بار دیگر چارلز دیکنز
تازهترین محصول استودیوی دیزنی که بعد از «چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت» دومین همکاری «رابرت زمهکیس» با این استودیو محسوب میشود، آن قدر جاذبه تصویری داشت که بتواند همزمان با «مردانی که به بزها خیره میشوند» اکران شود و گوی سبقت را از این کمدی جنگی ربوده و در جایگاه نخست باکس آفیس قرار گیرد! انیمیشن «سرود کریسمس» که از حضور صداپیشگانی چون...
عارفي از يزد
محمود شاهرخي شاعر پرتوان دوران انقلاب در سال 1306، در بم از توابع كرمان به دنيا آمد.
محمود شاهرخي همچنان كه از سوي پدرش، منتسب به عارف خدابين، ميرزا حسين ملقب به رونقعلي كرماني است كه مزارش در جنب آرامگاه مشتاقعلي كرماني زيارتگاه صاحبدلان است چشمان خود را به درك و فهم جهان معني در شهر بم گشود. دوران كودكي و تحصيلات ابتدايي را در بم گذراند و تحصيلات متوسطه را در كرمان و يزد به پايان برد.
در همان ايام در مدرسه معصوميه كرمان، كه آن روزها براي طلاب علوم ديني راهاندازي شده بود به فرا گرفتن مقدمات زبان عربي پرداخت.
«شاهرخي» در همان زمان با مردي وارسته و عارفي روشن ضمير از اهالي يزد كه براي وعظ و خطابه به بم آمده بود آشنا و شيفته معنويت و صفاي وي شد و سرانجام در معيت آن بزرگوار، به يزد رفت و در خانه او ساكن شد و در مدرسه خان يزد به ادامه تحصيل پرداخت.
مريد زندگي خود را سرانجام در خانه مرادش يافت. او به دامادي مرادش درآمد و محمود به احترام نام آن عارف شيفته، سيد محمد كه تخلصش مجذوب بود به شوق ارادت مفرط، تخلص جذبه را براي خود برگزيد.
«جذبه» پس از آن براي مدتي در يزد به تحصيل اشتغال داشت و سپس به نجف، مشرف و به آستان بوسي امام موحدان و سر حلقه عارفان، مولاي متقيان امام علي(ع)مفتخر شد و در مدرسه كبراي آخوند خراساني اقامت گزيد و به تحصيل ادامه داد.
«شاهرخي» پس از چندي به علت ضعف مزاج و هواي نامساعد نجف، به بيماري ريه مبتلا شد و ناگريز به ايران مراجعت كرد و در فيضيه قم به تحصيل پرداخت.
وي پس از بهبود و سلامتي، درگير امور معيشتي شد و به همين علت از كسوت طلبگي بيرون آمد و در بخش خصوصي به فعاليت پرداخت.
«جذبه» پس از پيروزي انقلاب، همكاري خود را با صداي جمهوري اسلامي آغاز كرد و به نوشتن مقالات و برنامههايي با عناوين «تا به خلوتگاه خورشيد»، «تا به سرمنزل عنقا»، «سيري به پاي دل» و «نواي ني» در زمينه ادب و عرفان پرداخت.
تسليت
هنر مردي از طايفه مومنان
رئيس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها در پيامي درگذشت استاد محمود شاهرخي را تسليت گفت.
در پيام حجتالاسلام والمسلمين سيدمحمد خاتمي چنين آمده است:
بسم الله الرحمن الرحيم
بزرگمردي چشم از اين جهان فروبست تا ديده به جانان بگشايد. هنر مردي از طايفه مومنان راستين و عاشقان انسان و خدمتگزاران به خلق خدا از ميان ما رفت و جانهايمان را ماتم زده و داغدار كرد.
استاد والامنش و با فضيلت حضرت آقاي محمود شاهرخي كه سرودههاي فاخرش در دفاع از ميهن و انقلاب و حرمت انسان و آيين و ايران جاودانه بر صحيفه فرهنگ و هنر اين سرزمين خواهد درخشيد اينك در جوار رحمت حق پاداش پاكي و نيكي خود را دريافت كرده است.
من اين مصيبت بزرگ را به همه عالمان و هنرمندان و بهخصوص دوستداران آن عزيز و بالاخص خاندان بزرگوارش از صميم قلب تسليت عرض ميكنم و از خداوند منان براي روان پاكش والايي؛ رحمت و آمرزش مسئلت دارم.
