟ ميتوانم مشتي آشغال ديگر تحويلتان بدهم.»
در بخش فيلسوفها پرفروشترين تيشرتها مربوط به آلبركامو، دانته، رنه دكارت، ديويد هيوم، پلاتو و ژان پلسارتر است. «لیزا مونرو»مسئول اين پروژه معتقد است:«اين روشي است براي آشنايي و آشتي با ادبيات. لااقل اگر نميخوانيم، ادبيات را بپوشيم. اما این یک شوخی است،سالها پیش در تعطیلات به هاوایی رفته بودم و تی شرتی را که خودم با عکس و جملهای از بوکوفسکی طراحی کرده بودم،تنم کردم. در یک روز بیشتر از 20 نفر سراغم آمدند و گفتند این تیشرت را از کجا خریدهاید؟حداقل 10 نفر از آنها تا آن روز اسم بوکوفسکی به گوششان نخورده بود اما وقتی به آنها گفتم که این شاعر چقدر عجیب و غریب است، همهشان حسرت می خوردند که چرا به جای این تیشرتهای آلاپلنگی و پر از نخل و طوطی هاوایی یکی از همین تیشرتهای ادبی را ندارند.»
آخرین آمارها از سال 2008 نشان میدهند خرید کتاب و کتابخوانی در آمریکا نسبت به سالهای گذشته کاهش داشته است. انگلیس هم به عنوان مهد کتابفروشیهای جهان شاهد افول 40 درصدی فروش کتاب بود. از سوی دیگر تنگناهای اقتصادی به ناشران اجازه نمیدهد که برای جلب مشتری و تبلیغ کتاب دست به دامن روش های پرخرج تبلیغاتی شوند،«مونرو»می گوید:«بیلبوردهای بزرگ شهر نیویورک و دیواره اتوبوسها در تصرف برندهای لباس است و برای ترویج کتابخوانی نمیتوان آنها را به چنگ آورد،پس بهترین راه استفاده از حربه دنیای مصرفگرایی است. این بار سعی کردیم از دنیای مد برای کمک به کتابخوانی استفاده کنیم. البته پیش از این هم روشهای دیگری را برای گسترش کتابخوانی در موسسهمان امتحان کردیم که نتایج درخشانی داشت. در واقع موسسه کهنهپارههای ادبی با کمک بنیاد ترویج کتابخوانی در آمریکا از سال 2007 کار خود را آغاز کرد،در اولین گام قیمت کتابها را با قیمت سیگار و ساندویچ مک دونالد مقایسه
میکردیم،مثلا برای خرید رمان «چادر»نوشته «مارگرت اتوود» باید پول سه پاکت سیگار آمریکایی یا سه ساندویچ همبرگر مکدونالد را میپرداختند. در نگاه اول وقتی پای تنگنای اقتصادی به میان میآید، شما ناخودآگاه پای تفریحات فرهنگی را از زندگیتان کوتاه میکنید، نه عطر و همبرگر، اما با یک حساب سرانگشتی و مقایسه برایتان روشن میشود که خرید یک کتاب در ماه چندان هم در حساب و کتابهای شما تاثیری ندارد.» کمپانی کهنه پارههای ادبی در روزهای نزدیک به کریسمس حضور خود را در کتابفروشیها دو چندان کرده است،امسال شعار این کمپانی«هدیه کریسمس ادبی به دوستانتان بدهید» است. آنها سعی دارند آمریکاییها را تشویق کنند که در برنامه خریدهای کریسمس خودشان جای ویژهای برای ادبیات و کالاهای ادبی در نظر بگیرند. این روزها انتشارات فیبراند فیبر به کمک این کمپانی آمده است و تبلیغات رمانها و مجموعه داستانهایی را که قرار است در ژانویه سال 2010 به بازار بیایند را به این گروه سپرده است. مونرو ميگوید:«به این ترتيب مردم با دیدن آدمهایی که لباسهای ادبی پوشیدهاند، هوس کتابخوانی میکنند و از سوی دیگر پوشیدن این تیشرتها از سوی شهروندان آمریکایی درست مانند این است که بیلبوردهای کوچک و متحرکی به تبلیغ کتابها و آثار نویسندگان قابل تامل میپردازند.» کمپانی کهنهپارههای ادبی بهزودی مجموعهای از تیشرتهایی با طرح جلد پرفروشترین و مطرحترین رمان های قرن را به بازار عرضه میکند، قرار است روی این مجموعه نام هزار کتابی که پیش از مرگ خواندنشان واجب است، منتشر شود. این لیست از سوی هزار منتقد ادبی انگلیسی زبان انتخاب شده است. مونرو امیدوار است با به بازار آمدن این تیشرتها جای خالی ادبیات جدی در خریدهای شب کریسمس جدی گرفته شود.
