برخي قدر انقلاب را درك نميكنند
انتقاد دكتر قاليباف از
افراط و تفريط در فضاي سياسي
گروه سياسي: شهردار تهران كه در روزهاي حساس پس از انتخابات بارها سخن گفته و كوشيده بود در اظهارنظرات خود جانب اعتدال را رعايت كند ديروز در آيين بزرگداشت سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي كه از سوي جبهه پيروان خط امام و رهبري استان قم در مسجد زينالعابدين (ع) برگزار شد، حضور يافت و به تفصيل در رابطه با اختلافات به وجود آمده صحبت كرد. او بخش عمده سخنان خود را به موضوع انقلاب اسلامي و لزوم قدرشناسي از نعمتي كه در اختيار مردم قرار گرفته اختصاص داد اما در مهمترين بخش سخنانش توصيههايي را خطاب به معترضان مطرح كرد و با انتقاد از كساني كه به دنبال ادامه اين روند هستند اظهار داشت : آيا اگر هر اعتراضي داشتيد بايد در كف خيابان به دنبال آن باشيد يا اينكه بايد با منطق حرف بزنيد و از راههاي قانوني آن را دنبال كنيد؟ محمدباقر قاليباف به بُعد ديگر ماجرا نيز توجه كرد و در ادامه سخنان خود به انتقاد از مديريت نامناسب در جريان اعتراضات پرداخت و گفت: چه آنهايي كه بد مديريت كردند و چه آنهايي كه ناامني ايجاد ميكنند تا مديران نتوانند مديريت كنند هر دو مشكل ايجاد ميكنند. وي از بداخلاقي و ريختن آبروي شهروندان انتقاد كرد و افزود: آيا ميتوان گفت هر كسي كه به هر بهانه و دليلي بداخلاقي ميكند و آبروي كسي را ميبرد، در مدار انقلاب حركت ميكند؟
مقام معظم رهبري در ديدار پرسنل نيروي هوايي ارتش:
22 بهمن،مستكبران را مبهوت خواهد كرد
آمريكا و صهيونيسم و مجموعه مستكبران و زورگويان دنيا نخواهند توانست با ابزارهاي سياسي و اقتصادي يا تهديد و تهمت و تحريك ايادي خود، اندكي اين انقلاب را بلرزانند
حضرت آيتالله خامنهاي رهبر انقلاب اسلامي و فرمانده كل قوا روز دوشنبه در ديدار جمع زيادي از فرماندهان، افسران، خلبانان و كاركنان نيروي هوايي ارتش، راز استحكام، ماندگاري و اثربخشي انقلاب اسلامي را وجود انگيزه الهي، اخلاص و ايمان در بناي آن دانستند و با اشاره به ضرورت حفظ وحدت آحاد مردم تاكيد كردند: ملت ايران در روز 22 بهمن، با نمايش وحدت كلمه و اتحاد خود، جبهه استكبار را بار ديگر همچون گذشته مبهوت خواهد كرد. در اين ديدار كه در سالروز بيعت تاريخي جمعي از افسران و كاركنان نيروي هوايي با امام خميني (ره) در 19 بهمن سال 57 انجام شد، فرمانده كل قوا، حادثه 19 بهمن 57 را يك خط شكني بزرگ سياسي خواندند و افزودند: در اين حادثه جز انگيزه خدايي و اخلاص، هيچ انگيزه ديگري وجود نداشت و به همين دليل حركت 19 بهمن 57، در تاريخ ماندگار شد و همچنان نيز اثرگذار است.