فقط اوست كه باقي ميماند
متن تسليت محسن پرويز؛ معاون امور فرهنگي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي
محمود شاهرخي (جذبه) استاد ادب و چهره شاخص عرصه فرهنگ و انديشه انقلاب اسلامي جانبهجان آفرين تسليم كرد. شاعر فرهيخته و نامآوري كه راهنماي قافله شعر و ادب معاصر بود.
هنرمندي كه هنر خود را در راه مجد و عظمت ايران اسلامي و غرورآفريني مردان ايثار و شهادت قرار داده و همواره در طول سالهاي پس از انقلاب اسلامي خالق ارزشمند آثار حماسي، عرفاني و ديني بود.
ارتحال آن اديب وارسته به جامعه ادبي و فرهنگي ايران اسلامي تسليت باد. از درگاه حضرت باري براي آن مرحوم رحمت واسعه آرزومندم.
به مناسبت در گذشت استاد محمود شاهرخي
پايان نوستالژي شعر انقلاب
حميد نورشمسي
تهران امروز
آنچه اين روزها در گوشه و كنار ادبيات ايران ميگذرد را به واقع ميتوان به نوستالژي دهه 80 تعبير كرد. بسياري از آناني كه با نگاه و نظر متفاوت خود به مقوله شعر و در حد كمتر داستان وترجمه در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي توانستند پيوندي شگرف ميان سنتهاي نوخاسته از بطن مردم و بدنه كلاسيك ادبيات برقرار كنند گويا در اين روزهاي ادبيات ايران سنت باقي ماندن نامي نيك از خود را به هر بودن و ديده شدن ديگريترجيح ميدهند.
محمود شاهرخي را نيز در اين ميان حلقه وصلي شعر كلاسيك ايران با مفاهيم و انديشههايي بايد دانست كه بهرغم به دوش كشيدن بار تاريخي سنت بر گردههاي خود به خوبي و به روشني توانست خود را با مقتضيات امروز مخاطبانشان پيوند دهد و در حقيقت خود را به بخشي از خاطره انقلابي آنان انتقال دهد.
شاهرخي سالها پيش از اينكه بخواهيم در اين روزها او را شاعر بناميم، شاعر بود. چه در روزهايي كه به علاقه شخصي خود به سير و سلوكش از راه تحصيل در مدرسههاي علوم ديني عراق و ايران پرداخت و چه در روزهايي كه در شوراي شعر و موسيقي صداوسيما در آغازين ماههاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي بهدنبال كشف و ثبت گونه شعري انقلاب اسلامي بود. كه سالها پس از انقلاب مشروطه گلوي خود را براي فرياد در برابر استبداد گشوده ميديد.
شعر او را بيشك جداي از تناسب و همراه بودن با حوادث زمانه بايد به تمامي معنا شعري مردمي دانست. شعري كه بهرغم روي خوش نشان ندادن به سبكهاي بيوزن سرايش در زبان فارسي 100 سال اخير، توانست خود را به شكلي قابل تحسين با رازها و فطرت مردمان ايران زمين پيوند دهد و همراه با آنها در تمامي عرصههاي حضورشان، راهپيمايي كند.
شعري آخته و بيتعارف كه در عين برخاستن از گوشه گوشه نيازها و ناگفتههاي مخاطبانش، به شكلي بديع توانست پيوند يافتن ميان عرفان و شعر را نه در قالبهاي نوين بلكه در گستره آهنگين شعر كهن ايران زمين به تمامي مخاطبان روشنفكرزده ادبيات ارائه كند كه حاصل آن را ميتوان در انتشار مجموعه اشعاري او در مدح و منقبت اهل بيت(ع) از زبان شاعران ايران از گذشته تابهحال، به روشني ديد.
متواضعترين شاعر انقلاب
عليرضا قزوه، شاعري كه اين روزها در كسوت مديريت مركز تحقيقات زبان فارسي دهلينو شاعرانگياش را سپري ميكند از شاهرخي اينگونه ياد ميكند: شاهرخي از چهرههاي ماندگار شعر ماست كه نامش با نام دوستان ديرينش استادان ارجمند مشفق كاشاني و حميد سبزواري گره خورده است و اين اساتيد به همراه استاد مهرداد اوستا از معلمان راستين شاعران نسل انقلاب به حساب ميآيند. همين بزرگواران بودند كه شعر انقلاب را پايهريزي كردند و تا امروز هم بهطور جدي و با قدمي استوار در مواضع برحق دفاع از انقلاب ايستادهاند و آثارشان نيز شهادت ميدهد كه آنها در روزهاي دشوار و سخت، انقلاب و امام و مردم را فراموش نكردهاند. اما در اين ميان شاهرخي را بايد از باسوادترين و متواضعترين شاعران انقلاب دانست.
