|
|
کد خبر:
22010
تاریخ خبر:
پنجشنبه, 03 دی 1388
|
مجيد قيصري:
شماس شامي حاصل يك دغدغه دروني است
حميد نورشمسي
تهران امروز
به گزارش تهران امروز، همزمان با ايام دهه نخست ماه محرم، نخستين جلسه از هيات كتاب آشا با محوريت رمان«شماس شامي» نوشته مجيد قيصري و با حضور جمعي از نويسندگان و منتقدان در محل دفتر زمانه برگزار شد.
قيصري كه در سال گذشته با نگارش اين رمان در زمينه خلق نگاهي تازه و متفاوت به حادثه عاشورا توانست در جريان داستاننويسي كشور، هوايي تازهاي بدمد در اين نشست نيز همانند ساير گفتوگوهاي پيش از اين درباره اثر، بيشترين تاكيد خود را بر اين موضوع قرار داد كه «شماس شامي» بيشتر حاصل يك احساس و اداي دين دروني نويسنده به يك دغدغه دروني است تا به رخ كشيدن تكنيك نويسندگي يا زاويه و سبك روايت از سوي او.
وي در اين جلسه با وجود اينكه ترجيح ميداد بيشتر شنونده باشد تا گوينده، در سخنان كوتاهي گفت: من از داستان جالوت كه محور اصلي روايت در رمان شماس شامي است تنها به اندازه چند خط در مقاتلي مانند منتهيالامال و نفسالمهموم خوانده بودم و در اين اثر با توجه به دغدغه فردي خودم تنها سعي كردم به نوعي كولاژي از اين متنها با تلفيقي از تخيل در شكلدهي به داستان دست بيابم. آنچه از جالوت در اين كتاب روايت ميشود مابهازاي تاريخي ندارد، شخصيتي خيالي با نام شماس كه غلام اوست در واقع در حال روايت كردن داستاني از امير مفقود شده خود و نماينده امپراتوري رم در روزگار رخ داد واقعه عاشورا در شهر شام است.
وي ادامه داد: كتاب و نيز شماس در اين اثر درصدد روايت تاريخي نيستند، شماس شامي روايتي است دفاعگونه از جانب يك غلام در حق اميري كه به زعم او خائن نيست و اگر درصدد حادثهاي كه اساسا حتي به آيين و اعتقاد او نيز ارتباطي ندارد، محكوم به خيانت ميشود و بايد علت آن و در واقع علت برائت از آن را در موضوع ديگري جست كه برعهده خواننده اثر است و فكر ميكنم اين ماجرا در فصل پاياني اثر رخ ميدهد و داستان در واقع از انتهاست كه آغاز ميشود.
قيصري افزود: داستان شماس شامي، روايت يك ماجراي صرف تاريخي نيست كه در آن به دنبال نشانههايي از شناسايي المانهايي مانند شخصيت حضرت امام حسين(ع) بگرديم، داستاني برگرفته از ذهن و خيال يك نويسنده كه براساس جملهاي از مقتل ايشان نوشته شده است.
از ديد راوي داستان آنچه او در صدد انجام آن است در واقع حركت به سمت نوعي سلوك فردي است كه شايد در نگاه ديگران خيانت به شمار آيد و من به همين خاطر است كه در فصل پاياني اثر داستان را اينگونه به پايان بردم كه نشاني از جالوت در روايت و سرانجامي از او بر جاي نماند.
خالق رمان «باغ تلو» در ادامه در تشريح شخصيت راوي داستان، آن را بينياز از توصيفي بيش از آنچه در متن آمده است دانست و گفت: من به واقع نميدانم براي شماس راوي در اين اثر بايد به چه شخصيتي غير از آنچه اكنون داريم، ميرسيدم، تنها ميدانم كه او نبايد نگاهي امروزي به بسياري از اين وقايع ميداشت. او خود نيز به نوعي شيفتگي و حيرت رسيده است و در مقام دفاع از ارباب خود جالوت كه داستان در واقع حكايت شيفتگي اوست، تمام تلاش خود را به كار ميبندد كه او و اعمالش را توجيه كند.
قيصري افزود: درباره اين اثر تنها يك نكته بايد بگويم و آن اين است كه اگر به قلب حادثه نميزنم به اين خاطر است كه احساس ميكنم امروز اين حاشيهها شيرينتر است و من نيز به شخصه آنها را بيشتر دوست دارم و البته در اينجا هم حاشيهها بسيار بزرگتر از متن است و بنابراين سعي كردم در قالب اين اثر يك نگاه نو به ماجراي عاشورا نيز داشته باشم. اميدوارم شماس شامي توانسته باشد فتح بابي باشد براي اينكه بگويد هنوز ميتوان چنين كارهايي را در حوزه ادبيات ديني انجام داد و به نظرم ميرسد كه اين داستان امروز در حال رخ دادن است.