خوشههايي كه نارس ماندند
چرا دولت در گام اول يارانهاي موفق نبود؟
رسول رضايي: «خوشه بنديها مبناي پرداخت يارانهها نيست» ظاهرا اين نتيجه تمام اقدامات دولت در دو سال گذشته درباره چگونگي اجراي قانون يارانههاست. نتيجهاي كه اگر چه طبيعي است اما اصرار دولت به اجراي آن غير طبيعي بود. چرا كه از همان ابتدا هم بر همگان محرز بود كه نميتوان رسما به طبقاتي كردن اقشار مختلف جامعه پرداخت تا بر مبناي اين طبقات خودساخته به بخشي از جامعه يارانه پرداخت بشود و به طبقهاي ديگر يارانه تعلق نگيرد. شايد به دليل آگاهي از تبعات منفي طبقاتي كردن جامعه بود كه مجلسيان هنگام بررسي لايحه يارانهها بخشي از نظر دولت را كه ناظر برتخصيص يارانه نقدي فقط به برخي «دهكها» بود، حذف كرده و در عوض بندي را به لايحه اضافه كردند كه بر اساس آن يارانه نقدي به همه مردم تعلق ميگيرد. اما با اين وجود دولت به تفسير موسع از مصوبه مجلس پرداخت و خوشهبنديهاي سهگانه را ملاك تقسيم يارانه قرار داد آن هم بهگونهاي كه خوشه سوم خارج از شمول دريافت يارانه قرار گرفت و بلافاصله واكنشهاي منفي را در جامعه موجب شد. دامنه اعتراضها كه گاهي به صورت طنز و كنايه گويي ميان مردم تبلور يافت به قدري بالا گرفت كه مسئولان دولتي يكي پس از ديگري در صدد توضيح برآمدند.
ابتدا اعلام شد كه شهروندان خوشه سومي حق اعتراض دارند، در گام بعد از تعلق يارانه با نسبتهاي متفاوت به تمام خوشهها سخن گفته شد و سپس رئيسجمهور از همه مردم درخواست كرد خوشه بنديها را از ذهن خود كنار بگذارند و نهايتا معاون وزير اقتصاد هم در يك كنفرانس مطبوعاتي پايان رسمي خوشهبنديها را اعلام كرد تا كمي از التهابات خوشهاي كه در جامعه ايجاد شده بود، فروكش كند و البته دولت هم پس از يك تجربه آزمون و خطا باز هم به همان نتيجهاي برسد كه پيش از اين برخي كارشناسان اهل فن به آن رسيده بودند و نمايندگان سعي كرده بودند با انجام تغييراتي دولت را از رفتن به مسير خوشه بندي و طبقاتي كردن جامعه باز دارند. اما ظاهرا دولت فقط وقتي از نظر خود عدول كرد كه در فرآيند آزمون و خطا به تبعات منفي تقسيم مردم در
سه طبقه پي برد.
اگر چه دولت اين بار خيلي زودتر به نقايص طرح اقتصادي خود پي برد اما با اين وجود هنوز هم اين سوال اساسي باقي مانده است كه « دولت بر چه اساسي به كارشناسي بودن طرحهاي اقتصادي خود تاكيد دارد و با تمام وجود از آن دفاع ميكند و حتي به اجراي نيمه تمام برخي از اين ايدهها هم اقدام ميكند ولي در نيمه راه از آن باز ميماند؟» مثلا دولت درباره طرح بنگاههاي زود بازده،
تك رقمي كردن تورم، تك رقمي كردن سود بانكي، تك رقمي كردن نرخ بيكاري، پرداخت وام خريد مسكن به 40 هزار نفر و...كه اصرار فراواني بر كارشناسي بودن آنها داشت، كارنامه عملكرد خود را ارائه دهد.
گو اينكه دولت و در رأس آن رئيسجمهور طي چهار سال گذشته در تحقق چنين وعدههايي سخنراني بسيار كردهاند اما درحال حاضر و در عمل كمتر دولتمردي جرات ادعاي تك رقمي شدن نرخ بيكاري و تورم را داشته يا حتي حاضر باشد در مخيله خود به فكر
تك رقمي كردن سود بانكي باشد. منشأ تمام اين مصاديق يك ريشه دارند و آن هم نوع نگاه دولتمردان به موضوعات اقتصادي است. گو اينكه اقتصاد از قوانين خاص خود تبعيت ميكند و به هيچ عنوان تبليغات پذير نيست و نميتوان با شعارهاي روزمره و صدور دستور به درمان آن پرداخت.
