مژگان ق:
وجود واگنهاي مخصوص بانوان و واگنهاي خانواده به خاطر حق انتخابي که براي سوار شدن به ما ميدهد واقعا خوب است.
خانم 54ساله:
در ايستگاههاي شلوغ، صداي گوينده که ايستگاه را اعلام ميکند اصلا شنيده نميشود، خواهش ميکنم رسيدگي کنيد.
آقا، کارمند:
نبود سرويسهاي بهداشتي درايستگاههاي مترو کمي ناخوشايند است
سهند، دانشجو:
بعد از تخصيص بودجه شهرداري به مترو ساعت حرکت قطارها بسيار بهتر شده است.
مهرابي، استاد دانشگاه:
نقشههاي راهنماي مترو براي كساني كه براي اولين بار از اين وسيله استفاده ميكنند مفهوم نيست. اين مساله باعث سر در گم شدن افراد زيادي ميشود.
خانم، خانه دار:
از متروي حقاني اتوبوس براي نوبنياد نيست. لطفا كاري كنيد.
هر هفته با شركت در اين مسابقه و ارسال پاسخ صحيح به
harfe shoma.metro@gmail.com در قرعهكشي هفتهنامه مترو شركت كنيد و از جوايز نفيس اين مسابقه بهرهمند شويد.
بلندترين ساختمان جهان در كدام كشور جهان قرار دارد؟
جواب مسابقه متروي شماره 4:
طولانيترين تونل زميني جهان در سوئيس قرار دارد.
دست كرد توي تنگ، ماهي قرمز را گرفت، مشت كرد آورد بيرون. هوار كشيدم سرش: رهاش كن بچه! رهاش نكرد. ماهي داشت تو مشتش جان ميكند. دُمش از مشت پسرك زده بود بيرون، تندتند تكان ميخورد. دوباره فرياد زدم: تا نزدم پس گردنت، پدرت مادرت را نياوردم جلو چشمهات، حيوان را ولش كن برود، دارد جان ميكند. رهاش نكرد. با چشمهاش كه برق خوشحالي توشان پرشده بود، شده بود خيره توش و تقلاي ماهي. ماهي انگار برايش عيدي بود؛ كه پدري پدربزرگي يكهو از لاي قرآن سفره هفتسين درش آورده گرفته باشد جلوش؛ او هم با ذوق قاپيده گرفته فشرده باشد تو مشتش. جلوش تنگ ماهي بود. خالي. ماهي اما تو مشت پسرك بال بال ميكرد، دهانش باز و بسته ميشد و چشمهاش پلقيده بود بيرون. فرياد كه كردم، پسرك گشت طرفم، سرش را آورد بالا نگام كرد. تو چشمهاش مردمكهاش چيزي بود كه زبانم گرفت گريپاچ كرد نگشت ديگر دوباره چيزي بش بگويم. بگويم مثلن: گناه دارد حيوان، ميميرد، جاش تو آب است. فقط سرم را انداختم پايين زل زدم به كفشهام تا برود.يك قرني بايد گذشته باشد از وقتي كه سرم را دوباره آوردم بالا ببينم كاش رفته باشد و كاش چشمهاش، مردمكهاش كه توشان چيزي بود خيرهام نباشد. بود. نرفته بود پسرك. ايستاده بود جلوم شده بود مجسمه: يك تنگ شيشهاي بزرگ و ماهي قرمزي كه يك قرن پيش داشت تو مشت دستش جان ميكند؛ تو سينهاش نزديكاي قلبش آزاد و خوشحال برا خودش چرخ ميزد.
من نبودم
مادرم یتیم شد
من نبودم
درختان بی شکوفه نشستند
من نبودم
گنجشکها برگ و بارشان را بستند و از بهار گذشتند
من نبودم
نارنج ها از درخت به زیر افتادند
انجیرها از تراکم درد ترکیدند
ارباب صبحانه ای لذیذ از انجیر خورد
مادرم گفت : ای کاش گرگها مرا می بردند
ای کاش گرگها مرا می خوردند
سلمان هراتي
امام محمد تقي:
«إِظْهارُ الشَّىْءِ قَبْلَ أَنْ يُسْتَحْكَمَ مَفْسَدَةٌ لَهُ».
اظهار چيزى قبل از آنكه محكم و پايدار شود سبب تباهى آن است.
عماره بن یزید نقل ميكند: امام محمد تقی را ملاقات کردم. به آن حضرت عرض کردم، یابن رسول الله! علامت امام چیست؟ حضرت فرمودند: «امام آن کسی است که این کار را انجام دهد. حضرت دست مبارک خود را بر سنگی گذاشت و اثر انگشتانش در آن ظاهر شد.» راوی میگوید: پس دیدم که آهن را میکشید بدون آنکه آنرا به آتش بگدازد سنگ را با خاتم خود نقش میکرد. چون امامت منصب الهی و ریاست بر جمیع موجودات است مدعی زیاد پیدا کرده از اینرو باید علامتی باشد تا مدعی راستین امامت از مدعی دروغین معلوم باشد. در این روایت حضرت شخص را متوجه این معنا میکند که کسی که میگوید من از جانب خدا امام بر خلق هستم باید بتواند تصرف در موجودات عالم کند و کاری که از مدعیان دروغین بر نمیآید او انجام میدهد چرا که خداوند هیچگاه حجت خود را بر دست دشمنان خود و مدعیان دروغین جاری نمیکند.