انتخاب نام «از غبار كاروان » نيز براي كتاب او خود دليل روحيه و منش خاكسارانه اوست؛ علاوه بر اين وي از چهرههاي تحصيلكرده در حوزههاي علميه ايران و نجف بود و علاوه بر ادبيات عرب در عرفان نيز چهرهاي صاحبنام بود. عاطفه و زلالي اين شاعر به حدي بود كه هرگاه شعري براي كربلا و حضرت سيدالشهدا(ع) خوانده ميشد بياختيار ميگريست و من خودم بارها شاهد اين زلالي وي بودهام.
عاطفيترين شاعر انقلاب
فاطمه راكعي كه اين روزها كمتر در كسوت شاعرانگي از او سخني به ميان ميآيد نيز شاهرخي را عاطفيترين شاعر نسل اول انقلاب ميداند و ميگويد: شاهرخي بسيار عاطفي بود و براي نزديكانش بسيار غصه ميخورد و دعا ميكرد و ما ميدانيم كه چقدر اين دعاها و غصهها صميمانه بود و تا چه ميزان روي سلامتي او تأثير گذاشته بود تا جايي كه با وجود اينكه بيماري ريوياش را سالها قبل درمان كرده بود اما آثار و برخي عوارضش براي او باقي ماند.
وي از دوران آشنايي خود با محروم شاهرخي چنين ميگويد: آشنايي من با مرحوم شاهرخي به دهه 60 بازميگردد. در آن زمان، به عنوان ويراستار بخش ادبي صداي جمهوري اسلامي ايران به صورت داوطلبانه فعاليت ميكردم و ايشان هم در بخش ادب راديو از شاعران بسيار برجسته بود. از آن زمان، با خصلتهاي نيك ايشان آشنا شدم و بذلهگويي، خوشصحبتي و مصاحبتش براي تمام همكاران لذتبخش بود. در مجموع بايد گفت كه شاهرخي انساني به تمام معنا بود كه در زندگي و شعر خود، كاملا صادقانه و صميمانه، مهرباني، انسانيت و كمالات را تجلي بخشيد.
همه آنچه سروده است ماندگار است
حسين آهي نيز كه اين روزها همچون ظاهر شوريدهاش گويا به خلوت تنهايي خود خو كرده است از شاهرخي اينگونه ميگويد: شاهرخي در انواع قالبهاي شعر فارسي، خاصه قصيده و غزل، سرآمد بود و بيهيچترديدي، اين آثارش صور خيال،تركيبهاي بديع، سختگي، پختگي، رسايي، ادبيات و رشاقت پيشوايان ادب فارسي را در ذهن تداعي ميكند.
از جمله آثار شاهرخي، قصيده عينيه ابن سينا و دو قصيده ديگر است كه به فارسي برگرداند و نيز منظومهاي از حكيم سبزواري كه آن را در منظومه مفصلي به فارسي روان برگرداند. «نسيم تسنيم» يكي ديگر از آثار ماندگار شاهرخي است كه حاصل سالها كارش در خلق برنامههاي عرفاني در صداوسيما بود و از سوي گويندگان توانايي همانند استاد نوري و فيروزه اميرمعز سالها اجرا ميشد. از ديگر آثارش هم «تا به سرچشمه خورشيد»، «تا به سرمنزل عنقا» و «در غبار كاروان» هستند كه همگي ماندگارند.
آخرين حلقه از سلسله الذهب
علي موسوي گرمارودي درميان تمامي آنان كه از شاهرخي سخن به ميان آوردند اما او را به شكلي جالب توجه توصيف ميكند.
گرمارودي ميگويد: اگر بخواهم در دو كلمه ذات عزيز شاهرخي را تصوير كنم، بايد بگويم او نجيب بود و سليمالنفس و به تمام معني كلمه، نمونه يك انسان با اين دو ويژگي بود. شاهرخي از اركان شعر انقلاب بود و قصيدهاي را كه براي شهادت شهيد مطهري سروده، امروز خطاب به خود او ميخوانيم.