در واقع ريشه اختلاف اقتصاددانان با دولتمردان به همين مقوله بر ميگردد. يعني تكنوكراتهاي اقتصادي از نگاه شعاري، احساسي و دستوري دولت به موضوعات حساس اقتصادي ناراضياند اما در همان حال دولتمردان هم از نگاه انتقادي اقتصاددانان به برنامههاي دولت برداشت سياسي ميكنند و اين شهرآورد در حوزه اقتصاد طي چهار سال گذشته ادامه داشته و البته اقتصاددانان معتقدند دولت در نهايت و پس از طي يك دوره آزمون و خطا و البته با صرف هزينههايي از منابع عمومي كشور، به همان نقطهاي ميرسد كه ميتوانست به آساني و با بهرهگيري از نظرات كارشناسي به آن برسد بدون اينكه به صرف هزينههاي كلان نيازي باشد. ظاهرا تشخيص نسبتا ديرهنگام طبقاتي كردن جامعه تازهترين نمونهاي است كه در اقدامات اقتصادي دولت رخ داده است.
واكنش انتقادي به نامه سيدحسن خميني
ضرغامي با انتشار جوابيهاي، از مستند« شاخص» دفاع كرد
نامه انتقادي حجتالاسلام سيدحسن خميني به عزتالله ضرغامي، رئيس سازمان صدا و سيماي جمهوري اسلامي درباره پخش گزينشي سخنان امام خميني(ره) در برنامه « شاخص»، با واكنشهاي مختلفي روبهرو شد كه مهمترين آن جوابيه عزتالله ضرغامي بود، واكنشهايي كه در سرفصلي مشترك رفتارهاي هشت ماه گذشته سيدحسن خميني و كنشهاي سياسي او در ماجراهاي پس از انتخابات را مورد انتقاد قرار دادند. در اين ميان عزتالله ضرغامي علاوه بر چنين اشارهاي، به تفصيل از رويه صدا و سيما دفاع كرد و با تاكيد بر اينكه در شرايط كنوني، قسم خورده انقلاب و امام (ره) و رسانههاي بيگانه و به اعتقاد من با همراهي ضد انقلاب داخلي و پشيمان شدگان و در راه ماندگان انقلاب سعي در مخدوش كردن چهره آن عزيز سفر كرده و نابودي راه نوراني او دارند، محور تلاشهاي صدا و سيما را شناسايي همه ابعاد وجودي امام (ره) به نسل جوان دانسته است. ضرغامي درباره مستند «شاخص» نيز نوشته است: اين مستند بر آن است كه سلوك حكومتي امام (ره) عزيز را مورد بررسي قرار دهد و البته در اين مسير چهره مقتدر و سازشناپذير، مستدل و عقلاني، روشنگر و آگاهيبخش، متواضع، با محبت و مهربان، آرامش بخش و حتي همراه با طنز و مطايبه معظم له نيز مورد توجه قرار گرفته است. سازندگان اين مستند؛ با ذكر تاريخ سخنراني؛ شأن نزول آن و تبيين شرايط ويژه جامعه در آن مقطع زماني نهايت امانتداري را به خرج دادهاند. در اين مستند روشنگري و اطلاعرساني پيرامون امام و قانون، امام و بنيصدر، امام و فلسطين؛ امام و مردم،امام و جمهوري اسلامي ،امام و ولايت فقيه، امام و گروهكها و... كه از اساسيترين موضوعات مورد نياز در جامعه است؛ مورد بررسي قرار گرفته است. نگاه ما به امام، نه صرفا به عنوان يك شخصيت مقطعي و كاريزماتيك و پدري مهربان و عارف، بلكه در جايگاه يك مصلح بزرگ جهاني و ارائهدهنده تئوري نجاتبخش و مترقي« ولايت