|
|
کد خبر:
22855
تاریخ خبر:
شنبه, 12 دی 1388
|
نويسندهاي كه دو نفر است
الاهه دهنوي/ سعيد سبزيان
مترجمان «مجردان تپه»
ويليام ترور كاكس در واقع داراي دو هويت برجسته است: ترور كاكس مجسمهساز و ويليام ترور نويسنده. ترور كاكس مجسمهساز بر ويليام ترور نويسنده از آن جهت تاثير گذاشته كه توصيفاتش را تصويري كرده است. به همان طريق كه مجسمه خوشتراش و داراي
توازن اعضا بايد عاري از زوائد باشد، نوشتار اين نويسنده هم عاري از حشو است. اين ويژگي باعث شده كه نوشتار ويليام ترور پر از زيبايي و احساس باشد بيآنكه احساسات گرايي كند. براي همين است كه ترور در تشابه با چخوف قرار ميگيرد.
استفاده بهجاي ترور از زاويه ديد، درك بينظير او از ديدگاههاي متناقض، همدردياش با انسانهاي بيگانه از جامعه و نگاه انسانياش، او را به ناظري تيزبين تبديل كرده است. ترور شخصيتهاي ايرلندياش را با مضامين جهانشمول تنهايي، ناتواني در ارتباط و محدوديتهاي اجتماعي پيوند ميدهد، اما در داستانهايش تصويري مستمر را از كشورش نشان ميدهد كه در اثر تجربه استعمار همواره گرفتار سختيهاي بسياري بوده است. ترور وقتي ايرلند را تصوير ميكند، از تجربه تحصيلاتش در رشته تاريخ بهره ميگيرد؛ او تاريكي تصوير ايرلند امروز را در گذشته ايرلند ميجويد. يكي از دغدغههاي او تاثير خشونتهاي سياسي بر زندگي مردم عادي است.
تعدادي از داستانهاي ترور مستقيما با معضلات مردم ايرلند ارتباط مييابند و تمام آثار او التزام و پايبندي او را به هويت ايرلندي نشان ميدهند. اما بيشتر آثار او درباره زندگي آرام و روزمره مردم است: افراد متاهل، مجردان، كودكاني كه مورد عشق والدين و اطرافيان هستند و كودكاني كه از محبت بيبهرهاند. وقتي ترور درباره اين افراد مينويسد لحن نوشتارش ترحمآميز و آميخته با شفقت است. ترور ميگويد زندگي ما تحت تاثير حوادث اتفاقي قرار ميگيرد. در دنياي پر از رنجي كه او به تصوير ميكشد، گاهي افرادي را هم ميبينيم كه به آرامش ميرسند. تنها عاملي كه همين معدود افراد را از مصيبتها و ويرانيها و شكستهاي زندگي نجات ميدهد «تخيل» است: وجه مميزه آنها زيستن در تخيل است. اين ويژگي را در رمان تورگنيفخواني ميبينيم كه مريلوييس 31 سال زندگياش را در خيالات عاشقانه گذراند.
مجردان تپه يكي از نمونههاي قابل توجه از آثار ترور است كه ميتوان تمامي فضاسازيهاي منحصر به فرد ترور در خلق بكرترين لحظات و حوادث انساني و احساسي با بهرهگيري از اصول موجزنويسي را در آن مشاهده كرد.اين نگاه و نفوذ او به ذهن و انديشه مخاطبانش است كه او را نه در ميان همسبكان ادبياش بلكه در ميان تمامي داستان نويسان همعصر وي متمايز ميكند.