گرمارودي همچنين ميافزود: وجود شريف شاهرخي تحصيلكرده حوزه و دانشگاه بود و تحصيلات حوزوي را در نجف در حد اجتهاد گذرانده بود. در ادبيات از اركان ادبي كشورمان بود و آثارش شاهد اين گفتههاست. بيش از 14 اثر يعني هشت مجموعه با همراهي مشفق كاشاني درباره گذشتگان شعر و شش اثر در همين حوزه و به همين سبك در شعر مقاومت تأليف كرد.
او افزود: شاهرخي در تصنيف هم 14 اثر داشت؛ از جمله «مشارق الانوار» و «در خلوتگه عشق» كه در اين كتاب به استقبال عمان ساماني رفته است.
موسوي گرمارودي با اشاره به آثار ديگر محمود شاهرخي، خاطرنشان كرد: او آخرين حلقه سلسلهالذهبي است كه در آن شعر و عرفان با هم جمع شد. ما در طول تاريخ، شاعراني را داريم كه عارف نيستند؛ اما شاعرند يا عارفاند اما شاعر نيستند. او آخرين حلقه زرين از سلسلهاي است كه هم شاعر بود و هم عارف.
اشتراوس هميشه
به يك چيز مطلق باور داشت؛ انسان و ساختار ثابت ذهنش
انسانشناسي 100 ساله
كلود لوي اشتراوس، انسانشناس و متفكر برجسته فرانسوي پس از يك قرن زندگي چشم از جهان فرو بست. اگرچه شهرت اشتراوس در ميان عموم به واسطه كتاب «گرمسيريان اندوهگين» و نثر ادبي به كار رفته در آن است اما در ميان اهل نظر كتاب «انسانشناسي...ادامه در 13
ياد يار
الگويي براي شعر انقلاب
غلامعلي حدادعادل
رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي
شاهرخي از جمله چند شاعر پيشكسوتي بود كه عمري را قبل از پيروزي انقلاب در عرصه شعر و ادب گذرانده بود و وقتي انقلاب به پيروزي رسيد، عمرشان از 50 سال متجاوز بود. او به همراه مرحوم مهرداد اوستا و از دوستان در قيد حيات، حميد سبزواري و مشفق كاشاني، نسل اول شاعران انقلاب اسلامي بودند؛ پيشكسوت و استاد كه چراغ در دست گرفتند و راه را براي شاعران جوانتر باز كردند.
در آن روزهاي سخت اول انقلاب، اين استادان و از جمله شاهرخي از كساني بودند كه وقتي هنر شاعري خود را در خدمت اسلام و انقلاب قرار دادند، ديگران نميتوانستند به فضل و ادب آنها خرده بگيرند و آنها را تحسين ميكردند.
شاهرخي با سرودن شعر در قالب كهن، الگويي شد براي شعر بعد از انقلاب و در اين 30 سال در همه عرصهها حضور داشت و هرجا خيمهاي به نام شعر و ادب انقلاب برپا بود، شاهرخي حضور داشت و نامش در همه اذهان بود. كارنامه شعر و ادب انقلاب اسلامي در اين سالها بدون ذكر نام محمود شاهرخي، قطعا ناقص است و كسي كه بخواهد در اين زمينه پژوهش كند، بايد فصلي را به محمود شاهرخي اختصاص دهد. او پيامآور ارزشهاي معنوي انقلاب در همه عرصهها بود.
بخشي ممتاز از ادبيات
علي لاريجاني
رئيس مجلس شوراي اسلامي
درگذشت مرحوم محمود شاهرخي متخلص به جذبه شاعر پرتوان انقلاب اسلامي و دفاع مقدس و چهره ماندگار عرصه شعر آييني و حماسي ضايعهاي توأم با غم و اندوه براي مردم بهويژه جامعه فرهنگي و ادبي كشور را به همراه آورد. آثار درخشان مرحوم شاهرخي بدون شك بخشي ممتاز از ادبيات و شعر انقلاب اسلامي و دفاع مقدس است كه در تاريخ به يادگار خواهد ماند. او شخصيتي متواضع و معلم پرتوان شاعران نسل انقلاب بود كه اين شاعران از ذهن و نبوغ سرشار او بهرههاي فراوان گرفتند.
اين ضايعه را به مقام معظم رهبري، خانواده آن مرحوم و جامعه فرهنگي و ادبي كشورتسليت و براي آن مرحوم رحمت و مغفرت و براي بازماندگان صبر و شكيبايي از خداوند متعال مسئلت ميكنم.