فقيه» براي هدايت آحاد انسانها تا ظهور منجي عالم بشريت روحي لهالفداء است. وي همچنين با اشاره به تقدير سيد حسن خميني از مستند « امام روحالله»، زبان به گلايه گشوده است كه «در اين فاصله كوتاه زماني چه اتفاقي رخ داده كه شاخصهاي قضاوت اطرافيان شما را تا اين حد دگرگون ساخته است. از من خواستهايد كه از ياران نزديك امام دعوت كنم تا درباره امام (ره) صحبت كنند و موضوع روشن شود. پخش مستند سخنان اين ياران نزديك كه در همان شرايط زماني سخن گفته و اعلام موضع كردهاند بسيار واقعيتر و باورپذيرتر است تا امروز و اتفاقا ارزش هنري و حرفهاي مستند نيز به همين است! رئيس صدا و سيما در ادامه از حسن خميني انتقاد كرده كه چرا برنامه را نديده و به منابع موثق اكتفا نموده است و از نوه امام (ره) پرسيده است:« آيا پاداش اين همه تلاش براي نشان دادن چهره نوراني آن امام بزرگ به هنرمندان، برنامهسازان، دوستداران و علاقهمندان آن عزيز سفر كرده در رسانه ملي عباراتي نظير «غيرصادقانه»، «تحريفآميز»، «خشن»، « شخصيت دست ساخته سيما»، «فرسنگها فاصله با حقيقت امام»، « اشتباه فاحش»، «چشم پوشي از هزاران هزار جلوه رافت و محبت امام»، «مخدوش كردن چهره عارف كامل، مهربان و مقتدر»، «نياز به تذكر كتبي» و... است؟! انتقاديترين بخش نامه ضرغامي اما اشاره دارد به رويدادهاي پس از انتخابات، آنجا كه مينويسد: همانگونه كه به حكم وظيفه فرزندي امام(ره)، اعتراض جدي به اقدامات صدا و سيما داريد؛ اي كاش همينگونه هم نسبت به حوادث هشت ماه گذشته و جفايي كه دشمنان انقلاب و اسلام به اساس نظام جمهوري اسلامي و ميراث گرانبهاي امام(ره) كردند و بغض و كينه ساليان خود را در كوچه و خيابان فرياد زدند ؛ بيانيه ميداديد و آن اقدامات شرمآور را نيز محكوم ميكرديد. ضرغامي در بخش پاياني نامه خويش با تاكيد بر اينكه «با شما ناگفتههاي فراوان ديگري نيز دارم. اين مقدار هم صرفا بهدليل علنيشدن دستخط مستقيم جنابعالي بود كه تصور آن نميرفت»، اظهار اميدواري كرده است كه «مجموع اين دو نامه مايه خير و بركت و خلق انگيزه و ظرفيت جديدي براي بررسي
همه جانبه رويدادها و سلوك حكومتي امام (ره) در دهه اول انقلاب شود.» گفتني است پيش از اين حسين شريعتمداري، مديرمسئول روزنامه كيهان و حجتالاسلام حميدرسايي، نماينده حامي دولت در مجلس با انتشار يادداشتهاي انتقادي، علاوه بر دفاع از رويكرد صدا و سيما، رفتارهاي سياسي سيدحسن خميني در چندماه اخير را مورد انتقاد قرار داده و عدم واكنش او به برخي رويدادهاي سياسي پس از انتخابات را مورد پرسش قرار داده بودند. به اعتقاد اين گروه از منتقدان، واكنشها و رفتارهاي نوه امام(ره)، انتظارات آنها را برآورده نكرده است. چنين انتقاداتي در واكنشهاي ديروز برخي از نمايندگان مجلس و تشكلهاي دانشجويي نيز به چشم ميخورد.