مروري بر زندگي جليل ضياءپور، نقاش و پژوهشگر فرهنگي
مردي از نسل خروسهاي جنگي
جالب است كه يكي از جنجالبرانگيزترين نقاشان معاصر ايران، تابلوهاي نقاشي چنداني از خود برجا نگذاشته است. از جليل ضياءپور بيش از 30 تابلوي نقاشي باقي نمانده كه بيشتر آنها در موزه هنرهاي معاصر تهران نگهداري ميشوند، چندتايي در اختيار خانوادهاش ...
12و13
انگليسيها کتابخوانترين مردم جهان
معصومه كاظمي
تهران امروز
درآمد فروش کتاب در آمريکا چندان هم دستکمي از صنعت پرسروصداي فيلمسازي ندارد، براساس گزارش مالي بزرگترين کتابفروشيهاي اين کشور فروش داخلي کتاب در سال 2008 در مجموع 13.20 ميليارد دلار بود. فروشگاه زنجيرهاي «بارنز و نوبل» 4.68 ميليارد دلار، فروشگاه زنجيرهاي «بوردرز» 3.41 ميليارد دلار، سايت آمازون 4.63 ميليارد دلار و سايت BN.com م 477 ميليون دلار فروش داشتهاند. در عين حال، آماري که مجله تجارت کتاب سوئد با مقايسه فهرست کتابهاي پرفروش يک سال در 10 کشور اروپايي (فنلاند، سوئد، انگلستان، فرانسه، اسپانيا، نروژ، هلند، دانمارک، آلمان، اتريش و آمريکا) ارائه داده است، نشان ميدهد که نويسندگان اغلب کشورهاي اروپايي در کشور خودشان بيشترين خواننده را دارند يعني بهطور متوسط حدود 60 درصد از خوانندگان آنها را کتابخوانهاي کشور خودشان تشکيل ميدهند و اين آمار براي آمريکا به 91 درصد ميرسد. طبق گزارش چهار ساله اتحاديه کتابفروشان انگلستان، آمار خريداري کتاب در اين کشور از سال 2003 تا 2007 با رشد چشمگيري روبهرو بوده است: اما اگر قرار باشد به مقايسه ميزان هزينههايي که سالانه صرف خريد کتاب و ديويدي در کشورهاي اروپايي ميشود، بپردازيم، انگلستان در اين ميان، مقام اول را کسب ميکند و در مقامهاي بعدي به ترتيب آلمان، ايرلند، هلند، فرانسه، ايتاليا و اسپانيا قرار ميگيرند بنابراين ميتوان نتيجه گرفت که در انگلستان، آمار خريد کتاب نسبت به ساير کشورهاي اروپايي بالاتر است و اگر بتوان معيار کتابخواني را تعداد کتابهاي خريداري شده در هر سال در نظر گرفت، ميتوان گفت که کتابخوانترين مردم اروپا در کشور انگلستان زندگي ميکنند. اين نتيجهگيري پربيراه هم نيست چرا که طبق آمار ارائه شده در سايت booksellers.org.uk د 60،0 درصد اروپاييهايي که در هر سال يک کتاب ميخرند در انگلستان و 40 درصد در آلمان و اسپانيا زندگي ميکنند و انگلستان در فهرست آماري تعداد اروپايياني که در هر سال 10 کتاب ميخرند نيز همچنان صدرنشين است و در جايگاه بعدي اين فهرست، کشور فرانسه قرار گرفته است. اينگونه است که سهم کتاب در اقتصاد انگلستان آنقدر بالا ميرود که در فهرست بزرگترين خردهفروشيهاي سال 2007 اين کشور، نام فروشگاه کتاب و رسانه HMV Media با يک ميليارد پوند گردش سرمايه در جايگاه بيستوششم و سايت آمازون انگلستان با 650 ميليون پوند گردش سرمايه در جايگاه پنجاهويکم به چشم ميخورد. بنابراين کتابفروشيهاي بزرگ انگلستان را ميتوان از نظر نقشي که در توسعه اقتصادي اين کشور ايفا ميکنند در رديف خردهفروشيهاي بزرگ و مشهوري چون «مارکز و اسپنسر»، «سامرفيلد» و «تسکو» قرار داد.