حاشيههايگزارش
خاطرهاي دور
سهم اين روزهاي شعر انقلاب اسلامي خاموشي صداهايي است كه حنجره آتشين مظلوميت رفته برملت ايران در طول تاريخ معاصرشان را فرياد كشيد. صدايي كه حالا در نبودنش نميدانيم كه داراي هم سلفاني از خويش بوده است و كساني را از سلك خود به يادگار ميگذارد يا نه.
نوستالژي شعر انقلاب اسلامي را شايد بايد در همين نكته يافت كه هر بار كه فردي از حلقه ياران او چهره در نقاب خاك ميكشند گويا تكهاي از آن را نيز با خود به خاطرهاي دور دست مبدل ميسازند. خاطرهاي كه در ساليان آينده شعر انقلاب اسلامي بعيد نيست كه در سطح خاطرهاي محض باقي بماند. اين سخن ناگفته در مقايسه تطبيقي آنچه شاعران و اديبان امروز ايران در ارتباط با او گفتهاند و آنچه در امروز شعر و شاعري ايران در دست اتفاق است ميتوان به روشني دريافت.
شعري با پشتوانه معرفت
عبدالجبار كاكايي كه اين روزها به محاق تنهايي خود خو ميكند با مرگ شاهرخي زبان به سخن گشوده و ميگويد: آثار محمود شاهرخي از معدود اشعاري بود كه دانش استواري، اعم از مباحث معرفتي و ادبي را به عنوان پشتوانه خود داشت.
گرايش شاهرخي در آثارش عارفانه بود كه يكي از وجوه اصلي شعر انقلاب نيز عرفان است. عرفان اجتماعي شعر انقلاب ملهم از آثار كساني بود كه مانند شاهرخي با گرايش عرفاني، در سطح بالايي از معارف، شعر ميگفتند. اثرگذاري شعر شاعراني مانند مرحوم شاهرخي قابل بررسي، تحقيق و پژوهش است. به علاوه در حوزه كلام نيز آثار دوره جنگ و مربوط به دفاع مقدس او از استحكام خاصي برخوردار بود. در مجموع، در آثار شاهرخي، وزنه دانش، اطلاعات و معارف در اغلب اوقات غلبه داشت و ما شاعران انقلاب از محضر پرفيض او در حوزههاي معارف، حكمت و قرآن بهره فراوان ميبرديم.
شاعر متعهد
حجت الاسلام والمسلمين سيد مهدي خاموشي: فقدان شاعر پيشكسوت انقلاب مرحوم مغفور محمود شاهرخي بر دوستداران ادبيات آييني اين سرزمين و دلبستگان انقلاب اسلامي و ارزشهاي دوران دفاع مقدس، خبري تلخ و ناگوار بود.
وي در اين پيام آورده است: زندهياد شاهرخي در شمار يكي از مطرحترين چهرههاي شعر آييني پس از انقلاب بود كه در دامان معارف اصيل اسلام و ارزشهاي انقلاب اسلامي باليد، رشد كرد و با زبان شيواي خود، خدمات فراواني عرضه داشت. با پيروزي انقلاب اسلامي ايران، فضاي رشد و بالندگي نگرش و بينشي ارزشگرايانه و متعهدانه در شعر و ادبيات فاخر اين سرزمين پرگوهر فراهم شد كه مرحوم شاهرخي يكي از شاخصترين چهرههاي آن و از پيشقراولان كاروان شعر و انديشه غنايي و معنوي ميهن عزيز و انقلاب به شمار ميآيد.
كارنامه مرحوم شاهرخي
شعرهاي «شاهرخي» پس از پيروزي انقلاب تاكنون به صورت پراكنده در بيشتر مطبوعات كشور، جنگهاي ادبي و مجموعه شعرهاي مختلف گردآوري شده، انتشار يافته است.
بخشي از آثار منتشر شده محمود شاهرخي
در غبار كاروان، مجموعه شعر
داغ شقايقها، مجموعه شعر، گزينه شعر جنگ، حوزه هنري، دفتر ادبيات مقاومت، 1373
تجلي عشق، مثنوي، كنگره بزرگداشت سرداران شهيد سپاه، 1376
گزيده ادبيات معاصر، مجموعه شعر، شماره 21، انتشارات نيستان، 1378
گلبانگ عاشقانه، ترجمه مشارق انوار القلوب و مفاتيح اسرار الغيوب، تاليف ابوزيد عبدالرحمنبن محمد انصاري قيرواني، با مقدمه هلموت ريتر، مترجم، محمود شاهرخي، انتشارات دريا، زمستان 1380