تاملي در جايگاه 22 بهمن
دکتر امير دبيريمهر
تهران امروز
پس از 30 سال، بهرغم اينکه درباره انقلاب اسلامي و جمهوري اسلامي در 15 سال اخير مقالات زيادي نوشتهام و سخنرانيهاي فراواني کردهام اما هنوز اين دو مفهوم داراي جاذبه فراوان براي نوشتن و سخن گفتن هستند و گويي هر سال روحي نو و تازه در کالبد انقلاب اسلامي دميده ميشود و از اين روست که در بحثهاي مربوط به فلسفه انقلاب اسلامي تاکيد ميکنيم انقلاب اسلامي يک پديده تاريخي نيست بلکه روندي پويا و مستمر است و ندانستن اين دقيقه منشأ بسياري کژفهميها و انحرافات در انقلاب اسلامي است.» انقلاب اسلامي را ميتوان با چند معيار بازشناسي کرد كه عبارتند از: 1 - فراگيري: انقلاب اسلامي برخلاف جنبشهاي اجتماعي مرسوم جهان محدود و بخشي نيست بلکه مردمي بوده و وسعت و فراگيرياي حتي فراتر از مرزهاي جغرافيايي ايران دارد. چنانچه دستکم سه دهه است خاورميانه را تحت تاثير قرار داده است.2 - رابطه با دين: انقلاب اسلامي يک انقلاب کاملا ديني و اعتقادي است که بدون ترديد ملهم از عاشوراي حسيني است. وجه ستمستيزي؛ آزاديخواهي و مبارزات اين انقلاب ريشه در مجاهدتهاي شيعه در سدههاي اخير دارد.3 - نوگرايي و پيشرفتخواهي: انقلاب اسلامي از آنرو که رهبر و رهبراني نوگرا و پيشرفتخواه داشت که خواستههاي تاريخي ملت را ميشناختند وجه برجستهاي از پيشرفتخواهي و مبارزه و تقابل با عقبماندگي و جهالت دارد.4 - ضدوابستگي: اين انقلاب مردمي وجه پررنگي از گرايشهاي ضداستکباري و ضداستعماري و استقلالطلبانه دارد و حول مفهوم عزت معنا پيدا ميکند. 5 - مبتني بر اجتهاد و تحجرستيز: حضور روحانيون اصولي و مجتهد شيعه و در رأس آنان امامخميني(ره) در نهضت اسلامي، اين انقلاب را در مقابل جريانات متحجر و خرافهگرا و متعصبي قرار داد که تاب تحمل تدريس فلسفه آقا روحالله را در حوزه علميه نداشتند.
همراهي بسياري از روشنفکران دانشجويان و نويسندگان با رهبر کبير انقلاب، از اين وجه روشنگرانه و تحجرستيز انقلاب بود. انقلابي که در دوران استقرار نيز با کليد اجتهاد و فقه پويا مشکلات را مرتفع كرده است.6 - آزاديخواهي: رهايي از يوغ استبداد، استحمار و استضعاف و تخفيف و تحقير انسانها از آرمانهاي اساسي انقلاب اسلامي بود و به نظر من اگر شناخت دقيقي از گفتمان امام راحل داشته باشيم اين بعد آزاديخواهي در شخصيت امام بسيار پررنگ بود. آنجا که شاه را براي تحقير شدنش در برابر بيگانگان سرزنش ميکردند. از آنجا که انقلاب اسلامي حرکتي مستمر و پوياست نميتواند از ريشهها و خاستگاههاي خود جدا شده و از مطالبات مذکور که در شعار اصلي انقلاب يعني «استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي» تبلور يافته است منفک شود. به عبارت ديگر «مردمي بودن و متکي بر آرا و عواطف مردم بودن»، «ديني و اسلامي بودن و حرکت در چارچوب متقن شرعي و اعتقادي»،«نوگرايي و پيشرفتخواهي و آباديطلبي»، «استقلالطلبي و عزتخواهي»، «اجتهاد، نوآوري و انعطافپذيري» و«آزاديخواهي» جزو ذات انقلاب اسلامي است و جمهوري اسلامي با تکيه بر اين محکمات توان استمرار در سايه انقلاب اسلامي را دارد و به تعبيري استحاله انقلاب اسلامي زماني آغاز ميشود که هر يک از ابعاد و وجوه ششگانه آن فراموش شده يا کماهميت شود.22 بهمن روزي است که يک ملت درخصوص اين شش وجه بنيادين که محکمات انقلاب اسلامي است با هم تجديد ميثاق ميکنند و با هم يکصدا و همداستان ميشوند که ايراني ميخواهيم اسلامي، متکي برآراي مردم، در حال پيشرفت، مستقل، آزاد و نوگرا، ايراني ميخواهيم که آرمانهاي آن در قانون اساسي احصا شده است،ايراني که با خون صدها هزار شهيد و براي زنده ماندن آرمانهاي تاريخي و اعتقادياش رنگين و پابرجا مانده است. 22بهمن روز همدلي و همرايي و
هم صدايي ملتي بزرگ براي تجديد بيعت با آرمانهايي متعالي است که فراموشنشدني است و عبور سالها و فراز و نشيبهاي سياسي و اجتماعي غباري بر آن نمينشاند.